<☆مجتمعِ عجیبناک~
و دقیقا همینجا بود که نیکولا تصمیم گرفت بتمن بازی در بیاره و با ایشون دوستشه که تنها نباشه*ای کاش او
بعدش ایشون چند وقت صندلیشو اورد کنار من و طی شرایطی ما کلا جزو یه اکیپ کلاس شدیم و همه اینشکلی بودن که اره من با ایشون دوستم
و همچنان من که از دستش عذاب میکشیدم.
حالا چرا؟ چونکه ایشون بشدت بدون🧠 بود.
و همین دیگه
میشه گفت منم توسط کلاس طرد شدم... و اره کلا تجربه ی جالبی نبود
خلاصه که اگه از میشنوین به حرف همکلاسیاتون گوش بدینو از ادمای ناجالب فاصله بگیرین🤷🏻♀️
<☆مجتمعِ عجیبناک~
خلاصه که اگه از میشنوین به حرف همکلاسیاتون گوش بدینو از ادمای ناجالب فاصله بگیرین🤷🏻♀️
اینم یادتون باشه که تو یه سری جاها اگه به کسی ترحم کنین، نفر دومی که مورد ترحم واقع میشه خودتونید..
امسال گرمه؛پشه هست؛هلاکی و مرگ از بی آبی و بی برقی و بی نتی در راهه ولی مدرسه ها تعطیله پس تابستون عاشقتم🛐
--
بهبه برو از تابستونت نهایت لذتو ببر که کمتر از سه ماه دیگه قراره به یونیفرم خوش رنگت سلام بدی🐸
تنها کار مفیدی *که حالا علاوه بر درس خوندن *توی تابستون انجام دادم دوچرخه سواری بود
*تشویقققق👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻*