بعد اگر مثلاً این فرد، یک مقداری ریش گذاشت، فردا همین مُد میشود و جوانها میگویند ما هوادار فلانی هستیم؛ مویشان را هم مثل او اصلاح میکنند، لباسشان را هم مثل او میکنند
بعد هم کمکم میآیند در بسیج هم ثبتنام میکنند!
این آقای مرادی، فرمانده ارشد نظامی [سپاه در استان فارس] بود. گفت: «یک روزی ماشین ما خراب شده بود، دیدم عدهای از جوانهای با تیپ خاص آمدند و تا ماشین را راه نینداختند، نرفتند! گفتم خب شما چرا اینطور کردید؟
گفتند: ما هوادارهای همین تیپ فجر شهید سپاسی هستیم!».
ببینید! [وقتی تیم خوب بازی میکند]، این هم اثرش است دیگر. این جوانها چون بازی تیم فجر را پسندیده بودند، اصلاً از سپاه خوششان آمده بود، از بسیج خوششان آمده بود.
این هم نوعی کار فرهنگی است.
برویم یک خانهی چوبی کنار رودخانه بسازیم؛
با چوبهای خشک یک کتابخانه کوچک درست کنیم...
ما هرگز آنقدر خسته نخواهیم شد!
#کتاب باردیگرشهریکهدوستمیداشتم