نیمه گمشده🤍🌙نفور
در حال حاضر پارت آماده دارم ولی نمیدم🦦✨
نه گناه دارین
من مهربونم🤣✨
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 51
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدون عوض کردن لباسام خودمو رو تخت انداختم و به سقف خیره شدم
کم کم اشکام از گوشه چشمم میوفتادن
چرا من؟کدوم جا رو اشتباه رفتم؟
اینکه شتباهی دل دادم به یه آدم غلط،اینهمه تاوان داره؟ خب چرا من؟ اینهمه ادم وجود دارن که این اشتباه رو کردن،فقط من باید تاوان بدم؟
تو افکار خودم غرق بودم
دودل از اینکه به حامی چی بگم؟
چند بار سعی کردم گوشیمو بردارم و کل ماجرا رو بگم
ولی نمیتونستم
ساعاتی بعد:
ساعت ۳ صبح بود من مبهوت خیره مونده بودم به سقف،سردرگم،گیج
نمیدونم چی باعث شده بود آراد اینقدر تغییر کنه
فردا:
𝑫𝒂𝒉𝒂
فشاری که رو دریا بود رو حس میکردم
میفهمیدم داره چقدر اذیت میشه ولی نمیتونستم کاری بکنم
صداش زدم که واسه صبحونه بیاد
از اتاقش اومده بیرون
چشاش پف کرده بود
زیر چشاش گود افتاده بود
داها:دریا؟خوبی؟
دریا:چیبگم،خوبم
داها:نه نیستی
دریا:خب نپرس دیگه
داها:باش
مشغول شدیم ولی دریا هیچی نمیخورد
با غذا بازی میکرد
داها:چرا هیچی نمیخوری
دریا:میخورم
داها:دارم میبینم نمیخوری دریا
دریا:اه،داها بسه دیگه(داد)
و وارد اتاقش شد و در رو جوری کهدتا حالا ندیده بودم محکم کوبید به هم
این چرا اینجوریه🗿
هوف کلافه ای کشید
سفره رو جمع کردم و رفتم در اتاقش در زدم ولی جوابی نشنیدم
وارد شدم
دریا:گفتم بیا؟
داها:هیس
به تخت نزدیک شدم
پشتش به من بود،رو تخت دراز کشیده بود
کنارش نشستم و چخوندمش سمت خودم
داها:داری گریه میکنی؟
جوابی نداد ولی اشکایی که تو چشماش جمع شده بود؛دونه دونه شروع به ریختن کرد
داها:داداش فدات بشه،گریه نکن
چیزی نمیگفت
گریه و بغضش نمیذاشت دهن باز کنه
اشکای رو گونشو پاک کردم
بغلش کردم
دقایقی بعد از آغوشم جداش کردم
داها:مرگ من گریه نکن،باشه بریم بیرون
دریا:ولم کن داها(بغض،صدای گرفته)
داها:باید بیای
دریا:اذیتم نکن(بغض،صدای گرفته)
داها:بلندشو عه
و به زور مجبورش کردم بلند شه
یچی پوشید و سوار ماشین شدیم، هر جایی که حس میکردم بهش علاقه داره رو رفتم،ولی هیچ عکس العملی نداشت
دیگه نمیدونستم چیکار کنم و این داشت دیوونم میکرد
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌
https://eitaa.com/edlesslove/8114
نه حالا منظورم این نبود
توراخداااااااااااااااااااااااا بده
🤍
بل حق با شماست😂💅🏻
میدم
نیمه گمشده🤍🌙
𝖕𝖆𝖗𝖙 52
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝑯𝒂𝒂𝒎𝒊𝒎
معمولا دریا هر صبح بهم اس ام اس میده،غر میزنه،ولی امروز نه
احساس عجیبی بود
شاید هنوز بیدار نشده..
شاید هم کار داره
چیزی کوچیکیه،نمیخاد بهش گیر بدم ولی یه حس عجیب ته دلم بود
نمیدونم چجوری بود ولی عجیب بود
تلفنمو برداشتم و به دریا زنگ زدم
در دسترس نبود..
ترسیدم
نمیدونم چرا یه نگرانی یهویی گرفته بودم ولی سعی کردم خونسرد باشم
با ماشینم داشتم پرسه میزدم که چشمم به یه جایی خورد
آتیش سوزی شده بود
رفتم جلوتر،از ماشین پیاده شدم
آتش نشانی،پلیس،اورژانس
همه اونجا بودن
تو جمعیت چشمم به یه دختر آشنا خورد
یه دختر که دستاش از ترس میلرزید و اشک میریخت
میخاستم مطمئن شم خودشه،جلوتر رفتم
اره.. خودش بود؛
دریا!
حامیم:عشقم؟خوبی،چیزی شده؟
دریا:ت..تو اینجا چیکار میکنی؟(بغض)
حامیم:داشتم رد میشدم دیدم اینجا اتیش سوزیه اومدم ببینم چخبره
دریا:اینجا..محل کار بابامه(گریه)
برق از سرم پرید
نمیدونستم باید چی بگم،الان چجوری آرومش کنم،کشیدمش تو اغوشم
لرزه دستاشو حس میکردم،نمیتونستم تو اون وضعیت ببینمش
از بغلم جداش کردم سرشو بین دستام گذاشتم
حامیم:اروم باش فداتشم،هنوز چیزی مشخص نیس.خونسردیتو حفظ کن،
دریا:ن..نمیتونم حامی
حامیم:میدونم الان حالت چیه،ولی نا امید نباش،خب؟
دریا:ب..باشه
دستشو گرفتم و بردمش تو ماشین
به داها اس ام اس داد که میاد خونه من
رفتم خونه اول ارومش کردم که کم کم خابید
رفتم بیرون که تا بیدار شه براش کلی شکلات بخرم
وقتی برگشتم هنوز خاب بود
خودمم رفتم کنارش ولی بلا فاصله بیدار شد
𝑫𝒂𝒓𝒚𝒂
از خاب پریدم
حامی کنارم بود،رو تخت نشستم
میدونستم!
این کاره آراد،دیگه نمیکشم
من نمیتونم یه لحضه ام بدون حامی باشم
با تکون دادنم به خودم اومدم
حامیم:دریا؟خوبی؟چند بار صدات کردم چرا جواب نمیدی؟
دریا:ب..ببخشید
حامیم:دورت بگردم بهتری؟
دریا:خوبم،میشه منو ببری خونه؟
حامیم:باشه اگه اینجا راحت نیستی
دریا:مرسی
باید ازش دور شم،نمیتونم بیشتر از این ریسک کنم
منو برد خونه..
رفتم داخل،کسی نبود
زنگ زدم داها،گفت بیمارستانن و بابا اسیب خاصی ندیده
فقط سوختگی داره
خیالم راحت شد..
رفتم تو اتاقم،لباسامو عوض کردم
خودمو رو تخت ولو کردم و سعی کردم به چیزی فکر نکنم
نیمه گمشده 🤍🌙
به قلم فاطیما🪄
کپی❌