#در_مطب
بالأخره دستگاه پوز مطب هم رسید
اللهم صل علی محمد و آل محمد
@drtehranchi
به عباس اقا پسر ۱۲ ساله ای که مامانش اولین نفری بود که کارت می کشید،گفتم صلوات بفرست
بلندتر ،بلندتر
گفت چرا
گفتم دعا کن هرکی پیشم میاد،شفا براش باشه.
خندید و بلندتر صلواتو فرستاد
دکتر صدیقه طهرانچی
آهنگ دیش دام دارامی که *معمول* ورزشگاه است، میخواند:"من این حس قشنگو از تو دارم.."
ولی خیلی *غیرمعمول* است که من یادِ ایرانِ بعد جمهوری اسلامی بیفتم!
و این را برایش بخونم!
و با او حرف بزنم!
به او میگویم:"آقای جمهوری اسلامی،با همه نقص ها و عیب هات، دوستت دارم.
خدارو شکر میکنم که در زمان تو نَفس کشیدم و بزرگ شدم و سختی کشیدم!!
شاید اگر نبودی،اگر دردهایی که با تو چشیدم ،نبود،پزشکی بودم جویای نام،جویای دکور! نه مثل الان،که قلبم بتپد برای خدمت،برای حفظ تو و ایران که علیرغم توهم عده ای خواب،سرنوشتتان بدجوری به هم گره خورده."
بعد به او گفتم:
"چقدر خسران میکنند کسانی که تو رو کامل میخوان!!!تو کامل نیستی!قرار نیست کامل باشی!قراره با همین چاله و چوله هات دوستت بداریم و برات تلاش کنیم! چون دوست داشتن سیستمی که کامل و بی نقصه که افتخار نیست!! هر عاقلی،دوستش دارد!
اما به قول شهید بهشتی،عاشق شو،مسلمان،عاشق است!
آقای جمهوری اسلامی،اینها را نگفتم که ایستا شوی!ایستایی در ذات تو نیست! با تمام اصول بنیادین زیبایت،پیشرفت کن.زمینه ساز ظهور آن حکومت *کامل* شو!
به قول چاووشی جان ، ما ترجیح میدهیم ۴۷ سال دیگر به تو فرصت دهیم تا اینکه کنار دشمنان تو و ایران بایستیم!
پیشرفت کن که انشالله مشمول دعای حضرت رسولی که فرمود:اللهم وال من والاه و عاد من عاداه...
@drtehranchi
#واگویه های یک پزشک در حال عرق ریختن هوازی
امروز چفیهم رو خیس کردم انداختم روی سرم و خوابیدم
تو برای درک حس و حال زائران اربعین چیکار میکنی؟
🔺عارفه زراعتی🔺
[طنزیم](ble.ir/join/N2E0Zjc3MW)| @tanzym_ir
دکتر صدیقه طهرانچی
امروز چفیهم رو خیس کردم انداختم روی سرم و خوابیدم تو برای درک حس و حال زائران اربعین چیکار میکنی؟
منِ جامانده،خیلی این سری تولیدات طنزشونو دوست داشتم...
حس و حال اربعینی
دکتر صدیقه طهرانچی
#روزانه_نویسی
شنبه، ۱۰ مرداد
روز فلانم جنگ!
صبح با خبر مفقود شدن ۳ خلبان دیگر ۱۱ اسفند به قطر،روی صفحه موبایلم بیدارشدم و ثواب کارهای روزم را با غم،هدیه کردم به آنها.
شادی اول صبحم اما،خوردن نخود پخته به عنوان صبحانه بود!بچگی و خاطراتش چقدر مهم است!میچسبد به یک گوشه قلبت!
خاطرات محوی از صبحانه همراه با دعای ندبه جمعه ها یادم می اید که نخود پخته با لعابش هم جزو سفره بود.صحنه محو است چون خوابم می آمد.ولی پر از لذت بودم.
صد رحمت به پدر ومادر ما که زورمان می کردند و صبح های جمعه یا کوه بودیم،یا دعا.بچه های ما که در حال خر و پف هستند😬 اصلا تربیت با دمپایی ابری هم خیلی چیز بدی نیست ها!😃
بعد هم مطب،و ورزش و سردردی که از صبح کم و بیش همراهم بود اما محلش ندادم.
عصر روی کاناپه غش کردم و دخترک کنارم مشغول انجام تکالیف تابستانی شد و هرچند دقیقه می گفت مامان بیداری؟این سوالو جواب میدی؟
آره بیدارم!این چشمامو که میبینی بسته است،چون یه کمی مُردم!😬
دشمن گاهی،روی زخمی نمک می پاشد که در حال خونریزی است!مثل نمودار امروز ترامپ از ارزش ریال در مقابل دلار.برای خودم ذخیره اش کردم تا یادم بماند اقتصاد،چقدر مهم بوده! و الان چون بیمار در حال احتضار،در چشمان ما نگاه می کند!خنده دار است اما گاهی آرزو می کنم کاش،اقتصاددان بودم!بگیر بخواب صدیقه،حرف اضافه نزن.بخواب که تو ناجی نیستی!قدمهای خودت را بردار.شبت بخیر
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام صبحت بخیر
همه برپا!
جز هرکی بچه کوچیک داشته و مرتب بیدارش کرده!😃
شما بخواب!این کارو انجام بده،۲۰ دقیقه اضافه تر بخواب!غنیمته😬
@drtehranchi