eitaa logo
نیمه گمشده🤍🌙نفور
214 دنبال‌کننده
54 عکس
61 ویدیو
0 فایل
•﷽• رُمانِ‌آنلاینِ؛نیمِهٔ گُمشُدِه¹🤍🌙𓏲ּ˙.⋆ رُمان نیمِهٔ گُمشُدِه² و رُمان عِشقِ اِجباري؛بِزودي𓏲ּ˙.⋆ نِویسَندِه:فآطیمآ✍🏻𓏲ּ˙.⋆ شروعِ نِویسَندِگي؛1404/10/10🍃 کپی از رمان پیگرد قانونی دارد! #تابع_قوانین_ایتا 🎀 ࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪
مشاهده در ایتا
دانلود
آبجی قشنگم:H,M✨🫀🫂
بزارید من برای آهنگ هنوزم بمیرم🤌✨:)))
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 18 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ رفتیم تو اتاق داشتم از خجالت آب میشدم دوتایی نشسته بودیم که من سر صحبتو باز کردم دریا:خب آقا حامی خجالتو بزار کنار، حامیم:باشه(خندید) {بعد از مکالمهٔ اتاق} اومدیم بیرون،مامان لیلا به هیجان برگشت سمت حامی لیلا:به چه نتیجه ای رسیدید؟ خنده ریزی زدم دریا:قبوله که همگی شروع به دست زدن 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎: خیلی لحضه خوب و هیجان انگیز بود فکر میکردم که حالا دیگه میتونم دریا رو به عنوان خانمم معرفی کنم (نویسنده:حامی اگه میخای بریـ...ـنن تو زندگیتون این کارو بکن😂) شب تموم شد و از خونه زدیم بیرون در حال حرکت بودیم که یه ماشین باسرعت پشتمون میومد نوری که چراغاش داشت باعث میشد که چشم همه مونو بزنه که یهو از پشت بهمون زد ماشین از مسیر خارج شد... و سیاهی مطلق فردا... 𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂: خبر دادن دیشب حامی تصادف کرده یجوری لباس پوشیدم و خودمو انداختم تو ماشینم با سرعت از لابه‌لای ماشینا رد میشدم تا خودمو رسوندم بیمارستان سریع اتاق حامی رو پیدا کردم وقتی دیدمش یه نفس راحتت کشیدم حالش خوب بود،بهوش بود رفتم کنارش دریا:سلام،چیشده،خوبی؟ حامیم:خوبم دریا...فقط... دریا:فقط چی؟ چیشده حامیی حامیم:جانا... دریا:واییی نصفه جونم کردیی بگو چیشده حامیم:جانا تو کماعه(بغض) دریا:چییییی حامیم:سرش به گاردریل برخورد کرده و... دریا:انشاالله خوب میشه،چیزی نیس عشقم اشکای روی گونشو پاک کردم بو..ـسه ای روی پیشونیش زدم دریا:من برم پیش مامان و بابات حامیم:باشه،برو دستی براش تکون دادم و اونم لبخندی زد رفتم... نیمه گمشده 🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
تایم:)
_رمانت خیلییییی قشنگه ولی دریا خیلی پرو عه 😐😂 تو پارت های اول که با کمال پرویی رفت خونه ی حامیم بعدم که گفت شیر کاکائو و شکلات و اینا می خوام ، خدا شانس بده . ولی دریا خیلی پروعع 🤍 +مرسی🤏✨🎀 دیگه دیگه😂فکر کنم مشکل هانیه ام همینه😂💔
امار جدیدت مبارککککک جوجهههه😭✨
مامانبزرگگگگگ آمار جدید مبارک باشههههههه 😌💅🏼🤍🫂🪄 "هانیه و فاطی خودشون می‌دونن چرا میگم مامانبزرگ💅🏼"
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 18 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وارد اتاقشون شدم. دریا:سلامم،چیشده،بلابدور،خوبین؟ لیلا:خوبیم دخترم،تو چرا زحمت کشیدی دریا:مگه میشه نیام؟وظیفمه حمید:نه وظیفت نیست دریا:هس،ببینم چیشد؟ حمید:(ماجرا رو تعریف کرد) دریا:خوبه اتفاقی نیوفتاده لیلا:ولی...جانا.... دریا:میدونم،خوب میشه انشاالله،توکلتون به خدا باشه حمید:انشاالله، با اجازتون برگردم پیش حامی حمید ولیلا:برو برگشتم پیش حامی. خب حال حامی از مامان و باباش بدتر بود،با اینکه بابا حمید جلو ماشین بودم نمیدونم چرا ولی... حامیم:برگشتی بآنو؟ دریا:بله حامیم:بیا بشین کنارم دریا:باشه، و رفتم و کنارش نشستم دریا:خوبی؟چخبر حامیم:اره بهترم...فقط... دریا:فقط چی؟ چیشده؟ حامیم:اینجام درد میکنه(اشاره کرد به گونش) دریا:مسکن بیارم؟میخای یخ بزارم روش؟ حامیم:نه میگم خیلیی درد میکنه یه تای ابرومو دادم بالا دریا:اینطوریه؟ حامیم:هوم و روی گونشو بو..سیدم لبخند زد حامیم:هیچوقت نریااا دریا:نه،نمیرم حامیم:قول میدی؟ دریا:قول 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎: و دریا... دختری که به اندازه اسمش زیبا بود درسته وقت زیادی نیس ولی حس میکنم مرحم تمام دردام این دختره من در کنار دریا، با بند بند وجودم عشق رو حس میکنم...! بودنش،آرامش،دلگرمی و تمام امید منه شنیدن صداش روحمو قبضه میکنه وقتی بهم خیره میشه... نگاه کردن بهش خیلی خیلی لذت بخشه در افکار خودم غرق بودم که دست گرمی رو لای موهام حس کردم اره. این نوازشای همیشگیه دریاعه با دستای گرم و ظریفش موهامو نوازش میکرد چه حسی...:))))) لبخندی زدم و دستای سردمو تو دستاش گزاشتم. نیمه گمشده 🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
_شات از گپتون بدیدددد.... 🤍 +اوکی
_چرا بهت میگن مامانبزرگ و مامان و ... 🤍 +داخل یه گپ تقسیم نقش کردیم،خانواده شدیم.بنده مادرشونم