eitaa logo
دوتا کافی نیست
49.7هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
1.7هزار ویدیو
35 فایل
کانالی برای دریافت اخبار مهم و نکات ناب در زمینه فرزندآوری، خانواده و جمعیت (دوتا کافی نیست، برگزیده دومین رویداد جایزه ملی جمعیت در بخش رسانه) ارتباط با مدیر @dotakafinist3 تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/3841589734Cc5157c1c6e
مشاهده در ایتا
دانلود
دوتا کافی نیست
✅ ساده اما صمیمی... قدیمی ترها یادشونه زمستون های سرد و بخاری های نفتی پِت پِتی رو!! برفهای سفید
ساده اما صمیمی.... تماااام عروسی های قدیم توی خونه بود و تابستون. از ساعتای سه بعد از ظهر عروسی شروع می‌شد. یه سری مهمون داشتن به صرف «چای و شیرینی» یعنی اینا شام دعوت نبودن😁 فقط عصری می‌رفتن برای تماشای عروس و خوردن شیرینی و سر شب برمیگشتن خونه شون. و اونایی که شام دعوت بودن دیرتر می‌رفتن و تا پایان مراسم حضور داشتن. شیرینی های عروسی « پاپیون و زبان» بود. میوه هم سیب و خیار. هنوزم که هنوزه وقتی سیب و خیار رو با هم می‌خورم یاد عروسی های قدیم میفتم. حیاط رو میشستن و فرش می‌کردن و بعضی ها توی حیاط میشِستن. مادر عروس و مادر داماد معمولا انقدررر کار داشتن نه آرایشگاه می‌رفتن نه لباس درست حسابی می‌پوشیدن، کل مراسم درحال بدو بدو بودن. کفش پوشیدن توی مراسم اصلا مد نبود و همه جوراب داشتن😁 یا پاريزین یا شیشه ای. مشکی یا رنگ پا و اکثر خانومایی که جوراب شیشه ای مشکی داشتن تا آخر شب جورابشون از چند جا در ميرفت😂😂 عروس همون عصری از آرایشگاه میومد خونه که مهمونای چای شیرینی ببیننش. تو کل خونه فقط یه صندلی بود اونم جایگاه عروس بود رو صندلی ام معمولا یه پارچه سفید مینداختن. دی جی کسی نمیدونست چیه؟ ضبط داشتن با نوار کاست. آهنگ ها پشت هم پخش میشد. گاهی نوار کاست رو عقب جلو می‌کردن که آهنگ مورد علاقه شون پخش بشه و یه صدای «قیدخجئلقطدمئبب » از ضبط شنیده میشد. اگر عروسی بود که سفره عقد نبود اما اگر عقدکنون بود یک اتاق خونه رو خااااالی میکردن. خالیه خالی فقط یه فرش داشت. از صبحش یا از دیشبش چندتا از فامیلای عروس و داماد میومدن سفره عقد رو میچیدن. بعدم شش تا قفل به در اتاق عقد میزدن که کسی نره داخل. روز جشن یکی از بداخلاق ترین زنای فامیل رو مامور میکردن که نذاره بچه ها از محدوده ی اتاق عقد رد بشن.🤔 توی مراسم گاهی تک و توک مهمون ها کفش داشتن و همیشه پاشنه ی کفشاشون رو می‌ذاشتن رو دست و پای بچه ها 🥺 و اصرار داشتن عربی برقصن😁 یه نفر با پارچ استیل و لیوان استیل تو مهمونا راه می‌رفت و می‌گفت کسی آب نمیخواد ؟؟ کم کم انقدر شلووووغ میشد که فقط یه تیکه یک در یک، وسط خونه برای رقص خالی میموند. اگرم از جات بلند می‌شدی، جات رو میگرفتن.😐 دسشویی داخل خونه رو می‌بستن و فقط دستشویی حیاط باز بود، اونجام صف داشت. 😅 بچه ها شاباش ها رو از دست هم میقاپیدن. بعضي بچه ها توی عروسی گم میشدن 🤦🏼‍♀️ رو کله ی عروس دوماد در حد رگبار نقل می‌ریختن😅 گاهی نقل ها تو صورت عروس دوماد پرت میشد یه عده ام نقل ها رو بعد از رقص و کلی راه رفتن روش از کف زمین جمع می‌کردن و می‌بردن خونه شون می‌ریختن تو قندون شون و تا مدتها می‌خوردن 😂 موقعی که می‌خواستن به عروس دوماد کادو بدن، یکی از بد صدا ترین و جیغ جیغوترین زنای فامیل رو مامور می‌کردن تا با کمک حنجره اش کادوها رو اعلام کنه. هرچی ام می‌دادن، اصرار داشتن همونجا تو دست و گردن عروس کنن.😅 عروس تو کل مراسم در حال خجالت کشیدن و قرمزشدن بود☺️ بلد نبود برقصه. زنا شاباش هاشون رو تو دهن عروس دوماد می‌کردن. یه نفرم نایلون دستش بود و تند تند شاباش ها رو از دست عروس دوماد می‌گرفت، می‌کرد تو نایلون. معمولا شام دو سیخ کوبیده بود با پلو و گوجه و یه بسته کره و نوشابه زرد از اون شیشه ای باریک ها، غذاها هم که توی ظرف ملامین سرو می‌شد. بعد از تموم شدن مراسم خودمونی ها بسته به میزان معرفت شون، می موندن و ظرف می‌شستن و جارو می‌کشیدن و تو جمع کردن بساط عروسی کمک می‌کردن با خستگی تموم، بعدش یه شیرمرد دلاور پیدا می‌شد اونا رو برسونه خونه شون... 🌹🌹 یادش بخیر... 😌😍 کانال«دوتا کافی نیست» http://eitaa.com/joinchat/1096876035Ccaac6a6075