هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰به مناسبت ۱۴ مرداد یکصد و چهاردهمین سالگرد انقلاب مشروطیت ایران
✅آزادی یا آزادیخواهان (درسی از عصر مشروطه برای امروز)
🔴اختلاف در معنای کلمه آزادی و شاخص،شناخت آن
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰پرسش،یکی از مخاطبین محترم
✅سلام علیکم
عرض تحیت و ادب
از ایلام مصدع می شوم.
بنده به عنوان یک محقق ساده، سؤالی از خدمت جناب استاد دارم.
ایشان طی یک سخنرانی در خانه ی مشروطه ی اصفهان فرمودند:
بعضی از علمای مشروطه خواه تهران پس از فتوای میرزای شیرازی، متاسفانه فتوا را شکسته و قلیان کشیدند و شیخ فضل الله از معدود علمای تهران است که به فتوای میرزا پایبند بود.
خواستم تقاضا کنم که اگر مقدور و ممکن است برخی از آن علمای تهران را نام ببرند.
آیا منظور جناب استاد آقایان بهبهانی و طباطبایی است؟
با تشکر و امتنان
🔴جواب
🔵نجفی:
با تشکر از شما ، در کتب تاریخ نهضت تحریم دخانیه نام مرحوم آیت الله بهبهانی در شکستن حکم تحریم دیده میشود ؛ و مسلما این کار ایشان در زمانی که حکم میرزای شیرازی هیبت استعمار بریتانیا را شکست ، قابل تامل و نوعی نمره منفی برای مرحوم بهبهانی است ۰ نسبت قیام تحریم تنباکو به نهضت مشروطه و حتی فاصله زمانی پانزده ساله بین این دو حرکت تاریخی شبیه قیام پانزده خرداد با بیست و دوم بهمن ماه ۵۷ می باشد۰ به نظر من خط اصیل در مشروطیت که من نام آن را بیداری اسلامی می گذارم با قیام تنباکو نسبت مستقیم دارد ؛ لذا علمایی که در حلقه فکری و مبارزاتی آیت الله العظمی میرزا حسن شیرازی بودند و در مشروطیت حیات داشتند مانند شهید شیخ فضل الله نوری و آقا نجفی اصفهانی از اصالت فکری و تاریخی و بصیرت ضد استعماری والاتری نسبت به بقیه علمای مشروطه خواه برخوردارند۰ البته به نظر می رسد مرحوم آیت الله سید عبدالله بهبهانی متوجه اشتباه دوران ناپختگی اش در سالیان بعدی یعنی در سنوات مشروطه شده و با فاصله گرفتنش از امثال تقی زاده و مقابله با حزب افراطی دمکرات و نهایت ترورش توسط باندهای مخوف انگلیسی مشروطه ، کفاره این اشتباه تاریخی را داده است۰ شاید برای همین هم سیره نویس بزرگی مثل علامه امینی در کتاب شهداالفضیله نام سید عبدالله بهبهانی را در زمره شهدای علمای شیعه آورده است ۰ رحمت الله علیه
🔵کم نیستند شخصیت های تاریخی که در اوایل ورودشان به عالم سیاست لغزش داشته و در اواسط کار متوجه خطای،خود شده و درصدد اصلاح برآمده و در آخر کار فرصت یافته اند جبران نمایند ؛ بخاطر همین زاویه نگاه است که ورود اشتباه و غیر قابل توجیه مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی به لژ فراماسونری در ابتدای مبارزاتش با داستان بلند حیات سیاسی او همخوانی ندارد ۰
موفق باشید
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
26.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰موشن گرافی کوتاه و آموزنده درباره :
✅شناخت ابعاد تاریخی - سیاسی قراردادها و عهدنامه اروپائیان در ایران
🔵🔴(قرارداد استعماری رویتر)🔴🔵
https://eitaa.com/drmousanajafi
🔰هویت شناسی ایرانیان در قرون اخیر
✅در سیر تاریخی هویت در ایران باید توجه داشت که سه عنصر مذهب شیعه و زبان فارسی در منطقه جغرافیایی فلات ایران تناسب و نسبت جدیدی را در قالب یک ملت و دولت مستقل شکل دادند ۰ در این راستا هر چند عناصر بسیار دیگری هم نقش داشتند ولی مهم این است که تمامی این عناصر و اجزا در خدمت یک کل به هم پیوسته قرار گرفتند و این روند بعد از،پنج قرن تاریخی هم چنان لایه مرکزی و هسته اصلی هویت ملی ایران را تشکیل می دهد ۰
کتاب هویت شناسی ، موسی نجفی ، ص ۳۱
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
دکتر موسی نجفی
🔰تاریخ_سیاسی ✅امام علی علیه السلام و تبدیل فرصت خلافت به حقیقت امامت و اعلان عمومی گواهی صحابه به
🔰اظهار نظر یکی از مخاطبین محترم
✅با سلام
کاش در ایام غدیر
آقای دکتر یک نوشته ای در مورد حافظه ی تاریخی مردم صدر اسلام و فراموشی ِ واقعه ی شفاف غدیر می گفتن .
