#احتمال #تحلیل_جنگ
🔘 جمعه، ۱۸ اردیبهشت
🪖 بهنظر میرسد ایران وارد فاز پاسخ به محاصره دریایی شده است. کمی باید صبر کرد. اما بعد از شکست آمریکا برای بازکردن تنگه هرمز در عملیات موسوم به «آزادی» حالا موج برعکس برای شکستن حصار دریایی ظاهراً آغاز شده است.
خداوند یاور رزمندگان اسلام باشد.
#تحلیل_جنگ
آرش رئبسینژاد:
دو روز پیش، حملاتی بندر فجیره در امارات را هدف قرار داد. در پاسخ، ایالات متحده با حمله یک جنگنده F-18 یک نفتکش ایرانی را از کار انداخت. ایران نیز در واکنش، به واحدهای نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز موشک شلیک کرد.
اکنون این تنش با حملات آمریکا به بنادر ایرانی سیریک، خمیر، بندرعباس و جزیره قشم وارد مرحله جدیدی شده است.
سیریک (که با رنگ زرد مشخص شده) از نظر استراتژیک اهمیت دارد، زیرا به خط لوله گوره-جاسک متصل است؛ مسیری کلیدی برای صادرات نفت ایران که با هدف دور زدن تنگه هرمز طراحی شده است.
رویاروییای که با هدف قرار گرفتن زیرساختهای بندر فجیره و خط لوله حبشان-فجیره در امارات (برای دور زدن تنگه هرمز) آغاز شد، اکنون به همتای ایرانی آن، یعنی خط لوله گوره-جاسک، رسیده است.
دور زدن، یا دور نزدن تنگه هرمز؛ مسئله این است!
🌐@drAshiri
سه ناوشکن نیروی دریایی ایالات متحده - یو اس اس تراکستون، یو اس اس میسون و یو اس اس رافائل پرالتا - روز پنجشنبه هنگام عبور از تنگه هرمز مورد حمله سنگینتری از سوی ایران قرار گرفتند. ایران موشک، پهپاد و قایقهای تندرو شلیک کرد و نیروهای آمریکایی را وادار کرد تا با توپهای دریایی، هلیکوپتر و پشتیبانی هوایی به این حمله پاسخ دهند. مقامات گفتند که خیر. کشتیهای آمریکایی مورد اصابت قرار نگرفته یا آسیب ندیدهاند. منبع: سیبیاس نیوز
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
از تشدید تنش تا عملیات حفظ آبروی آمریکایی
مهدی محمدی
🔹 آنچه در ۷۲ ساعت اخیر در آبهای خلیج فارس و دریای عمان رخ داده، نه یک حادثه گذرا، که آغاز فصل جدیدی از یک رویارویی راهبردی است. برخلاف تصور رایج، جنگ هرگز تمام نشده بود؛ آنچه شاهدش هستیم، تغییر فاز تنش از تقابل کنترلشده به مرحلهای عملیاتی و تعیینکننده است.
🔸 ضربالاجل پنهان ترامپ برای پایان دادن به این ماجرا تا نیمه خردادماه است؛ نقطهای که ذخایر سوخت جهانی ته کشیده و فروپاشی اقتصادی، شکست سیاسی ویرانگری را برای کاخ سفید رقم خواهد زد. ترامپ که اهل پذیرش شکست نیست، اکنون دست به عملیاتهایی انتحاری میزند تا شاید آبروی از دست رفته را بازگرداند. اما مشکل اینجاست که آمریکا در پشت صحنه مذاکرات نیز دستش خالی است و هیچ پیروزی نمادینی برای ارائه ندارد.
❓ چرا به سمت افزایش تنش میرویم؟ چهار دلیل عمده:
1️⃣ تحقیر سنگین آمریکا در نبرد ۴۸ ساعت پیش در تنگه هرمز.
ارتش این کشور که تلاش داشت با عبور شناورهایش قدرتنمایی کند، نه تنها موفق نشد بلکه امشب در تلاش برای جبران، ضربه بزرگتری خورد. این بار تاریخ، ماهها بعد ابعاد فاجعه را روایت خواهد کرد؛ همانطور که حالا تازه اعتراف میکنند ۲۸۲ نقطهشان در منطقه منهدم شده است.
2️⃣ ورود رسمی ایران به فاز «پاسخ نظامی به محاصره دریایی».
این یک چرخش استراتژیک است. ایران دیگر محاصره را تحمل نمیکند و امشب با آتش گشودن بر شناورهای متجاوز، ثابت کرد مزاحمت برای کشتیهای ایرانی هزینهای سنگین دارد. این تصمیم، صفحه جنگ را برای همیشه ورق خواهد زد.
3️⃣ پروژه اسرائیل برای جلوگیری از کاهش تنش.
تلآویو و برخی متحدان منطقهای نیازمند تزریق مداوم بحران هستند تا فرصت ضربه زدن به زیرساختها و رهبران ایران را پیدا کنند. صهیونیستها میدانند اگر این جنگ با مشارکت آمریکا را از دست بدهند، دیگر هرگز چنین فرصتی نصیبشان نخواهد شد.
4️⃣ تولد یک بازدارندگی جدید دریایی.
آمریکاییها باید فراموش کنند میتوانند آزادانه در سواحل جنوبی ایران گشتزنی کنند. از امشب، حتی در آبهای بینالمللی جنوب کشور نیز با آتش و گلوله مواجه خواهند شد. تنگه هرمز روزبهروز بستهتر میشود، مگر برای کسانی که طبق قوانین ما و با تضمین امنیتی ایران تردد کنند.
🪖 در صحنه عملیاتی شب کذشته، دو رویداد مهم همزمان شدند: مزاحمت آمریکا برای دو کشتی ایرانی در جاسک و فجیره، و تلاش سه شناور جنگی آمریکا برای فرار از تنگه. این بار اما ابتکار عمل در دست ایران بود. شناورهای فراری آسیب جدی دیدند و ادعای «سالم بودن» آنها مضحک است. اگر آسیبی ندیده بودند، چرا ناگهان پایگاههای ساحلی را هدف گرفتند؟
🎯 واقعیت راهبردی این است: ارتش آمریکا به وضوح از قرار گرفتن در تیررس ایران وحشت دارد و بیشتر از آنکه بجنگد، فرار میکند. دشمن بر سر یک دوراهی گیر کرده؛ یا تداوم جنگ و تحقیر روزافزون، یا پذیرش شرایط ایران در اتاق مذاکره و تثبیت پیروزی ما. راه سومی در کار نیست.
📌 تا نیمه خرداد، عملیاتهای «حفظ آبرو» از سوی محور آمریکا-اسرائیل ادامه خواهد یافت، اما آنها جرأت آغاز یک جنگ تمامعیار دیگر را ندارند. ظهور یک ایران پیروز از دل جنگی که قرار بود نابودمان کند، چنان تبعات ژئوپلتیکی عظیمی دارد که برای غرب چیزی جز شکست مطلق باقی نمیگذارد.
🌐@drAshiri
زندگی در فرهنگ
#اقتصاد خلاصهای از جستار جدید **جوزف استیگلیتز دربارهی نقش و کارکرد جان مینارد کینز در تحولات نظ
انقلاب فکری کینز و نجات سرمایهداری
جوزف استیگلیتز، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، معتقد است که کتاب سال ۱۹۳۶ کینز با عنوان «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، فراتر از یک متن علمی، یک انقلاب فکری بود. استدلال اصلی او این است که کینز (در کنار سیاستهای عملگرایانه فرانکلین روزولت) توانست «سرمایهداری آمریکایی را از دست سرمایهداران نجات دهد». به عبارتی، زمانی که خودِ سیستم در حال فروپاشی بود، ایدههای کینز راهی برای بقای آن از طریق اصلاحات ساختاری پیدا کرد.
