eitaa logo
تدابیر طب ایرانی و مکمل
2.4هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
354 ویدیو
16 فایل
دکتر الهه دلشاد/پزشک/ متخصص طب سنتی ایرانی و مکمل فارغ التحصیل از دانشگاه علوم پزشکی مشهد ارتباط با من: @edelshad حدفاصل چهارراه دکترا و میدان بیمارستان امام رضا. انتهای ابن سینا ۵ رزرو نوبت: ۰۵۱۳۸۵۳۰۹۱۱_۰۹۳۸۱۶۶۵۶۴۷
مشاهده در ایتا
دانلود
خیرین و نیکوکاران ارجمند 🔹شماره کارت و شماره شبا جهت واریز کمک های شما عزیزان به موکب خدمت رسانی به زائرین پیاده حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام 🔻گروه جهادی شهید ابراهیم هادی 🔺 شماره کارت :🔻6273817010160681🔻 شماره شبا : 🔻‎IR250150002049801150262688🔻 🔰تا پایان ماه صفر کلیه مبالغ واریزی برای موکب هزینه می شود مگر اینکه خیرین گرامی نیت و قصد از واریز وجه را اطلاع رسانی نمایند 🔸ارتباط با ادمین: @ymirzaie
هدایت شده از ☘ به بانو 🧕
💢 ۵ عامل مهم برای پیشگیری از کاهش ذخیره تخمدانی (هورمون آنتی مولارین AMH)💢 🔆۱ـ گرفتن آفتاب را برای دریافت ویتامین دی فراموش نکنید. امروزه بدلیل نگرانی از آسیب آفتاب، در بسیاری از موارد شاهد کاهش ویتامین دی هستیم. بهتر است روزانه ۲۰ دقیقه بین ساعت ۱۱ تا ۱۴ با یک پوشش مناسب آفتاب بگیرید. 🧴۲ـ ازحشره کش ها وآفت کش استفاده نکنید. آفت کش ها و حشره کش ها برای باروری شما مشکل ایجاد می کند.پس بهتر است برای باغچه و گیاهان فضای داخلی آپارتمان خود ونیز از بین بردن حشرات از سموم طبیعی مثل سرکه، جوش شیرین و ……استفاده نمایید. 🚰۳ـ آب بد ننوشید. آبی که مصرف می کنید حتما ازفیلترشدن وتمیز وبهداشتی بودن آن مطمئن شوید. سعی کنید آب خود را در ظروف شیشه ای واستریل بنوشید. از نوشیدن آب در ظروف وبطری های یکبار مصرف خودداری کنید. وجود ماده BPN در پلاستیک که بک ماده سمی است براحتی از طریق آب مانده و گرم شده در بطری پلاستیکی یکبار مصرف می تواند وارد بدن شما شود. 🛌۴ـ کارهای روزمره تان را زیاد نکنید. در طول روز برای خود ساعاتی را برای استراحت و خوابیدن اختصاص دهید.وقتی یاد بگیرید از خودتان بهتر مراقبت کنید نتیجه آن باعث حمایت ذخایر تخمدانی خواهد بود. ⛔️ ۵ــ از تامپون استفاده نکنید. پنبه ماده اصلی پدهای بهداشتی و تامپون ها می باشد. از آنجاییکه پنبه دارای ماده ای بنام گلوکوپاد است که حاصل هزاران آفت کش می باشد. بایستی گفت استفاده از تامپون ها و تماس مستقیم آنها با مخاط وازن باعث جذب این ماده سمی به گردش خون میشود .این اتفاق برای پد های بهداشتی میسر نمی‌شود.شما می توانید در مواقع اجبار و نیاز به تامپون از تامپونهای ارگانیک استفاده کنید. https://eitaa.com/Behbanou
تدابیر طب ایرانی و مکمل
💢 ۵ عامل مهم برای پیشگیری از کاهش ذخیره تخمدانی (هورمون آنتی مولارین AMH)💢 🔆۱ـ گرفتن آفتاب را برای
به قلم خانم محبوبه اعلمی در خصوص پیشگیری از کاهش ذخیره تخمدانی کارشناس ارشد مامایی از ماماهای با تجربه👆🌸
