چنل عالیهه، رومانت عالیه، رفتارت عالیه ، دوست داریمممممم فاطی
🤍
+ممنونم،قربونت
منم دوستون دارمممم
https://eitaa.com/edlesslove/6996 نویسنده ی بزرگگگگ ایشون کی میباشد؟🤧
🤍
اممم
فک کن بابامه🙃✨
فاطیمااااااا
بگو هانیه رمانتو بنویسههههههههههه تا میاییییییی
من باید رمانتو بخونممممممممممم😭
🤍
+حیحیحیحیحی
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 44
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دقایقی گذشت
دریا:عه عه حامی همین جا نگه دار
حامیم:اوکیه
پایین شدیم و یه سری خرت و پرت خریدیم
بعد حامی به آرش زنگ زد که واسه شب کجا میرن و کیا قراره بیان
که متوجه شدیم مهمونی کلا دوستانه اس و تو یه ویلا برگزار میشه
لوکیشن ویلا رو گرفتیم و رفتیم واسه کاراش
«شب:»
𝑫𝒆𝒍𝒂𝒓𝒂𝒎
داشتم از خستگی میمردم
از صبح با ارش کل پارک و کافه های شهرو رفته بودیم
دیگه نا نداشتم
با ارش سوار ماشین شیدم
داشتیم میرفتیم خونه که گوشی ارش زنگ خورد
آرش:چیییی؟...... الان؟....باشه باشه گریه نکن.....الان خودمو میرسونم(با نگرانی)
دلارام:چیشده ارشش(استرس)
ارش:دریا بود،حامی رو با چا..قو زدن
دلارام:چرا باید شب تولدم اینجوری خراب شههه
ارش:باشه عزیزم نگران نباش
دلارام:چی میگی تووو
ارش:خب الان با داد و بیداد چی عوض میشه؟منم حالم به اندازه تو بده
هوفی کشیدم
سرمو بین دستام گذاشتم
که یهو متوجه شدم ماشین وایساد
سرمو اوردم بالا که دیدم وسط بیایونیم
دلارام:اینجا کجاس؟
ارش:نمیدونم کجاس،هر چی میرم نمیرسم
دلارام:برو بمیر،مرتـ..ـیکه علـ..ـاف
ارش:وا،چته تو
دلارام:مر..ض
پایین شد و بعد از چند دقیقه دوباره سوار ماشین شد
حرکت کردیم
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎
همه چی اماده بود
فقط منتظر دلارام و ارش بودیم
ساعاتی گذشت..
که قذای پا توی راه پله با صدای غر غر های دلارام قاطی شده بود
دلارام:چرا آوردیم اینجا؟مگه نمیگی حامی چا..قو خورده،پس اینجا چیکار میکنی؟
که در باز شد
و صدا تق و بعدشم ریسه های رنگی همراه با روشن شدن لامپ های رنگی و پلی شدن موزیک
ترکیب زیبایی بود
ولی امان از جیغ دلارام😂
یجوری جیغ کشید که هممون دو متر پریدیم
و زدیم زیر خنده
قیافش دیدنی بود
دلارام:مر..ضضض،نخندین(جیغ)
دریا:تولدت مبارکککک
دلارام:نمیخام مبارک باشهه،من ریـ..ـدم تو این سوپرایزتون
دریا:بابا بی جنبه بازی در نیار
دلارام:بی جنبه بازی چیه،میدونی تو راه چقدر حرص خوردم؟
حامیم:باشه بابا حالا من صحیح و سالم اینجام
دلارام:میخام بری بمـ..ـیری
خنده ای زدم
دلارام برگشت و کل خونه روو نگاه کردم
اول فکر کرده بود فقط من و دریا ایم
ولی با دیدن بقیه بچه ها گونه هاش سرخ شد
زیر لب سلام کرد و کل ویلا رو دید زد
دلارام:اومم،نه قشنگ شده:)
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