قدرت مداخله دولت
هسته مرکزی این جستار بر کارآمدی مداخلات دولتی تأکید دارد. استیگلیتز اشاره میکند که برخلاف باورهای سنتیِ بازار آزاد، مخارج دولتی ابزاری حیاتی برای تعادل بخشیدن به اقتصاد است. او برای اثبات این ادعا به دو بحران بزرگ قرن بیست و یکم اشاره میکند:
* رکود بزرگ ۲۰۰۸: جایی که تزریق نقدینگی و سیاستهای حمایتی مانع از نابودی کامل بازارهای مالی شد.
* پاندمی کووید-۱۹: که در آن مداخلات گسترده دولتی تنها راه زنده نگه داشتن اقتصاد جهانی در دوران قرنطینه بود.
تضاد شواهد و سیاست
بخش تاملبرانگیز یادداشت استیگلیتز، اشاره به شکاف میان واقعیت علمی و نبرد سیاسی است. او مینویسد با وجود اینکه شواهد تاریخی بهوضوح اثربخشی سیاستهای کینزی را در زمان بحران ثابت کردهاند، اما همچنان مقاومت سیاسی شدیدی در برابر این ایدهها وجود دارد. گویی نبردهای ایدئولوژیک بر حقایق اقتصادی سایه افکندهاند.
در نهایت، استیگلیتز کینز را نه دشمن سرمایهداری، بلکه منجی آن میبیند که با درک ضرورت مداخله دولت، از فروپاشی سیستمی که مستعد افراط و تفریط بود جلوگیری کرد.
🌐@drAshiri
#یوتیوب
خلاصه و نکات برجسته گفتگو با پروفسور جان میرشایمر
با تشدید تنشهای نظامی در اطراف تنگه هرمز، به نظر میرسد درگیری میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل وارد مرحلهای به مراتب خطرناکتر شده است. با گذشت نزدیک به ۱۰ هفته از آغاز این بحران، گزارشهایی مبنی بر تبادل آتش مستقیم میان نیروهای آمریکا و ایران، گسترش دخالتهای منطقهای از جمله امارات متحده عربی و وقوع انفجارها در جنوب ایران، این ترس را برانگیخته است که درگیری ممکن است از کنترل هر یک از بازیگران خارج شود.
در این گفتگو بررسی شد که این درگیری به کدام سو میرود، هر یک از طرفین امیدوار به دستیابی به چه اهدافی هستند و آیا هنوز هم میتوان از وقوع یک جنگ منطقهای گستردهتر جلوگیری کرد یا خیر.
۱. تشدید تنشهای نظامی و محاصره دریایی
02:08 - میرشایمر درباره تبادل آتش مستقیم اخیر و وضعیت شکننده آتشبس صحبت میکند. او به کنایه از عملیاتی موسوم به «پروژه آزادی» یاد کرده و معتقد است که ایالات متحده گزینه نظامی کارآمدی که منجر به شکست نشود، در اختیار ندارد.
04:34 - تحلیل محاصره دریایی: میرشایمر استدلال میکند که محاصره یک «گزینه دست دوم» پس از شکست کارزار بمباران است، اما این اقدام تنها دردی را تحمیل میکند که ایران برای جذب و تحمل آن آماده است.
۲. پیروزیها و شکستهای استراتژیک
06:32 - تز «شکست فاجعهبار» میرشایمر: او معتقد است آمریکا از نظر استراتژیک بازنده شده چون به اهدافش نرسیده، ایران اکنون کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و آمریکا مجبور شده تمرکز خود را از شرق آسیا (چین) دوباره به خاورمیانه معطوف کند.
07:42 - تریتا پارسی درباره فقدان یک سیاست منسجم از سوی آمریکا توضیح میدهد و اشاره میکند که محاصره در زمان آتشبس، در واقع خود یک اقدام جنگی است که بیثباتی ذاتی ایجاد میکند.
۳. پرونده هستهای در مقابل معماری منطقهای
15:27 - پارسی اهداف ایران را تشریح میکند: آنها به دنبال یک «نظم جدید بدون چالش» و به رسمیت شناخته شدن جایگاه منطقهای خود هستند، نه صرفاً یک آتشبس ساده.
