eitaa logo
نیمه گمشده🤍🌙نفور
215 دنبال‌کننده
54 عکس
61 ویدیو
0 فایل
•﷽• رُمانِ‌آنلاینِ؛نیمِهٔ گُمشُدِه¹🤍🌙𓏲ּ˙.⋆ رُمان نیمِهٔ گُمشُدِه² و رُمان عِشقِ اِجباري؛بِزودي𓏲ּ˙.⋆ نِویسَندِه:فآطیمآ✍🏻𓏲ּ˙.⋆ شروعِ نِویسَندِگي؛1404/10/10🍃 کپی از رمان پیگرد قانونی دارد! #تابع_قوانین_ایتا 🎀 ࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪𖤐ֶָ֢࣪
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز،روز جهانی پسره.روزت مبارک قلب فاطیما🥺🤍
سلام عشقم عشقم امروز ی پارت میدی؟ 🤍 +بله🤌🏻 (الان هانیه میکشتت🦦😂)
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 42 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وسایلو جمع کردیم حرکت کردیم سمت خونه ساعاتی بعد رسیدیم از ماشین پیاده شدیم و وارد خونه شدیم وسایلو تو ماشین جا گذاشتیم همین که رسیدیم رفتم سمت اتاق و لباسامو عوض کردم حامی ام همینطور خودمونو پرت کردیم رو تخـ..ـت چشام کم کم داشت گرم میشد که صدای زنگ در باعث شد بپرم بالا چشامو باز کردم دستشو گذاشته بود رو زنگ برم نمیداشت حامی ام بیدار شد دریا:حامی کیه این(خواب آلود) حامیم:نمیدونم بزار برم ببینم دریا:باش بلند شد و رفت ولی طاقت نداشتم،بلند شدم و رفتم دم در که حامی در رو باز کرد با دیدن کسی که پشت در بود خاب از سرم پرید دریا:د داهااا؟تو اینجا چیکار میکنیی؟ داها:در اصل من باید بپرسم تو اینجا چیکار میکنی؟(داد) حامیم:هیسس،داد نزن این موقع شب داها:تو یکی دیگه خفه شو(داد) دریا:داها حواست باشه با کی حرف میزنیا(دااد) داها یه نفس عمیق کشید تن صداشو آورد پایین و ادامه داد داها:دریا با زبون خوش بیا بریم دریا:نمیام داها:تو گـ..ـوه میخوری حامیم:داها گمشو برو داها:تو دخالت نکنن دریا:داها من هیچجا نمیامم دستمو گرفت و سعی کرد منو ببره که حامی مانع شد حامیم:تا خودش نخاد حق نداری به زور جایی ببرین دست حامی رو پس زد داها:خواهر خودمه،یعنی تو بیشتر از من دوسش داری؟خیلی مسخرس! دریا:آره،آره داها،حامی منو بیشتر دوست داره،نه دست روم بلند میکنه نه سرم داد میزنه ولی تو چی؟به نگاه به خودت بنداز،مرتـ..ـیکه حقیر.. همش به بهونه خواستن خوبی من؛منو به هر روشی که بلدی ازار میدی چه جسمی چه روحی،روانی اره داها..نقطه امن من فقط حامیه نه تو حامی منو بیشتر دوست داره حداقل تلاششو واسه من میکنه ولی تو چی؟هوم؟تو چی؟ الانم گمشو برو چون اگه منو رو زمینم بکشی من باهات جایی نمیام 𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎 داها دستشو آور بالا و محکم زد تو صورت دریا تا حدی محکم که باعث شد دریا بیوفته ولی لحضه ای سست نشد بلند شد خو..نی که گوشه لـ..ـبش ریخته بود رو پاک کرد و با ضربه ای که به ساق پای داها زد باعث شد داها عقب عقب بره و از در فاصله بگیره دریا سریع در رو بست و نشست پشت در و زد زیر گریه نیمه گمشده 🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
https://eitaa.com/edlesslove/6580 اره فاطی عشق ما هست 😂😂 🤍 +دنبال دعوایی؟😂💔
https://eitaa.com/edlesslove/6580 هانیه جان دخترم آرامش خودتا حفظ کن 🤍 +میگم😔🎀💆🏻‍♀
عه مثل اینکه دعواهایی در راهه من که خیلی دعوا دوست ندارم ولی خب دعوا دعوا دعوا سرشیشه مربا دیگه تا همینجا بلدم 🤍 +بح😂🎀
پارت لطفا 🤍 +میدم تا چند ساعت دیگه
دوستانن یه چنل دیگه زدم،خوشحال میشم ببینمتون😂🎀 https://eitaa.com/alonehhh
نیمه گمشده🤍🌙 𝖕𝖆𝖗𝖙 43 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حامیم:د..دریا؟خوبی فداتشم؟ دریا:(سکوت) محکم کشیدمش تو بغلم گریه میکرد و خودشو تو بغلم جا میداد کمکم صدای گریه‌اش قطع شد بهش نگاهی انداختم خابیده بود موهای بِلُندشو نوازش کردم و در حالی سعی میکردم بیدار نشه بلندش کردم و گذاشتمش روی تخـ..ـت چون میخاستم بیدار نشه از بغلم جداش نکردم کنارش خابیدم •• صدای در زدن متوالی و محکی میومد بلند شدم و لبه تـ..ـخت نشستم و بدنمو کش و قوصی دادم متوجه بیدار شدن دریا شدم زانو هاشو تو خودش جمع کرده بود حامیم:دورت بگردم،نمیزارم کاریت داشته باشه خب؟ دریا:ب..باشه و بلند شدم و رفتم درو باز کردم که دیدم آرشه یکی زدم زیر گوشش ارش:چته روانی چرا میزنی حامیم:تو چته سر صبحی ارش:سر صبحی؟ساعتو ببین برگشتم و به ساعت دیواری تو خونه خیره شدم اوخ اوخ ساعت ۱۲ونیم بود حامیم:خب حالاا بگو چته ارش:هیچ حامیم:مر..ض ارش:اومدم بگم شب تولد دلارامه حامیم:خب ارش:زنگ زدم تلفنش جواب نداد حامیم:خب ارش:خب و مر..ض،پیش توعه؟ حامیم:اره ارش:خب حامیم:😑💔 ارش:دعوتم نمیکنی بیام تو؟ حامیم:عه راستی،بیا😂 ارش:به دریا بگو بیاد ببینم باید چیکار کنیم حامیم:باش رفتم تو اتاق حامیم:ارشه بیا بیرون دریا:باش حامیم:میخاد تولد دلارامو بگیره،کمکش میکنی؟ دریا:اره،بزار برم ببینم نقشش چیه حامیم:باش رفت پایین دریا:خب،ارش بگو نقشت چیع کمکت کنم ارش:(تعریف کرد) دریا:میخای سکتش بدی؟😂 ارش:اره😂 دریا:خود دانی دریا:خب ببین منو حامی میریم تو کار تزئین و خرید وسایل توام حواسشو پرت کن و ببرش بیرون ارش:اوکیه دریا:خب حامی پاشو بریم حامیم:باش بلند شدم و یه لباس پوشیدم که دریا ام حاظر شده بود حامیم:بحبح چه خوشکل شدی دریا:خوشکل بودم حامیم:صددرصد خندید و ادامه داد دریا:خب خب،بریم دیگه حامیم:بله،بفرمایید دریا:ممنونم و نشستیم تو ماشین و حرکت کردیم نیمه گمشده 🤍🌙 به قلم فاطیما🪄 کپی❌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا