«گرچه عشق بینمان به سرانجام نرسید،
اما از تو بابت تمام آن روزهایی که عمیقاً
حس کردم زندهام، ممنونم.»
ته قلبم هیچی نمونده،
نه ذوقی، نه شوقی،
نه امیدی، هیچی هیچی،
انگار من دیگه من قبلا نیست،
من قبلا خیلی آدم خوشحالی بود
یعنی من از این روزها زنده بیرون میام؟
حس میکنم اون قسمت از مغزمو که ؛
باهاش میتونستم ادمارو تحمل کنم از دست دادم ..
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دستِ من نیست به کلامی گریهام میگیرد ..
عاقبت جانِ مرا این همه غَم میگیرد ..