18:08 - اختلاف در اولویتبندی: میرشایمر تضاد اصلی در تاکتیکها را توضیح میدهد؛ ایران میخواهد مسئله هستهای آخرین موردی باشد که حل میشود (پس از امنیت منطقهای و رفع تحریمها)، در حالی که آمریکا میخواهد ابتدا مسئله هستهای حل شود.
22:22 - جدول زمانی غنیسازی: پارسی درباره مدل غنیسازی «بر اساس نیاز» و احتمال توافق بر سر یک بازه زمانی ۱۲ ساله برای محدود کردن غنیسازی اورانیوم صحبت میکند.
۴. موانع داخلی و خارجی (کارشکنها)
31:30 - نقش اسرائیل: میرشایمر نسبت به دستیابی به توافق بسیار بدبین است و دولت اسرائیل و لابیهای داخلی آمریکا را «کارشکنهای» اصلی میداند که از هرگونه توافقی که اقتصاد و جایگاه منطقهای ایران را حفظ کند، به شدت خشمگین خواهند شد.
34:54 - تغییر در افکار عمومی آمریکا: هر دو مهمان درباره یک «تغییر بنیادین» در نگاه مردم آمریکا نسبت به لابیها و اسرائیل بحث میکنند، اگرچه میرشایمر اشاره میکند که این موضوع هنوز به تغییر در سیاستهای رسمی منجر نشده است.
۵. پویایی قدرتهای جهانی (روسیه، چین، پاکستان)
39:53 - پیامدهای جهانی: میرشایمر خاطرنشان میکند که اگرچه روسیه و چین ممکن است از سرگرم شدن آمریکا سود ببرند، اما از فروپاشی کامل اقتصاد جهانی هراسانند.
43:08 - نقش پاکستان: پارسی تصریح میکند که اگرچه پاکستان با تشویق چین نقش میانجی را ایفا میکند، اما اهرم فشار کافی برای تحمیل توافق را ندارد؛ راه حل نهایی باید مستقیماً بین آمریکا و ایران به دست آید.
۶. فروپاشی شورای همکاری خلیج فارس (GCC)
46:05 - پایان شورای همکاری: مهمانان استدلال میکنند که این شورا دیگر یک نهاد متحد نیست. عربستان سعودی به دنبال نوعی «همزیستی» (Modus Vivendi) با ایران است، در حالی که امارات به دلیل «پیمان ابراهیم»، به خط مقدم رقابت اسرائیل با ایران تبدیل شده است.
53:24 - امنیت فراگیر: پارسی پیشنهاد میکند که تنها راه پیش رو، یک معماری امنیتی است که نیمی از منطقه را علیه نیم دیگر سازماندهی نکند.
۷. سخنان پایانی
58:51 - دیپلماسی عمومی: میرشایمر درباره اثربخشی فعالیتهای تبلیغاتی پیچیده ایران (مانند «ویدیوهای لگو») در جذب مخاطبان جوان آمریکایی اظهار نظر میکند.
01:00:35 - بدبینی نهایی: میرشایمر در پایان نتیجه میگیرد که صلح پایدار بدون فشار اقتصادی عظیم بینالمللی بعید است، چرا که برنامههای آمریکا، ایران و اسرائیل در حال حاضر اساساً آشتیناپذیر هستند.
🔵Breaking the Impasse: Iran - U.S. Talks and Regional Power Dynamics
▪️Community Alliance 4 Peace and Justice
🔻May 7, 2026
https://youtu.be/DyH971CIKUQ?si=w17igUUa9aOTKWhC
🌐@drAshiri
#تحلیل_راهبردی
اسرائیل دوم!
نقشآفرینی برجسته و روز افزون امارات در طرحهای اسرائیلی
✍ دیوید هیرست، هم بنیانگذار و سردبیر ارشد میدل ایست آی
🗃 میدل ایست آی
خلاصه: ایران حباب درخشان اما در نهایت شکنندهی ثروت و امتیازی را که نخبگان حاکم در کویت، امارات، بحرین، عربستان سعودی و قطر طی دههها در آن زندگی میکردند، بیآنکه از آشوبهای اطرافشان تأثیر بگیرند، ترکاند.
