یکی از اساتید روابط بینالملل چند ماه قبل بهدرستی میگفت مهمترین چیزی که ایران در جنگ ۱۲روزه از دست داد تصویر قدرت بازدارندگیاش بود. تهران شهر دستنیافتنیای بود که کسی فکر نمیکرد بشود به آن حملهٔ مستقیم کرد. ایران باید فکری به حال ترمیم این تصویر بکند.
حالا به نظر میرسد یکی از مهمترین دستاوردهای جنگ رمضان ترمیم آن تصویر است. این روزها ایران نمایی از قدرت نظامیاش را پیش چشم دنیا ترسیم کرده که فرسنگها با گذشتهٔ خودش و با اکنون اغلب کشورها فاصله دارد؛ تمام تهدیدهایش معتبر شده و رسانههای بینالمللی مواضعش را بیشتر از مواضع دشمنش جدی میگیرند. اکنون همه تحقق ایرانِ آیتالله خامنهای را میبینند؛ ایرانِ قویِ پیشتاز در منطقه...
@edraakaat
این همه سال که آمریکا دورتادور این کشور پایگاه نظامی میساخت کور و کر و لال بودند! امروز که ایران دربرابر این همه تهاجم توان دفاع از خودش را پیدا کرده یادشان افتاده شهر موشکی بد است!
جان به جانشان کنی بردهٔ سفیدها و چشم رنگیهان. مقاومت اذیتشان میکند.
@edraakaat
سیدِ خدا در پیامش نوشت: «ما از انتقام خون شهدای شما صرفنظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم، هر عضوی از ملّت که توسّط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلّی برای پروندهٔ انتقام است. بخصوص نسبت به خون اطفال و کودکانمان حسّاسیّت بیشتری خواهیم داشت.»
و نیروهای مسلح کشور موج ۷۹ حمله به رژیم کودککش صهیونیستی و آمریکای جنایتکار را با رمز یا رازق الطفل الصغیر به حلما، کودک ۱۸ماههٔ تبریزی و خانوادهٔ شهیدش تقدیم کردند.
...لا حول ولا قوة إلا بالله
@edraakaat
"به نظر میرسه..."
"طبق شنیدهها..."
"بعضیا میگن..."
"حس میکنم..."
"یک منبع مطلع که خواست نامش فاش نشود گفت..."
و...
روزانه چند خبر با شروع این چنینی میخوانید و چقدر با همین سیاق خبرها را منتشر میکنید؟ چقدرش را در ابهام باقی میگذارید و امکان راستیآزمایی چند تا را دارید؟
شاید حواستان نباشد اما اگر کسی رساندن خبری را با این عبارتها شروع کرد، غیر مستقیم میگوید من میخواهم ذهنت را درگیر چیزی کنم اما مسوولیت آن درگیری را بهعهده نگیرم. اگر درست از آب درامد بگویم دیدی من گفتم! و اگر غلط بود بگویم من هم شنیده بودم!
پس این عبارتها را برای خودتان و دیگران نشانهگذاری کنید و هرچه بعدش آمد را هیچ بپندارید تا در میانهٔ جنگ مغزتان با گمانههایی که امکان بیرون آمدن از ابهام ندارند رنده نشود و ارادههایتان بهخاطر جملههای بیاعتبار مشتی رسانهنمای بیمسوولیت سست نگردد.
@edraakaat
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جاش این چند جمله از خداشناسی پودرکنندهٔ حاج قاسم رو به روانتون هدیه کنید: چه آمریکا چه سعودی چه هر الاغ دیگری هیچ غلطی نمیتونن بکنن؛ این ارادهٔ الهیست. 😍😂
@edraakaat
*عروسِ آقا…*
سحرگاه ۱۲ فروردین است؛ لحظههای عید جمهوری اسلامی؛ و من بیش از همه به تو فکر میکنم؛ به تو که مثل جمهوری اسلامی عزیز ما، دقیقا ۱۲ فرودین ۱۳۵۸ چشم دنیا را به حضورت روشن کردی و حتما از همان موقع شهید جمهوری اسلامیشدن را در ناصیهات نوشته بودند؛ همینطور که عروس آقا شدن را… و چقدر هر دوی اینها همیشه از سرتاپایت پیدا بود.
