•
.
#برشیازکتاب📚
همیشه میگفت :
زیباترین شهادت رو میخوام!
یه بار پرسیدم : شهادت خودش زیباست ،
زیباترین شهادت چطوریه؟!
گفت : زیباترین شهادت اینه کھ جنازهای
هم از انسان باقی نمونه :))💔🖐🏻
#شھیدابراهیمهادۍ/#سلامبرابراهیم🕊
|#سلامبرابراهیم|🌿♥️
خلاصه کتاب📕:
ابراهیم هادی در سال 1336 در محلهای نزدیک به میدان خراسان به نام شهید سعیدی متولد شد.👼
ابراهیم چهارمین فرزند خانواده بود. پدرش بقال بود. ابراهیم پدرش را در نوجوانی از دست داد.
دبستان را در مدرسه طالقانی گذراند، مقطع دبیرستان را در مدرسه کریمخان و ابوریحان گذراند. در نهایت در سال 1355 دیپلم ادبیات خود را گرفت.
ابراهیم هادی همزمان با تحصیل به کار در بازار تهران مشغول بود و پس از انقلاب در سازمان تربیتبدنی و پس از آن به آموزش پرورش منتقل شد.
یکی از کارهایی که ایراهیم هادی در جنگ انجام میداد انتقال مجروحان و شهدا از منطقه به عقب بود. در مواقعی در مناطق کوهستانی پیکر شهدا را بر روی شانههای خود حمل میکرد و به عقب میبرد.
در نهایت ابراهیم هادی در عملیات والفجر مقدماتی مفقود شد. آنها در کانالهای فکه در حال مقاومت از پیشروی دشمنان بودند، زرمندگان از گردانهای کمیل و حنظله حضور داشتند.
در تاریخ 22 بهمن سال 61 و پس از جدا شدن از بقیه دوستانش هیچ خبری از ابراهیم هادی نیست.
کتاب سلام بر ابراهیم تعدادی از خاطرات نقل شده از خانواده، دوستان و همرزمان ابراهیم هادی میباشد.
شهیدابراهیم هادی🇵🇸
#سلامبرابراهیم
ابراهيم مطمئن بود كه دفاع مقدس محلي براي رسيدن به مقصود و سعادت
و كمال انساني است.
براي همين هر جا ميرفت از شهدا ميگفت. از رزمندهها و بچههاي جنگ
تعريــف ميكرد. اخلاق و رفتارش هــم روز به روز تغيير ميكرد و معنويتر
ميشد.
ً دو ســه ساعت اول شب را ميخوابيد و بعد
در همان مقر اندرزگو معمولا
بيرون ميرفت!
موقع اذان برميگشت و براي نماز صبح بچه ها را صدا ميزد. با خودم گفتم:
ابراهيم مدتي است كه شبها اينجا نميماند!؟
يك شــب به دنبال ابراهيم رفتم. ديدم براي خواب به آشــپزخانه مقر سپاه
رفت.
پُرس وجوكردم. فهميدم
فردا از پيرمردي كه داخل آشپزخانه كار ميكرد
كه بچه هاي آشپزخانه همگي اهل نمازشب هستند.
ابراهيم براي همين به آنجا ميرفت، اما اگر داخل مقر نماز شــب ميخواند
همه ميفهمند.
اين اواخر حركات و رفتار ابراهيم من را ياد حديث امام عليعلیهالسلام به نوف
بكالي مي انداخت كه فرمودند:
»شيعه من كساني هستند كه عابدان در شب و شيران در روز باشند.«
شهیدابراهیم هادی🇵🇸
•|﷽|• هـــــــمزاد كویــــــرم تـــــــــب بـــــــــاران دارم در سینه دلـــی شكسته پنـــهان دارم💔
•.. 💚🌱..•
حاج حسین اللهکرم:
در عملیات والفجر مقدماتیمسئولیت داشتم و قرار بود سه تا یگان از یک جناح به دشمن حمله کنند و به علت تنگی مکان منطقه خیلی شلوغ شده بود.
وقت رفتن رزمندهها دیدم آقا ابراهیم هادی هم همراهشون هست،با دیدن ایشانخوشحال شدم؛گفتم:آقا ابراهیم بیا امشب با ما همراهشو و به ما کمک کن.
گفت: حاج حسین من با تو بیام نمیگذاری من توی عملیات جلو برم. هرچه اصرارکردم،نپذیرفت.در آخرین دیدار ساعتش رو که شاید آخرین تعلق دنیاییاش بود، از دستش باز کرد و به من داد و گفت: «حاج حسین، خیلی دوست دارم شهید بشم و یااگر شهادت قسمتم نشد لااقل اسیر بشم ودر اسارت ذره ای از آن چه حضـرت زیـنـب سلام الله علیها کشید من هم احساس کنم.»
ابراهیم این رو گفت رفت و دیگه برنگشت. ابراهیم هادی آسمانی بود و در روی زمین جایی نداشت.او بینام رفت و گمنام شهید شد،اما امروز نام شهید ابراهیم هادی شهره در همه جاست.
#سلامبرابراهیم📚
.