🔻حملات موشکی و پهپادی ایران فقط به زیرساختهای فیزیکی مانند پایانههای نفتی، مراکز هوش مصنوعی و هتلهای این کشورها آسیب نزده است، چرا که اینها قابل بازسازی هستند.
🔻بلکه چیزی که شاید جبرانناپذیر باشد، ضربه به «برند» خلیج فارس بهعنوان محل بازی و تفریح ثروتمندان است؛ جایی که تصور میشد از تحولات منطقهای مصون است و فقط به خودش پاسخگوست.
هیچجا فشار و سلطه جمهوری اسلامی به اندازه دبی و ابوظبی بهوضوح احساس نمیشود.
🔻تأثیر این حملات بسیار چشمگیر بوده است. بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار بورسهای دبی و ابوظبی از بین رفته و ۱۸٬۴۰۰ پرواز لغو شدهاند. گلدمن ساکس تخمین میزند که معاملات املاک نسبت به سال قبل ۳۷ درصد کاهش یافته است. هفت هتل شاخص دبی، از جمله آرمانی، برجالعرب، پارک حیات و سنترجیس، در حال بستن درهای خود هستند، چرا که نزدیک به ۲۰۰۰ اتاق قرار است بازسازی شوند.
🔻مشابه پروژه بنیامین نتانیاهو برای گسترش مرزهای اسرائیل، بن زاید نیز در پی آن است که امارت کوچک خود را به نوعی «اسپارت کوچک» تبدیل کند؛ کشوری با نفوذ نظامی و مالی در شاخ آفریقا، بسیار فراتر از اندازه واقعیاش. او استراتژی خود را بر اساس مدل اسرائیل طراحی کرده است.
🔻ورود هرچه علنیتر امارات به برنامههای اسرائیل، میتواند زمینهساز درگیریای شود که خود ممکن است دههها ادامه پیدا کند و روند بازسازی پس از جنگ را در هر دو سوی خلیج فارس از همان ابتدا مختل کند.
🔻کشورهای پرجمعیت منطقه اکنون یک منفعت مشترک واقعی و فوری دارند: مهار اسرائیل و متحد اماراتیاش از طریق یک پیمان امنیتی منطقهای.
https://www.middleeasteye.net/opinion/trump-failure-regime-change-saudi-halt-israel-emirates-axis
🌐@drAshiri
هدایت شده از سید محمد علی
چرا دانشگاهیان باید پرچم بگردانند؟
یکی از اساتید همکارم هنگام رفتن به کلاس با شوخی کنایه میزد که «شما آدم با کلاسی هستی!». پس از حدود 60 روز از جنگ رمضان کاملا متوجه شدم ما دانشگاهیان خیلی باکلاس هستیم. این کلاس به دیواری میان ما و مردم تبدیل شده. ما کار و شخصیت مهمتری داریم؛ ما نشستهای علمی برگزار میکنیم یا مقالات پژوهشی مینویسیم و کارهای سادهتری مانند پرچم گردانی را مردم انجام دهند.
علم و تخصص برای بسیاری از اهالی علم، مسیر رسیدن به حقیقت نیست بلکه حجابی است بزرگ که آنها را از حقیقت، مردم و اخلاق جدا میکند. یکی از راههای مقابله با این رذیلت، همراهی با مردم (مردمداری) است و کدام مردم بهتر از مردمی که هم اکنون در خیابانها پرچم دفاع از دین و وطن بلند کردهاند.
از همین رو، اساتید دانشگاه و حوزه را دعوت میکنم یک قدم بردارند و جلوی مدارس یا دانشگاههایشان همانند مردم، (بدون تشریفات و میز و صندلی و نسکافه) بایستند و پرچم بگردانند زیرا راز رسیدن به حقیقت این است که از مردم، به سوی مردم و در میان مردم باشیم؛ «من الخَلق الی الخَلق فی الخَلق بالحق».