<☆مجتمعِ عجیبناک~
یه دختر خانومی توی کلاسمون بود که پشت سر یه نفر حرف زده بود بعد بین این دو نفر اختلاف پیش اومدو اینا
حالا بعدش علاوه بر اینکه این دختر خانوم از کل اکیپشون طرد شد از کل کلاسم طرد شد
<☆مجتمعِ عجیبناک~
حالا بعدش علاوه بر اینکه این دختر خانوم از کل اکیپشون طرد شد از کل کلاسم طرد شد
و دقیقا همینجا بود که نیکولا تصمیم گرفت بتمن بازی در بیاره و با ایشون دوستشه که تنها نباشه*ای کاش اون تایم لامپ میفتاد رو سرمو میمردم*
و اره این در حالی بود که همه پشت سر این دختره بد میگفتن و کلا.. اره دیگه تعریفای جالبی ازش نبود ولی من اینشکلی بودم که نههه شاید بقیه اشتباه میکنن*بشین سرجات تو احمق*
و اره دیگه همین
<☆مجتمعِ عجیبناک~
و دقیقا همینجا بود که نیکولا تصمیم گرفت بتمن بازی در بیاره و با ایشون دوستشه که تنها نباشه*ای کاش او
بعدش ایشون چند وقت صندلیشو اورد کنار من و طی شرایطی ما کلا جزو یه اکیپ کلاس شدیم و همه اینشکلی بودن که اره من با ایشون دوستم
و همچنان من که از دستش عذاب میکشیدم.
حالا چرا؟ چونکه ایشون بشدت بدون🧠 بود.
و همین دیگه
میشه گفت منم توسط کلاس طرد شدم... و اره کلا تجربه ی جالبی نبود
خلاصه که اگه از میشنوین به حرف همکلاسیاتون گوش بدینو از ادمای ناجالب فاصله بگیرین🤷🏻♀️
<☆مجتمعِ عجیبناک~
خلاصه که اگه از میشنوین به حرف همکلاسیاتون گوش بدینو از ادمای ناجالب فاصله بگیرین🤷🏻♀️
اینم یادتون باشه که تو یه سری جاها اگه به کسی ترحم کنین، نفر دومی که مورد ترحم واقع میشه خودتونید..
امسال گرمه؛پشه هست؛هلاکی و مرگ از بی آبی و بی برقی و بی نتی در راهه ولی مدرسه ها تعطیله پس تابستون عاشقتم🛐
--
بهبه برو از تابستونت نهایت لذتو ببر که کمتر از سه ماه دیگه قراره به یونیفرم خوش رنگت سلام بدی🐸
تنها کار مفیدی *که حالا علاوه بر درس خوندن *توی تابستون انجام دادم دوچرخه سواری بود
*تشویقققق👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻*