.
آموزش اسلاید ارائه با kimi ai 😍🔥
فقط بنویس تا خودش بسازه برات و تمام
.
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 #ابزار_هوش_مصنوعی
اسلاید ارائه بساز اونم در چند ثانیه 🆙
دست از سر پاورپوینت و گاما بردار 😂
✅ https://www.kimi.com/slides
«بدون نیاز به قندشکن»
🤳 @drgapji | انتشار با لینک
اون شب بارون میومد...
سرما، روزهای آخرش را سپری میکرد
نوید بهار نزدیک و نزدیکتر میشد
دردی نُهماه، امان آغوشش را بریده بود.
آغوش به پایان نزدیک میشد...
شام شهادت ماه ششم بود و زایشگاه شهر خلوت تر از همیشه...
مادری در فراغ درد و در فراق فرزندش به خود میپیچد.
طبیبان میگویند انگار فربهترین کودکی هست که از این بیمارستان متولد میشود.
همه چیز برای بهار آماده است.
بهاری قبل از بهاری...
قرار است تازه واردی به پناهی چهارنفره اضافه شود.
به راستی چه زیبا، خوشحالی و درد باهم عجین میشوند و این تجربه را تنها فرشته زمینی خدا، اذن لمس دارد.
انگار ثانیهها از عقربهها جاماندهاند و قرار نیست مهمان به خانه جدیدش بیاید
این همه دست و پا زدن برای نیامدن و دردی برای آمدن برای چیست؟
حکم اجرا میشود و صدای تازهای در زایشگاه ساکت گودرز میپیچد.
حکم این بود؛ خدا فرصتی داده تا آدم دیگری بیاید و شانسش را برای خوب بودن امتحان کند
امروز آن کودک، بیست و هشت زمستان را آزموده تا شاید بهار عمرش را ببیند...
بیست و هشت پاییز را دیده تا قدر بهار را بداند و بیست و هشت گرمای تابستان را به سردی پاییز فروخته است
ای تازهوارد عزیز!
امروز باید بنگری با دیدهای که روزی نبود و روزی نخواهد ماند و مهربانی و پاکی را از لا به لای ورقهای حیاتت بیابی، دستی به آن بکشی و به درخت عمرت بچسبانی که بهار نزدیک است...
شاید دوباره خدای مهربان فرصتی داد و خانهات را از نو بنا کردی...
امروز باید دوباره کودکیت را در آغوش بگیری
محمدجان تولدت مبارک 🌱
سوم اسفند هفتاد و شیش
دکترگپجی | هوش مصنوعی
اون شب بارون میومد... سرما، روزهای آخرش را سپری میکرد نوید بهار نزدیک و نزدیکتر میشد دردی نُهماه،
اینو خودم نوشتم، پرامپت نداره 😁
دکترگپجی | هوش مصنوعی
اون شب بارون میومد... سرما، روزهای آخرش را سپری میکرد نوید بهار نزدیک و نزدیکتر میشد دردی نُهماه،
تصویرش:
عکس خودتون رو در جمینای آپلود کنید و بنویسید این شخص، کودکیش را در آغوش بگیرد 🫂