شاید فراموشی ِ سیره پیغمبر برای واقعه ی سال ۶۱ منطقی باشد اما فراموشی واقعه ی غدیر با همه وضوح اش چه معنایی دارد ؟
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔰درخواست یکی از مخاطبین محترم
✅سلام. بنده از طلاب حوزه علمیه قم هستم. یه موضوع در باب تاریخ معاصر برای پایان نامه سطح چهار حوزه از استاد می خواستم بگیرم.
پایان نامه سطح سه را با عنوان شیوه های مبارزاتی روحانیت با استعمار انگلیس در دوره قاجار وپهلوی نوشتم.
🔴جواب
🔵نجفی:
با تشکر از جنابعالی ، به نظرم شما در پایان نامه قبلی تان روی مسئله مهمی دست گذاشته اید و به یکی از موضوعات حیاتی و اصلی جوامع اسلامی و البته ایران ، یعنی بحث استعمار اشاره کرده اید ۰ متاسفانه هنوز بعد از گذشت چهار دهه از پیروزی بزرگترین انقلاب قرون اخیر ، هنوز چنانکه باید و شایسته این انقلاب است به بحث بلای استعمار پرداخته و توجه نشده است ؛ مثال واضح برای این مدعا می توان به قحطی بزرگ در یک صد سال قبل اشاره کرد که استعمار بریتانیا میلیونها نفر از نفوس ایرانی را تلف نمود؛ تا جایی که عده ای از مورخین این فاجعه را با نام "هولو کاست ایرانی" نام می برند ۰ با این وصف متاسفانه مردم ما و پدران ما چقدر از این جنایت تاریخی خبر داشته و دارند ؟! همچنین از وقایع ناگوار امروز عراق و لبنان و مصر و سایر نقاط در آسیا و افریقا بخوبی معلوم است که استعمار نمی گذارد به طور شفاف و درست چهره واقعی اش در این بلاد شناخته شود ۰ به نظرم از همین زاویه اگر شما کار رساله را جلو ببرید مناسب باشد ؛ یعنی عواملی که در ایران و یا برخی کشورهای اسلامی و یا آسیایی و افریقایی نمی گذارند و یا نمی خواهند ماهیت استعمار معلوم و مکشوف گردد ؟ قدر مسلم اگر در این تحقیق به درستی حرکت کنید در هر مرحله ای که باشد، توانسته اید راهی نو و افقی جدید پیش پای مردم کشورتان و سایر کشورهای آسیب دیده از استعمار قرار دهید ۰ انشاالله زمانی بیاید که در دل هر ایرانی و هر مسلمانی بغض و نفرت از این غارتگران و متجاوزان به طور عقلانی و عمیق کاشته شود ۰
موفق باشید۰
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
🔷 موسی نجفی در نشست «الزامات سیاستهای هویتی در جمهوری اسلامی ایران»:
◀️ خیلی از ملتها جعلیاند و حاصل برنامهریزی کشورهای غربی بعد از جنگهای جهانی هستند. یکی از افتخارات و مواهب بزرگ ما این است که یک ملت واقعی هستیم. در مقطعی از جنگ جهانی اول ما حتی دولت نداشتیم اما ملت داشتیم و ایران باقی مانده است.
◀️ برای هویت فرهنگی ایران امروز، سه منشأ وجود دارد. فرهنگ اساطیری و پهلوانی باقیمانده از دوره باستان، سنتهای فلسفی عمدتاً وارد شده از طرف یونان و نیز ورود اسلام به ایران با معارف و آدابی که به همراه خود داشته است. در بستر تاریخ ایران، التقاط صورت نگرفته بلکه یک نوع تألیف و تعامل متقابل میان سه منشأ اخیر رخ داده است.