من هنوز آن شهریور ۹۹ را خوب به خاطر دارم. اولین باری که در دفتر مدرسهٔ فرهنگ همصحبتت شدم. کسی معرفیات نکرده بود اما آن چشمهای درشت مهربان که تنها بخشِ پیدا از صورت ماسکزدهات بود کافی بود که بفهمم دارم با یکی از حداد عادلها صحبت میکنم. هرچند نمیدانستم با کدامشان. حرفمان که گرم گرفت، هر جمله که به جملهٔ قبلی اضافه شد، نشانیات بیشتر درامد.
آن روز من قرار بود اولین معلمی رسمیام را تجربه کنم و تو در قلهٔ معلمی ایستاده بودی. از اسم و رسمم میپرسیدی و این که چه خواندهام و چه میکنم و قلابت گیر کرده بود روی بچه نداشتنم؛ چشمهایت نگران شده بود اما برخلاف بقیه زبان به ملامت و پرسشهای بیمحابای معذبکننده باز نکردی؛ در عوض متواضعانه از خودت گفتی؛ از این که از بین همهٔ کارهایی که کردی، مادرشدن چقدر بیشتر از همه قدت را بلند کرده؛ از این که هر بچه که آمد چه نوری با خودش آورد و حالا چقدر حسرت این را داری که نتوانستی بیشتر از سه تا بچه داشته باشی. و من لبخندم هی پهنتر میشد و با خودم میگفتم این حتما عروس آقاست…
و این عروس آقا بودن در تو نشانههای بیشتری داشت که من پنجسال فرصت داشتم تماشایش کنم؛ در تک به تک رفتارهایت؛
در اهتمام عجیبی که برای تلفنکردن وقتت داشتی و هربار که به لطف همسایگی هممسیر میشدیم همهٔ راه را به خواندن و نوشتن میگذراندی؛
در تسلطی که روی طرح درس تکبهتک معلمها داشتی و دقیق میدانستی هرکس در هرجلسه چه قرار است بگوید و با چه سبکی؛
در دلشورههایت برای تکتک بچههای مدرسه و سفارشهایت برای اینکه هرکس چه قوتی دارد و باید مواظب کدام ضعفش باشیم؛
در اصرارت برای دینی درس دادنم و این که تاکید میکردی میخواهم یک فلسفهخوانده برای بچهها از دین بگوید؛
در سرپا سینهزدنهای از عمق جانت وسط برنامههای محرم مدرسه؛
در ذوقی که موقع تعریفکردن از پشتیهای خانهٔ جاریات، که حالا قرار بود پشتی خانهٔ خودت بشوند، داشتی و من خجالتم میآمد بپرسم پشتی؟! یعنی شما خانههایتان مبل ندارد؟
در تعصبی که موقع گشتن دنبال محصولات ایرانی داشتی و مثل صفحههای بازرگانی میتوانستی برای هرکالایی چند نمونه ایرانی معرفی کنی؛
در چادری که در ایام قرنطینهٔ بعد از جنگ ۱۲روزه با دست برای فاطمه دوخته بودی؛
در چشمهای هنوز نگرانت که از صدای پدافندهای آن ۱۲روز در پاستور میگفتی و من بهتزده پرسیدم یعنی شما در ایام جنگ خانه را ترک نکردید؟!