هوالشافی باروری در سال‌های بعد از کرونا ، متاسفانه شاهد مواردی از ناباروری هستیم که افراد یا برای بار اول در بارداری دچار مشکل هستند و یا با وجود یک یا دو فرزند ، این بار دچار مشکل شده اند. ناباروری های اولیه و ثانویه از مراجعات نسبتا زیاد مطب ماست. که هم به حکم وظیفه حرفه ای و هم وظیفه اجتماعی تمام علم و تلاش خود را برای رفع این مساله و پیشگیری از بروز آن به کار میگیریم. پس از شرح حال گیری مفصل و بررسی آزمایشات و تصویر برداری های لازم و ... درمان را شروع می‌کنیم. مانند بسیاری از بیماری های دیگر در کنار درمانهای طب رایج ، طب ایرانی میتواند کمک کننده باشد و در این مسیر اصلاح مزاج و اصلاح سبک زندگی حرف اول را میزند: اصلاح تغذیه خواب کافی و به موقع ورزش و فعالیت متناسب کنترل استرس ها استفاده از مکمل های مورد نیاز داروهای تقویت کننده باروری استفاده از اقدامات طب مکمل مثل طب سوزنی بادکش ماساژ ناف گیری زالو درمانی.... موارد فوق همچون تکه های یک پازل درمانی، چنانچه در جای خود قرار گیرد آن شالله پس از طی دوره درمان به ثمر رسیده و باروری ایجاد می‌شود. یکی از موارد و آزمایشاتی که در ابتدا لازم است چک شود ذخیره تخمدانی یا AMH می‌باشد که چنانچه از حد نرمال کمتر باشد اثر بخشی روش های درمانی کم می‌شود. با احترام دکتر الهه دلشاد ، متخصص طب ایرانی و مکمل https://eitaa.com/dr_delshad
هدایت شده از کانال حمید کثیری
⚫️ پیامبر از زبان سیدالشهدا 🔴 اسطوره‌ای در افق هستی این عبارات زیبا، بخش کوچکی از ویژگی‌های رفتاری پیامبر اکرم (ص) است که از زبان حضرت سیدالشهداء (ع) توصیف شده: 👈 «دائمُ الفکر» بود؛ همیشه در تفکر بود، هرگز از فکر کردن خسته نمی‌شد؛ 👈 «مُتِواصِلُ الأحزانِ» بود؛ یعنی همواره در غمِ شیرینِ باوقاری فرو رفته بود و معلوم میشد که غم متصلی است و بخش اعظم این غم، در دل پیامبر(ص) بود؛ در حالیکه معمولاً بر لبش، لبخند جاری بود؛ اما غمِ سنگین و ریشه‌داری در دل همراه او بود. آیا غمِ ناشی از درکِ یک حقیقتِ بزرگ بود؟ غمِ مردم بود؟ 👈 «لِیسَت لَهِ راحةٌ» هرگز پیامبر را بی‌دغدغه نمی‌دیدیم، همیشه دغدغه‌ی چیزی داشت. 👈 «طَویلُ السَّکت» یعنی اهل سکوت‌های طولانی بود. 👈 «لایَتَکَلَّمُ فی غَیرِ حاجَةٍ» جز زمانی‌که لازم و مفید بود، سخن نگفت. بنای پیامبر بر سکوت بود، اِلّا وقتی‌که حرف زدن، ضرورت و فایده‌ای می‌داشت. 👈 لَیِّن و اهل مدارا بود. اما تو خالی و بی‌اراده نبود. باوقار بود، در عین حال ترسناک هم نبود. پیامبر همیشه در بین ما حُرمت و ابهّت داشت، اما هیچ‌وقت از او نمی‌ترسیدیم. 👈 نعمت هرچند اندک، نزد او بزرگ بود. بدِ هیچ‌کس و هیچ‌چیز را نمی‌گفت. هرگز برای امر دنیوی و برای منافع خود عصبانی نشد. هرگز قاه‌قاه نخندید اما همواره تبسّم بر لب داشت، ظاهر و باطنش با مردم یکی بود. در خلوت و جلوَت یک شخصیت داشت. 👈 رفتارش در جامعه با مردم چگونه بود؟ بنای پیامبر بر دوستی و جذب و وحدت و محبت و اُلفت با مردم بود، نه ایجاد نفرت. «کانَ یُؤَلِّفُهُم و لایُنَفِّرُهُم». 👈 «مَن سَألَهُ حاجَةً لَم یَرجِع إلا بِها أو بِمَیسورٍ مِنَ القَولِ» هرکس به پیامبر رجوع می‌کرد و از او چیزی و کمکی می‌خواست، محال بود که بی‌جواب و با دست خالی برگردد. پیغمبر اگر داشت، می‌داد و اگر نداشت، او را با کلماتِ زیبا بدرقه می‌کرد، از او عذر می‌خواست، به او آرامش می‌داد و به‌گونه‌ای سخن می‌گفت که از دادنِ آن چیز هم نزد آن فرد عزیزتر بود. 👈 هیچ‌کس از محضر(ص) پیامبر ناراحت بیرون نمی‌رفت، حتی دشمنانش وقتی نزد ایشان می‌رفتند و در ساحت قدس او قرار می‌گرفتند، از جلسه که بیرون می‌آمدند، نمی‌توانستند از او متنفّر باشند. 👈 «و صارَ لَهُم أباً» برای مردم پدر بود «و صارَ عِندَه سِواء» و همۀ مردم بدون استثناء در چشم او مساوی بودند. برای هیچ‌کس بی‌دلیل، احترامی بیش از بقیه یا بی‌احترامی قائل نمی‌شد. 