◀️ ما در تاریخ خود چهار بحران هویتی را داشتهایم: بحران هلنی، عربی، مغولی و غربی. دو بحران عربی و غربی، بیشتر فرهنگی و البته عمیقتر هستند. اولی به دلایل مختلف تاریخی به ذات هویت ایرانی راه یافته اما دومی نتوانسته و در پیرامون متوقف شده و یکی از مناقشهها همین جا است. اگر بحران غربی بتواند به ذات هویت ایرانی راه پیدا کند و موقعیتی در حد تشیع یا زبان فارسی پیدا کند، آنگاه باید از یک ایران جدید سخن گفت. این اتفاق نیفتاده و هنوز در پیرامون است. تقاضای من این است که به این ترتیب سنت و هویت که در طول تاریخ شکل گرفته و ایران را ایران کرده دست زده نشود وگرنه ایرانی باقی نخواهد ماند.
ادامه 👇👇👇
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
ادامه قبل👆👆👆
◀️ ایرانیها دریافتند که حامل اسلام غیر از خود اسلام است. به همین دلیل آرام آرام ایرانیها از خلافت فاصله میگیرند و از قطب خلافت به قطب ولایت منتقل میشوند که قطب رسمی اسلامی نیست و اقلیت است. ایرانی ها به واسطه سابقه تمدنی خود فهمیدند که اسلام اهل بیت (ع) از نوع دیگر است.
◀️ این فهم و درک 9 قرن طول کشید تا به صفویه رسید. با صفویه است که هویت فرهنگی ایرانی ارتقا و اعتلای سیاسی یافت و در سطح ملیت جدید ظاهر شد. مذهب شیعه در ایران توانسته هم ملت بسازد و هم نظام مدنی. نخستین نظام مدنی که ساخت، صفویه بود؛ دومی مشروطه و سومین نظام مدنی هم انقلاب اسلامی است. ما از وقتی به شکل ملت درآمدیم، بهخاطر مختصات شیعی که داشتهایم، در طول تاریخ مشارکتمان در امت مثل بقیه نبوده است. شبیه همان مشارکتی که علی بن ابیطالب (ع) با خلفا داشت؛ جزو خلافت نیست و نیروی مخالف محسوب میشود اما جزئی از امت است.
◀️ سمبل هویتی شیعی ما با قدمت 5 قرن، حرم حضرت رضا (ع) است که مقدسترین نقطه ایران است. هویت دیگر ما با قدمت 9 قرن، زبان فارسی است که حافظیه و آرامگاه فردوسی نمادهای آن هستند. اینها محترماند اما مقدس نیستند. سوم هم ایران باستان و سابقه تمدنی ماست که سمبل آن تخت جمشید است. بین آستان قدس رضوی، حافظیه و تخت جمشید، اختلافی نیست و هر کدام قسمتی از واقعیت روح ایرانی هستند.
https://t.me/iranianstrategy
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰🔰تراز تاریخی دکتر محمد مصدق :
نه در "فراز" امیر کبیر و نه در" فرود" وثوق الدوله
(خاطره ای از پیر سیاست مرحوم حاج شیخ حسین لنکرانی)
✅ روزهای آخر مرداد ماه که مصادف با سالروز کودتای ۲۸ مرداد می شود در بین جوانان و حتی نخبگان و مردم نوعی علاقه مضاعف و طلب فهم بیشتر نسبت به تاریخ پهلوی و بخصوص نهضت نفت و سرانجام تلخ آن یعنی کودتا ۲۸ مرداد مشاهده میشود ؛ در این بین دعوای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی و بالاتر از آن بحث و نزاع ملی با مذهبی هم داغ میشود و تو گویی که تاریخ و سیاست همدیگر را یافته و حسابی به هم نان قرض می دهند ۰ در این رابطه چند ملاحظه و یک خاطره جالب و خواندنی دارم که ذکرش مناسب این ایام است :
✅اول : استفاده از شخصیت های تاریخی در دعواهای سیاسی و وزن کشی های جناحی قدر مسلم کار مطلوبی نیست ؛ اما شاید بهانه ای شود تا ما به فهم عمیق تر و دقیق تری نسبت به گذشته خود نائل شویم ۰صرف ارتباط دو طرفه بین" فهم امروز " و "تاریخ دیروز " امر مبارکی است که میتواند حافظه تاریخی ما را از "آلزایمری" که تاریخ تجدد و البته شرق شناسان بر آن حاکم کرده اند ، نجات داده و راهی به سوی خودآگاهی هویتی مان تلقی گردد ؛ در این مسیر است که رجال تاریخی مورد توجه قرار می گیرند.
✅دوم : در مورد شخصیت هایی که "اجماع تاریخی " بر معدل و کارنامه و اعمالشان نیست قضاوت افراط و تفریطی نباید داشت چرا که بالا بردن جایگاه آنان در حد شخصیت هایی که مورد اتفاق و وحدت ملی هستند (مثل امیر کبیر) به همان اندازه نادرست است که در حد شخصیت های منفور و منفی (مثل وثوق الدوله و ضیاءالدین طباطبایی) پایین آورده شوند ۰ در این طریق نگاه منصفانه و اعتدال در فهم تاریخ رهگشاست ۰
دو نوع نگاه میتوان به برخی رجال تاریخ ساز داشت ؛ نگاه به فردیت و روحیات شخصی و نیات آنها و نگاه به جریان هایی که از افکار آنان تولید شده و یا به نام آنان ادامه حیات سیاسی داده اند ۰
✅ سوم : با این طرح مسئله شما با یک فرد خاص روبرو نیستید بلکه با جریان وسیع اجتماعی و فکری و سیاسی ممتدی روبرو هستید که گاه اشتباهات و شذوذات آنان نیز به حساب شخصیت محل نزاع نوشته میشود؛ نمونه تاریخی این اشخاص مرحوم هاشمی رفسنجانی به نام یک شخصیت ملی محترم و جریان کارگزاران به عنوان جریان منتسب به ایشان ، همچنین است نسبت مرحوم آیت الله کاشانی و حزب زحمتکشان و البته دکتر مصدق و نوعی ملی گرایی و ناسیو نالیسم ایرانی و همچنین دکتر علی شریعتی و جریان پروتستانتیزم اسلامی ۰ به نظر می رسد تفکیک این دو سطح بررسی میتواند تا حدودی به حل مسئله و وفاق ملی و اعتدال و انصاف تاریخی کمک کند۰ همه این اشخاص میتوانند به عنوان افراد مثبت و یا بینابینی تاریخی و یا خاکستری و یا متوسط مورد نظر واقع شوند؛ ولی جریان وابسته ایدئولوژیک به آنان و البته خطاهای فکری و تاریخی شان مورد نقد سرسختانه و موشکافانه تاریخی قرار گیرد.
✳️✳️ اما در آخر خاطره جالبی دارم که مربوط به حدود سی سال پیش است و به نحوی به فهم ابعاد این بحث ما را نزدیک می کند و بخصوص خطابم در نقل این خاطره ( برای سعه صدر و البته فهم بهتر و منصفانه تر) به جوانان پرشور تر و ارزشی که سرمایه ها و رویش های جدید انقلاب هستند می باشد۰
💠💠در سال ۱۳۶۵ که سنم حدود ۲۴ سال بود روزی به منزل مرد کهنسال و دنیا دیده سیاست و از فعالیین نهضت ملی شدن نفت و از ارادتمندان شهید مدرس یعنی مرحوم شیخ حسین لنکرانی رفتم؛ در دیدارهای قبلی ایشان با علاقه و حتی تعصب از مرحوم دکتر مصدق یاد میکرد و این برای من در آن فضای دهه شصت قابل قبول نبود دل به دریا زدم و از ایشان علت را پرسیدم ایشان از این پرسش( بزعم خودش) جسارت آمیز من مدتی سکوت کرد و بعد با ناراحتی گفت که اگر به خاطر علاقه ای که به تو دارم و احترامی که برای اجدادت قائل هستم نبود بخاطر این پرسش گستاخانه ، دیگر اینجا راهت نمی دادم ولی جواب جالبی داد ( که ظاهرا ارزش آن عتاب و رنجش را داشت) پیر صد ساله گفت: شما در عصر امام خمینی زندگی می کنید و با این انقلاب ، خارجی را از کشور بیرون کردید و اکنون طعم شیرین استقلال را می چشید؛ اما من متعلق به دوره ای هستم که رجال سیاسیش اغلب وابسته به روس و انگلیس و خوبانشان هم سر در آخور یک سفارت اجنبی داشتند اینکه از دکتر مصدق تجلیل می کنم چون او مثل وثوق الدوله و رضاخان و تیمورتاش وابسته به بیگانه نبود۰ در آن زمان ما از رجال سیاسی مان نماز شب خواندن نمیخواستیم بلکه همین که مستقیما به سیاست های اجنبی وابسته نبودند و به هر حال استقلالی نسبی داشتند ما کلاهمان را بالا می انداختیم ۰پیر مرد این را گفت و دوباره تاکید کرد دیگر از این پرسش ها و حرفها اینجا مطرح نکن۰ رحمه الله علیه
http://mousanajafi.ir
https://eitaa.com/drmousanajafi
https://Sapp.ir/drmousanajafi