از سختیهای بعدش و آنهمه مصیبتی که برای درمان دنداندرد محمدامین و پیداکردن دندانپزشک کشیده بودی؛ من به شوخی گفتم خب از بیمارستان مجهزی که مخملباف میگفت زیر بیت ساختهاند استفاده میکردی و در کمال بهت من گفتی تا کجاها دنبال پزشک امن رفتهای و برای این که حرفهایت رنگ گله به خودش نگیرد سریع اضافه کردی که «حتما این سختیها از ناشکریهایی بوده که در ایام عافیت کردم»؛ و من از این توحیدت بیشتر مبهوت شدم…
و هزار رفتار ریز و درشت دیگر که از بین همهٔ صفتها و نسبتهایت بیش از همه «عروس آقا»بودن را برازندهٔ تو میکرد. نشان به آن نشان که در رفتنت هم حق عروس آقا بودن را به جا آوردی… عروسِ شهیدِ رهبرِ شهیدِ انقلاب…
@edraakaat
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زن اهل دل بود؛ ظریف و معنافهم. در حالیکه زیر رگبار باران، لحظهای دستش از چرخاندن پرچم نمیایستاد میگفت: این شبها خدا این مردم را به فرشتههایش نشان میدهد و میگوید: یادتان هست یک روز پرسیدید آدم را چرا خلق میکنی درحالیکه روی زمین فساد میکند و خون میریزد؟ اینها همان بندههایی هستند که به خاطرشان عالم را خلق کردم؛ افشاکنندگان همان رازی که من میدانستیم و شما نمیدانستید… اینها وارثان زمینند، پیامبران دوران جدید…
@edraakaat
این روزها جنگ تلخیهای زیادی دارد. رژیم صهیونیستی واحدهای بزرگ صنعتی، زیرساختهای اساسی، حتی چند دانشگاه و ساختمانهای وابستهاش را هدف گرفته. کار به جایی رسید که حتی بعضی جنگطلبان فارسیزبان هم صدایشان درامد که مثلا فولاد مبارکه را چرا زد؟ آنجا که نظامی نبود! یا اینجا دانشگاه است ملعون واحد نظامی نیست! اینها که خونشان ریخته میشود افسر و سرباز و بسیجی نیستند، کارگر و استاد دانشگاه و حتی پاکبان و نانوا هستند.
غافل از این که *مهمترین زمینهساز روانی جنگ فعلی همین تفکیک بود؛ همان تصور که گفت هدف نظامی مشروع است و غیرنظامی خط قرمز!* و هیچ از خودش نپرسید مشروعیت هدف نظامی از کجا آمده؟ چرا فکر کردیم خون نظامی میتواند مثل نقل و نبات بریزد اما جان دیگران نه؟ مگر میشود واحدهای دفاعی کشور نابود شوند اما خون ار دماغ دیگران نریزد؟
نیروی نظامی خط مقدم دفاع است که نیروی فرهنگی و اقتصادی و علمی و ... در امان بماند. نمیتوانی به دشمن بگویی هرچی میخواهی سپاهی و بسیجی و ارتشی بزن به کارگر و دانشجو و صنعت و دانشگاه کاری نداشته باش! اگر ایران مهم است آن کس که تمام وجودش را برای دفاع از تمام ایران گذاشته باید در ابتدای صف خط قرمزها باشد نه مستثنی شده از آنها!
واحد نظامی و دفاعی، پاسگاه و پادگان و شهر موشکی، همه همانقدر از خاک ایران هستند که مدرسه و کارخانه و دانشگاه. آن لحظه که با خودت فکر کردی تجاوز به اولی مشروع است درواقع راه تجاور به بقیه را هم باز کردی! هرچند که دشمن اینبار تقدم و تأخری هم قائل نشده و همهٔ این را با هم میزند و یک عده سادهاندیشانه هنوز میگوید هدف نظامی را میفهمم بقیه چرا زدی!
این روزها هرکس دم از ایران میزند، برای شهادت مردم عادی و دانشآموز و پاکبان و کارگر سوگواری میکند، اما به نظرش شهادت نیروی نظامی عادی است، ایراندوستیاش لنگ میزند. حتی اگر خودش حواسش نباشد.
@edraakaat
نزدیک به چهل روز از جنگ تحمیلی سوم علیه مردم ایران گذشته.