👈 اهل «تَسوِیَةُ النَّظَرِ و الإستِماعِ بَینَ الناس» بود. یعنی حتی نگاهش بین مردم به تساوی می‌چرخید و حتی به سخنان افراد که گوش می‌داد، به‌طرز مساوی گوش می‌داد. تا این حدّ بر حقوقِ بشر تأکید و دقت داشت. 👈 مجلس پیامبر (ص) مجلس صدق، حلم، حیاء و امانت بود. در حضور او هیچ‌وقت صدا بلند نمی‌شد. در مجلسی که او حضور داشت، همه متعادل بودند؛ همه بر اساس تقوا سخن می‌گفتند و همه متواضع بودند. به بزرگ‌ترها و مُسنّ‌ترها احترام می‌گذاشتند و با کوچکترها با مهربانی برخورد می‌کردند. «وَ یُوثِرونَ ذا الحاجةَ» و نیازمندان را بر خود مقدم می‌داشتند. 👈 چهره‌ی پیامبر(ص) شاد بود، ابرو گره نمی‌کرد، مگر آنگاه که بی‌عدالتی یا منکری را میدید. 👈 «سَهِلُ الخُلق» بود؛ یعنی خیلی راحت می‌شد با او رابطه برقرار کرد. 👈 «لَیسَ بِفَظٍّ و لاغَلیظٍ» خَشِن و تندخو نبود. 👈 «و لافَحّاشٍ و لاعَیّاب» هرگز فحش بر لب او جاری نشد، عیب‌گیر نبود، عیب مردم را تعقیب نمی‌کرد. 👈 «و لامَدّاحٍ» در عین حال اهل مبالغه در تمجید از افراد هم نبود. ✍حسن رحیم‌پور ازغدی | محمد پیامبری برای همیشه (ص ۲۹-۳۴) پی‌نوشت: تمام این جملات، ترجمه و توضیح فقراتی از روایت نسبتاً طولانی‌ای است که در کتاب شریف «معانی‌الاخبار، ص۸۲» نقل شده است. 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2151219200Cf6cb8914a4
علامه طباطبایی(ره) خطاب به فرزندشان: «پسرم جز مشهد کجاست که آدم بتواند دردهایش را بگوید و درمانش را بگیرد؟» همه امامان (علیهم‌السلام) لطف دارند، اما لطف حضرت رضا(علیه‎السلام) محسوس است. همه امامان معصوم (علیهم‌السلام) رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا (علیه‌السلام) ظاهر است.
ناظره خانم یکی از زائران پیاده است، پیرزنی که زیر آفتاب روی موکت داخل حیاط موکب نشسته و پاهایش را دراز کرده است. کنارش می‌نشینم و خداقوتی می‌گویم و می‌پرسم چرا توی آفتاب نشستید، می‌گوید سردم شد آمدم اینجا گرم شوم، می‌پرسم از کجا آمدید؟ می‌گوید اسلام آباد، می‌پرسم از آنجا پیاده آمدید؟ می‌گوید نههه آنجا که راه زیاد است، آمدیم تربت جام، از آنجا پیاده آمدیم (و این توضیح را طوری با حسرت می‌دهد که گویی کارش را ناقص انجام داده که از خود اسلام آباد نیامده است!) بعد زانویش را با دست مالش می‌دهد، می‌پرسم درد دارید؟ آرام می‌گوید در راه زمین خوردم دوبار، پایم زخم شده، کسی نفهمد. می‌پرسم چرا مادر؟! بیا برویم اتاق بهداری، پایت را ببینند، آرام می‌گوید نمی‌خواهم هم‌‌کاروانی‌ها بفهمند، به من می‌خندند و دیگر مرا با خودشان نمی‌آورند و بغض می‌کند! با خجالت می‌گویم من فاطمه سادات هستم جای دخترت، بیا برویم بهداری کسی متوجه نمی‌شود. به گریه می‌افتد و می‌گوید اتفاقا اسم دخترم فاطمه سادات است، الان زنگ زد حالم را پرسید، چیزی نگفتم که نگران نشود، اگر بدانند دیگر نمی‌گذارند بیایم، من هر سال آمده‌ام... و با صدای بلند گریه می‌کند. کم آورده‌ام، آن‌قدر که نمی‌دانم اینجا در مقابل ناظره خانم، این پیرزن اسلام‌آبادی دقیقا که هستم و در دنیای متفاوت این‌ها چه‌کاره‌ام!! راضی می‌شود پایش را ببینم، از روی زانو تا پایین زخم است، می‌گوید خیلی سوزش دارد و اذیتم می‌کند، باز راضی‌اش می‌کنم که دور از چشم بقیه به بهداری بیاید، چادرش را روی صورتش می‌گیرد که کمتر دیده شود، پیرزن از این‌که زمین خورده خجالت می‌کشد و من و همه‌ی دنیا داریم در زمین فرو می‌رویم... ✍ ف. حاجی وثوق (موکب احباب‌الرضا علیه‌السلام) @ghalamzann