چون... در اصل نمیخواستم همچین عکسایی بدم... میخواستم اونایی رو بدم که پشتش داستان داره و راحت میشه براشون چیزی نوشت... ولی نمیدونم چیشد که اینجوری شد..
اژدها سواران کتابخوان🏴
از طرف سیلوانا برای کالوس
این واقعا قسمتت بود
خودمم اولین باره این عکسو تو گالریم میبینیم....
اژدها سواران کتابخوان🏴
از طرف سیلوانا برای کرم کتاب
وظیفه سخت نوشتن برای این عکس رو روی شونه های تو میزارم ...
هدایت شده از پذیرش
شبا یه جوریه
همه چی میاد بیرون، هر چی تو طول روز بوده شبا میاد بیرون و آدم رو قورت میده
هدایت شده از شماره "۱"
یکی بود یکی نبود جادو بود اما جادوگر نه.
سالها گذشت یکی بود یکی نبود، حالا جادوگر بود اما جادو نه.
اژدها سواران کتابخوان🏴
نازنینم... من تو رو خیلی دوست داشتم .... چرا همچین شدی...
همش تقصیر پنلوپه اس-