تو از هزاره های دور آمدي
در اين درازنای خون فشان
به هرقدم نشان نقش پای توست.
در اين درشتنای ديو لاخ
زهر طرف طنين گامهاي ره گشاي توست.
بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام
به خوننوشته، نامهٔ وفای توست.
به گوش بيستون هنوز
صدای تيشههای توست.
چه تازيانهها كه با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها كه از تو گشت سربلند
زهی كه كوه قامت بلند عشق
كه استوار ماند در هجوم هر گزند..
_هوشنگ ابتهاج
_جانم که نه ، جهانم، درد که نه درد به درد طنیده است، نشان که نه تندیسِ اقبال سیه منم.
Mohsen Chavoshi4_5886269562684443670.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
مرور کن، مرور کن
🎙جناب چاوشی
🎵پستچی
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"دلتنگ چهره ای هستم، که نمی دانم خاک با او چه کرده است.
_تو رفتهای، اما پژواک صدایت هنوز در رگهای سکوت جاریست؛
گویی سپیدی هر سحر، امانتی از نگاه روشن توست.
شب، با ردایی از اندوه،
بر مزار خاطرههایت زانو میزند
و ستارگان را چون اشکهای بیقرار بر دامان آسمان میپراکند.
در تنم خونی نمیدود؛
رگهایم جویبارهای دردیاند
که نام تو را زمزمهکنان تا بینهایت امتداد یافتهاند.
میان ویرانههای خاطرات خاکسترگرفته ایستادهام،
آنجا که هر نفس، عطر تلخ نبودنت را در سینه میپاشد
و هر گام، بر استخوانهای دلتنگی فرود میآید.
زمان، بیتو از حرکت بازمانده است؛
عقربهها تنها به گرد اندوه میچرخند
و تقویم، هر برگ خود را به سوگ نام تو سیاهپوش میکند.
دستهایم را به سوی باد میگشایم،
شاید نشانی از نوازش گمشدهات بیاورد؛
اما باد نیز از حوالی من عبور نمیکند،
مبادا راز این دلِ آواره را با خود ببرد.
من هنوز در هوای تو نفس میکشم؛
در هوایی که بوی رفتنت را دارد،
و هر دم، نبودنت را
چون خنجری خاموش در ژرفای جانم فرو میبرد.