من عضو جدیدم نشستم از اول خوندم وایی چه رمان قشنگیه 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
میشه پارت بدی لطفا پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت پارت لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا لطفا
🤍
+خوش اومدی عزیزم..
مرسیییی،نظر لطفته☺️🎀
یکی دادم،بخونش فعلا😁👈🏻👉🏻
و منی که از این به بعد قراره وقتی میام ایتا زودی کانالت رو چک کنم تا ببینم پارت گذاشتی یانه
من همون عضو جدیدم که پیام دادم دیگه نشد تو اون چیزی بنویسم تو این پیام دادم
پارت میدی
عاشق رمان تو شدم
🤍
+قربونتت،مرسیییی
میدم پارت🙃
پرنسسم
نانازم
گشنگم
پارت میدی لطفا🥹🥹🥹🥹
نازتو کشیدم پارت میدی اگه میتونی بیشتر از 1 دونه
🤍
+ووویی،😭🎀✨
بل،بخونین این یکیو تا فعلا...
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 38
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همینجوری داشتیم بحث که صدای زنگ اومد
دریا:بپر درو باز کن
حامیم:خونه توعه،من برم؟
دریا:ای کثا..فت
حامیم:بدو
دریا:ایشششششششششششش
و بلند شدم و درو باز کردم
ولی با کسی که جلوم دیدم ماتم برد..
دریا:ت..توو؟
آراد:اره من
و غذایی که سفارش داده بودیمو داد دستم
آراد:تا اینجا اومدم که بگم من همه جا هستم،حالا وقتشه که از سایه خودتم بترسی دریا..
ترس کل وجودمو گرفت
حامیم:دریا..کجا موندی؟بیا
دریا:ا..الان میام
اراد خدافظی کرد و رفت
درو بستم..نفس عمیقی کشیدم و رفتم پیش حامی
حامیم:بیار که گشنمه
غذا رو گذاشتم رو میز
به صندلی کشیدم عقب و خودمم نشستم
حامیم:دریا؟خوبی؟
دریا:چ..چی؟ا..اره خوبم
حامیم:مطمئنی؟
دریا:ا..اره
حامیم:دختر رنگت عین کچ دیوار سفید شده
دریا:میگم خوبم..اه
حامیم:باشه بابا،بی اعصاب
از روی صندلی بلند شدم
حامیم:عه بشین
دریا:نمیخام،مرسی
حامیم:دریا هیچی نخوردی
دریا:اشتها ندارم
و رفتم تو اتاق
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎
من مطمئن بودم هرچی که هس وقتی رفته دم در اتفاق افتاده
رفتم پشت در اتاق که صدای دریا رو شنیدم
دریا:اره مطمئنم،خودش بود....اره آراد بود،اومده بود غذا هایی که سفارش دادیمو بیاره...
آراد؟آراد کیه؟
داشتم کفری میشدم
محکم درو باز کردم
دریا با ترس و تعجب بهم خیره شد
دریا:ح..حامی؟
حاميم:آراد كيه؟
دریا:آ..آراد؟
حامیم:همه چیو شنیدم
دریا:اومدی پشت در و حرفای منو گوش میدادی؟
حامیم:جواب منو بده دریاا(عصبانی)
دریا:آراد یکی از دوستای داهاعه که خارج از کشور زندگی میکرده
الان که غذا رو آورد دیدمش
و صفحه گوشیشو چرخوند
اره،واقعا داشت با داها حرف میزد
دریا:خیالت راحت شد؟
حامیم:ادم واسه دیدن دوست داداشش اینجوری میترسه و نگران میشه؟
دریا:حامی اصلا بخاطر اون نیس
حامیم:بااشه
و از اتاق رفتم بیرون
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂
اخیششششش
داها:چرا بهش همه چیو نمیگی؟
دریا:الان وقتش نیس
داها:دیگه تا کی؟
دریا:نمیدونم داهاا
داها:بااشه باباا
و گوشیو قطع کردم
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 39
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و از اتاق اومدم بیرون
دریا:ح..حامی
حامیم:جونم
دریا:باید یچیزیو بهت بگم
حامیم:بفرما..
نفس عمیقی کشیدم و برای اخرین بار به تصمیم فکر کردم
خاستم دهن باز کنم که مغزم دوباره از تصمیم خودش منصرف شد
چشامو بستم و نفسمو کلافه بیرون دادم
که حامی صدام کرد
حامیم:دریا؟چته؟
دریا:چ..چی؟خوبم،میگم حامی من میخام برم بیرن
حامیم:بیرون؟الان؟
دریا:اره،چیه مگه
حامیم:دختر تو دیوونه ای
دریا:قهر میکنما
حامیم:دریاا
دریا:قهرم
حامیم:ای خداا،بپوش بریم
دریا:حیحیحی،باشه
و دویدم تو اتاق که یچیزی بپوشم
درم و بستم و پشتمو به در زدم
وایی خدااا من چرا اینقدر ضایع امممم
اوفففففف
از وقتی که با حامی اشنا شدم نصف لباسام تو کمد حامی بود
دونه دونه لباسامو کنار زدم و یچی انتخاب کردم و یه میکاپ ساده کردم،موهامو شونه زدم و همون جوری باز گزاشتم
و از اتاق بیرون اومدم
که دیدم حامی ام امادهاس
دریا:خب بریم
حامیم:بریم
دستمو گرفت و با هم به سمت ماشین حرکت کردیم
درو برام باز کرد
نشستم تو ماشین و خودشم سوار شد
حامیم:کجا بریم
دریا:نمیدونم
حامیم:پس چرا گفتی بیایم بیرون
دریا:چون دلم خواس
حامیم:من اخر از دست تو دق میکنم
دریا:من یه موزیک میزارم توام همینجوری بزن به جاده
حامیم:وای دریا
دریا:اذیت نکن دیگه
هوف کلافه کشید.باشه کوتاهی گفت و حرکت کرد
دل تو دلم نبود
اگه حامی میفهمید چی؟
من..من فقط میترسم که از دستت بدم
ولی..
خب من هنوز مطمئن نبودم
بیخیال افکارم شدم و یه موزیک پلی کردم و خودمم شروع به خوندنش کردم
ساعتی گذشت که حامی یه جا وایساد
حامیم:چیزی میخوری برات بخرم؟
دریا:اره
حامیم:حتما کاکائو؟
دریا:افریننننن،درست حدس زدییی
حامیم:حدس نزدم مطمئن بودم
خندیدم
حامی رفت سمت مغازه تا یچیزی بخره
شیشه ماشینو دادم پایین تا هوایی بخورم
که..
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