خیلی از کسبوکارها مختل شده و برخی واحدهای تولیدی و خدماتدهی آسیب جدی دیدهاند. دشمن به دانشگاه و انبار دارو و پل و پالایشگاه هم رحم نکرده و هرچه میتوانسته از زندگی مردم دزدیده است.
اما چهل روز است که نه در توزیع کالا مشکلی پیش آمده، نه صفی برای خرید مایحتاج زندگی طولانی شده، نه قحطی و گرانی شایع شده.
تعداد حملهها بالاست و شهید مجروح زیاد داریم اما هیچ بیمار و مجروحی بدون رسیدگی نمانده و همت کادر درمان چندبرابر شده.
تهران هر روز و شب بمباران میشود و تهدید جانی بیخ گلوی مردم است اما چیزی از جمعیت تجمعات شبانه کم نشده.
ده هزار واحد مسکونی را زدهاند اما هیچ هموطنی بیسرپناه نمانده.
در مرزها هیچ خبری از صفهای انبوه خروج از کشور نیست و کسی خبر پناهندگی ایرانیان به کشورهای همسایه را کار نمیکند. برعکس! خیلی از مهاجرین ایرانی دارند زمینی به کشورشان برمیگردند تا در این دفاع تمام قد دربرابر دشمن سهم داشته باشند.
چون اینجا ایران است؛ کشوری که مردمش در زمانهٔ فردگرایی، حیات جمعی بلدند و در دوران بحران معنا، با هر کنشی معنای جدیدی از انسانبودن خلق میکنند. جایی که آدمها بعد از خدا دل به وطن میبندند و مراقبت از هموطن را یاد میگیرند.
حالا ایران شبیه کلاس درس شده برای دنیایی که مقاومت را بلد نبود...
@edraakaat
من قاطعانه میگویم حرکت نزولی رژیم دشمن صهیونیستی آغاز شده و وقفه نخواهد داشت. تحرّکوا باسم الله إلى الأمام و اعلموا أنّه «وَلَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه.»
رهبر شهید انقلاب، سید علی خامنهای، ۱۴۰۰/۲/۱۷
@edraakaat
آقای خامنهای
صدای من را میشنوید؟
روز سیو ششم جنگ سوم تحمیلی است؛ سربازهای شما در دفاع جانانهشان به مدد خدایتان در دل کوه و صحرا هواپیما و بالگردهای آمریکایی را ساقط کردهاند؛
اما شما نیستید که دوباره بالای سر لاشههای اجنبی بایستید و برایمان آیههای نصر و فتح بخوانید؛
و ما داریم از این غم دق میکنیم… دق که ندانی…
@edraakaat
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این روزها هیچ چیز به اندازه میزان حماقت و حقارت و رذالت این فارسیزبانهای وطنفروش حالم رو بد نمیکنه. خود اسرائیلیها هم در شدت عجیببودن اینها موندن! مردک میگه ما از شما اسرائیلیها ممنونیم! دختره میگه چرا؟ چون میکشیمتون؟ میگه به هرحال گاهی لازمه!
هیچ چیز از آدمیت براشون باقی نمونده.
برای همینه که ما از اسرائیل بگذریم، از این بردههای اربابپرست فارسیزبان که رو خون مردم این کشور، هلهله کردن و تا کمر برای سگ زرد آمریکایی خم شدن و دستای نتانیاهو رو برای تجاوز به خاک ایران بوسیدن، نمیگذریم.
این وسط یهعده روشنفکرنما هم نشستن با تأسف استدلال میبافن که چرا همین هم تقصیر جمهوری اسلامی بوده، بدون این که مختصر سهمی برای دستگاههای عریض و طویل کشتار رسانهای فارسیزبان قائل باشن که سالها پول و وقت و انرژی برای تربیت این حیوانات دستآموز صرف کرده.
الحمدلله که دوره این قبیل علومانسانیبافهای بیمرز و بیهویت هم سر اومده…
@edraakaat