eitaa logo
شهیدابراهیم هادی🇵🇸
3.1هزار دنبال‌کننده
20.1هزار عکس
6.5هزار ویدیو
723 فایل
تمام محتوای این کانال و انتشار آن ثوابش هدیه ب امام زمان (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف)جهت سلامتی و تعجیل درظهورآقا و به رفیق شهیدمون ابراهیم هادی می باشد کپی حلاله حلاله جهت ارائه انتقادات ،پیشنهادات ونظرات به این آیدی پیام دهید @khademeemahdi
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 وقتی ضارب علی رو با چاقو زد، ما پیکر غرق خونش را به کناری کشیدیم، پیرمردی آمد و گفت: خوب شد؟ همینو می‌خواستی؟ به تو چه ربطی داشت؟ چرا دخالت کردی؟ علی با صدای ضعیفی گفت: حاج‌ آقا فکر کردم دختر شماست و من از ناموس شما دفاع کردم🦋
🌷 🌱زمین بایر وسط روستا محلی برای قمار بازی شده بود؛ جوان های روستا هر چند روز یکبار دور هم جمع می‌شدند و قمار می کردند! سید اسماعیل چند دفعه ای به آنها تذکر داد، اما فایده‌ای نکرد، آخر به کمیته اعلام کرد و بساطشان را جمع کردند... از آن روز به بعد به او سنگ می زدند و از دور ناسزا می گفتند، اما برایش مهم نبود، می‌گفت اینجا برای من با جبهه فرقی ندارد حتی اگر من را بزنند و بکشند من وظیفه ام را انجام می‌دهم. 《کتاب دریادلان ۲》
🌷 از همـان ڪودڪـی با داداش رفتـه بود خانـه‌ی همسـایـه، رادیـو روشـن بود و صـداۍ ترانـه اش بلنـد🎶 رفت طـرف رادیـو تا آن را خامـوش ڪنـد، قـدش نمی‌رسیـد، با همـان زبان شیرینـش بہ همسـایـه گفـت: فاطمـه خانـم می خواهیـد خدا شمـا را جهنـمی ڪنه؟! همسایـه پرسیـد: چـرا؟! محمـود گفـت: براۍ اینڪـه رادیـو را خامـوش نمی‌ڪنیـد.
2.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 آدم شجاع کسیہ که میترسہ، ولی به خـــدا میگه : ببین میترســم، فقط بخاطر تو، به ترســم غلبه میڪنم، چون تویـی، چون تو عشق منـی، چون تو خــــداے منۍ♥️!'
🌷 🌱روزی که جنازه‌اش را آوردند خانه و به داخل اتاقش بردند، دوستان جوانش دور جنازه جمع شده بودند و گریه می‌کردند... می‌گفتند: دیگر رسول نیست به ما بگوید غیبت نکن؛ تهمت نزن!
🌷 🌱آن شب خانه یکی از اقوام خوابیده بود، نیمه‌ های شب برای نمـاز شب بلند شد. خانمش را هم بیـدار کرد، نمـاز صبـح را هم خواندند، متوجه شده بود که صاحبخـانه بیدار نشده، خیلی ناراحت بود. صبح به خانمش گفت: سر سفره من به تو میگم چرا به نمـازت اهمیت نمیدی؟؟ به ظاهر صـدام رو بالا می‌‌برم و بحث می‌کنم تا آنها متوجه خطاشان شوند، خانمش قبول نمی‌کرد گفت: تو تا حالا عصبانی نشدی، من خنده‌ام می‌گیرد☺️ نمی تونم بیخیال شو! تا که دید خانمش موافق نیست، حرف هایش را در نامـه‌ای نوشت و موقع رفتـن به آنها داد... 《کتاب سیره دریادلان۴》
🌷 🌱به روایت از همسـر شهیـد: چون خیلی مذهبی بود، اطرافیان فکر می کردند آدم خشکی است، ولی خیلی احساسی و مومن بود. به همه در بالاترین حد، محبت می‌کرد. خواهر و برادرش وابستگی شدیدی به او داشتند. حتی اگر کسی از لحاظ اعتقادی با کمیل مخالف بود، در آخر یک علاقه و صمیمیتی نسبت به او پیدا می کرد.🌺 امـر به معـروف و نهـی از منڪر را همیشه خیلی قشنگ انجام می داد، وقتی سخت ترین ‌کارها را از طرف مقابل می خواست، آن قدر به طرف مقابل محبت می کرد که سختی این امـر به معـروف از دوش طرف مقابل برداشته می‌شد‌. خیلـی با محبت امـر به معـروف می‌ڪرد.
🌷 🌱به روایت از همسـر شهیـد: چون خیلی مذهبی بود، اطرافیان فکر می کردند آدم خشکی است، ولی خیلی احساسی و مومن بود. به همه در بالاترین حد، محبت می‌کرد. خواهر و برادرش وابستگی شدیدی به او داشتند. حتی اگر کسی از لحاظ اعتقادی با کمیل مخالف بود، در آخر یک علاقه و صمیمیتی نسبت به او پیدا می کرد.🌺 امـر به معـروف و نهـی از منڪر را همیشه خیلی قشنگ انجام می داد، وقتی سخت ترین ‌کارها را از طرف مقابل می خواست، آن قدر به طرف مقابل محبت می کرد که سختی این امـر به معـروف از دوش طرف مقابل برداشته می‌شد‌. خیلـی با محبت امـر به معـروف می‌ڪرد.
🌷 باز هم انگشترش را بخشیده بود ازش پرسید: این یکی را به کی دادی؟ گفت: انگشتر طلا دستش بود، نمی‌دونست حرامه، از دستش درآوردم، انگشتر خودم را دستش کردم. 📚کتاب سیره دریا دلان۲
🌷 🌱ابراهیم همیشه با مردم و دوستانش با متانت سخن می گفت. یکی از جاذبه های ابراهیم همین درست صحبت کردنش بود. او بیشتر اوقات در صحبت هایش چاشنی طنز و شوخی را اضافه می کرد، تا کلامش دلنشین باشد. 🌺 امر به معروف و نهی از منکر هایش هم این ویژگی را داشت، تا می توانست آرام و نیکو بود. درست همانطور که قرآن می گوید: ✨﷽✨ 🌼وقولوا للناس حسنا🌼 🌱و به مردم نیک بگوئید (بقره،۸۳)
🌷 ▪️از جبهه به سمت تهران برمی‌گشت، راننده‌ی اتوبوس آهنگ ترانه گذاشت تا بدین وسیله خوابش نبرد، ابراهیم برای اینکه کار بد او را گوشزد کند، قرآن را باز و شروع کرد بلند بلند قرآن خواندن! راننده آهنگ را خاموش کرد! این طور هم راننده خوابش نبرد و هم آهنگ پخش نشد✌️
🌷 ▪️از جبهه به سمت تهران برمی‌گشت، راننده‌ی اتوبوس آهنگ ترانه گذاشت تا بدین وسیله خوابش نبرد، ابراهیم برای اینکه کار بد او را گوشزد کند، قرآن را باز و شروع کرد بلند بلند قرآن خواندن! راننده آهنگ را خاموش کرد! این طور هم راننده خوابش نبرد و هم آهنگ پخش نشد✌️ سیره شهدا در سبک زندگی ✨الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ✨ 💞اللہمـ.صلےعلےمحمد وآل.محمدوعجل.فرجہمـ💞 ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــ