eitaa logo
ادراکات | فاطمه رایگانی
4.9هزار دنبال‌کننده
95 عکس
40 ویدیو
0 فایل
دست‌نوشته‌های یک دانشجوی ابدی فلسفه اینجا شنوندهٔ نظراتتون هستم: @raygani70
مشاهده در ایتا
دانلود
یک جایی از کتاب «خون دلی که لعل شد»، رهبر شهید انقلاب از خاطرات زندانش در جوانی حرف می‌زند و ماجرای یک بازپرس نظامی را تعریف می‌کند که برای بردنش می‌آید و می‌گوید: «شما را به مشهد می‌فرستیم، اما اوضاع آنجا ناآرام است. تعداد بسیاری دستگیر شده‌اند؛ جوری که زندان‌ها دیگر جا ندارد». آقا در توصیفش نوشته: من تا امروز نمی‌دانم ماموریت او چه بود اما سعی می‌کرد در دل من وحشت ایجاد کند. این دشمن‌شناسی و تسلط بر خود در برابر عملیات روانی خیلی برای من آموزنده بود؛ این که اولین واکنشت نسبت به اخبار هراس‌افکن دشمن تردید باشد و بیشتر احتمال بدهی فریب است. @edraakaat
انقلاب اسلامی «خمینیّة الحدوث» و «خامنئیّة البقاء» است. سید هاشم الحیدری - ۲۰۲۶/۴/۱۷ @edraakaat
این مساجد است که نهضت را درست کرد. در عهد رسول‌الله و بعد از آن هم تا مدت‌ها، مسجد مرکز اجتماع سیاسی بود. مرکز تجییش جیوش بود. «محراب یعنی مکان حرب؛ مکان جنگ؛ هم جنگ با شیطان و هم جنگ با طاغوت. از محراب‌ها باید جنگ پیدا بشود. چنانکه پیشتر از مسجدها می‌شد. ای ملت! مسجدهای خودتان را حفظ کنید. ای روشنفکران مسجدها را حفظ کنید. روشنفکر وارداتی نباشید! بروید مسجد! نمی‌روید! این مسجدها را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد؛ تا مملکت شما نجات پیدا کند. امام خمینی، ۱۳۵۸/۳/۱۵ @edraakaat
آنچه امروز به همت و جهاد مردم در دل خیابان‌ها ساخته شده است، یک قدرت ملی است. قدرت ملی را اگر جناحی کنند از کارکرد می‌افتد. از این دستاورد مهم مراقبت کنیم و نگذاریم به نفع جناح‌های سیاسی، هر کدام که باشد، مصادره شود. @edraakaat
‌از اینستاگرام تا شبکه نمایش خانگی و حتی گاهی تلویزیون، هر طرف نگاه می‌کنی یکی به اسم طنز یه چادر یا روسری کشیده رو سرش به شکل‌های مختلف نمادهای حجاب رو دستمایهٔ تمسخر می‌کنه! همین قدر مشمئزکننده! ایدهٔ دیگه‌ای برای خندیدن ندارید؟ @edraakaat
راه نداره تو این شرایط ناپایداری انرژی برای صرفه‌جویی در مصرف بنزین از کاروان‌های خودرویی کم کنیم و به عدد تجمعات حضوری اضافه‌ کنیم؟ راه نداره تو این شرایط توقف واردات و کم‌شدن مواد اولیه، برای صرفه‌جویی تو مصرف کاغذ و پلاستیک نفری یه لیوان تو کیفامون باشه انقد تو‌ میدون‌ها یه بار مصرف دور نریزیم؟ راه نداره تو این شرایط تهدید زیرساخت و بهم وابستگی آب و برق برای صرفه‌جویی تو مصرف آب سبک شست‌وشو و استحمام رو تو خونه تغییر بدیم تا شیر آب کمتر باز باشه؟ و هزار تا کار دیگه که لابد به ذهن شما هم می‌رسه برای مدیریت مصرف؛ برای آماده‌تر‌شدن. مشارکت در جنگ که فقط با خیابون اومدن نیست. اگه می‌گیم پای کار وطن هستیم و آمادهٔ دفاعیم، باید تو بخش‌های دیگهٔ زندگی هم خط دفاعی باز کنیم. میدون جنگ بزرگه و آدم قوی می‌خواد. یه قدم مهم در قوی‌شدن هم مقاومت دربرابر مصرفه. آدم هرچی به مصرف‌ وابسته‌تر، ضعیف تر... پس بسم‌الله! هر جا تونستی از مصرف یه چیزی کم کن... @edraakaat
همه چیز در این پوستر داشت خوب پیش می‌رفت تا این‌که رسیدیم به فقرهٔ آخر! کشور چندهزار شهید داده، از رهبر ادیب و حکیمش، تا سردارهای پهلوانش و سربازهای شجاعش و مردم مظلومش، بعد اهالی محترم اندیشه و ادب بخارا تصمیم گرفته‌اند پس از دو ماه، در اولین نشست بعد از جنگ، یاد و خاطرهٔ «لئو»، سگ زنده‌یاب هلال احمر، را گرامی بدارند! حقیقتا هوا را از روشنفکر ایرانی بگیر، اما ادا را نه! @edraakaat
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درود خدا بر خامنه‌ای کبیر، که این چنین غیرتمند از نهال امید اهالی هوافضا پاسداری کرد و در شرایطی که همه هم‌صدا دنبال خرید از روسیه بودند، یک‌تنه پای تولید ملی ایستاد و این روزهای پرافتخار را برای ما ساخت. روایت شهید سعید، امیرعلی حاجی‌زاده از این مقاومت رهبر شهید انقلاب را . @edraakaat
امیرالمؤمنین در خطبهٔ «قاصعه» که یکی از مهم‌ترین خطبه‌های نهج‌البلاغه است روی مسئلهٔ تفرقه نداشتن تکیه کرده. امیرالمؤمنین مستمعین خود را به تاریخ ارجاع می‌دهد؛ میگوید ببینید گذشتگان، آن وقتی که با هم بودند، متّفق بودند، چه عزّتی پیدا کردند، امّا وقتی از آن حالت یکپارچگی خارج شدند، «فَانظُروا اِلَى ما صاروا اِلَیهِ فی آخِرِ اُمورِهِم حینَ وَقَعَتِ الفُرقَةُ وَ تَشَتَّتَتِ الاُلفَة». بعد می‌فرماید وقتی این جوری شد، وقتی فُرقت و جدایی و دشمنی حاکم شد، قَد خَلَعَ اللَّهُ عَنهُم لِباسَ کَرامَتِهِ وَ سَلَبَهُم غَضارَةَ نِعمَتِه. خدای متعال لباس کرامت را از تن این‌ها خارج کرد؛ آن شرفی که داشتند، آن عزّتی که داشتند، آن نعمتی که خدا به آنها داده بود، بر اثر اختلاف و تفرقه از آنها سلب شد، از آنها گرفته شد. رهبر شهید انقلاب - ۱۴۰۱/۰۷/۲۲ @edraakaat
ما زنده‌ایم… مثل امید… مراسم فرشتگان مقاومت صحن پیامبر اعظم(ص) - حرم مطهر امام رضا علیه السلام @edraakaat
این آخرین عکس از شهید زهرا خطیب، دختر شهید اسماعیل خطیب، وزیر سابق اطلاعات است؛ دو‌ شب قبل از شهادتش، در تجمعات شبانهٔ امت مبعوث سیدعلی خامنه‌ای، در حال بوسه‌زدن بر پرچم مقدس حرم جمهوری اسلامی ایران… قشنگی بعضی عاقبت‌ها به وصف قلم در نمی‌آید… @edraakaat
برای او که «سپر ولایت» بود من هم مثل خیلی‌ها پررنگ‌ترین تصویری که از لاریجانی داشتم برای همان دعواهای معروفش با احمدی‌نژاد بود؛ به‌نظرم «سیاستمدارِ» «محافظه‌کار» و «متکبر»ی می‌آمد که مردمی نیست! این تصویر را سال‌ها داشتم تا این‌که به‌واسطهٔ بعضی پژوهش‌ها گذرم به کلاس‌ها و نوشته‌هایش در فلسفهٔ سیاست افتاد. هرچه بیشتر می‌خواندم و مقایسه می‌کردم بیشتر به چشمم می‌آمد که چقدر «باسواد» و «اندیشمند» و «خبره» است. تا رسید به انتخابات سال۱۴۰۰ و آن ثبت‌نام پرسروصدا و آن ردصلاحیت دور از انتظار! همه منتظر یک واکنش حسابی بودیم، مخصوصا بعد از صحبت‌های رهبر شهید انقلاب و تصریحش به این‌که در فرایند تایید صلاحیت‌ها ظلمی صورت گرفته که باید جبران شود. خبری از آن از جبران نیامد. اما ما از لاریجانی چیزی جز پیگیری در چارچوب قوانین و درنهایت گذشتن از ماجرا ندیدیم. حالا من پیش روی خودم یک «مرد سیاسی» می‌دیدم که به شدت «صبور» است و «بلندنظری»‌اش نمی‌گذارد هیجان بیشتری به خرج دهد و «قدرتِ تصمیم و انتخاب» درست در موقعیت سخت را دارد. بعد از آن او سیاست‌مدار بیرون از قدرتی بود که فرصت بازگشت به مجامع علمی را داشت و می‌شد در قامت یک «معلم» از او بهره برد. به همین بهانه چندنفری توانستیم گعده‌ای فراهم کنیم و گاهی خودمان را برسانیم به دفتر انتهای فلسطینش، که گمان نمی‌کنم دیگر چیزی از آن مانده باشد و گاهی هم دفتر شهید مطهری. می‌نشستیم، گپ می‌زدیم، سوال می‌پرسیدیم و درنهایت بسیار می‌آموختیم. بعضی از درس‌هایش همیشه گوشه ذهنم روشن است. یک‌بار بحث شورای نگهبان بود و رد صلاحیت دوم. گفت: من موارد قبلی را پیگیری کرده بودم و به من گفته بودند رفع ابهام شده و براوردم این بود که این بار مشکلی نیست. برای همین دوباره ثبت‌نام کردم. حالا مهم هم نبود. من فکر می‌کردم ظرفیتی دارم که می‌توانم در خدمت پیشرفت کشور بگذارم اما جمع‌بندی آقایان چیز دیگری شد و تکلیف را از ما برداشتند. حالا هم جور دیگری مشغولیم. پرسیدیم: چرا بیشتر اعتراض نکردید؟ گفت: بیشتر از اینش دیگر برای نظام هزینه درست می‌کرد و من انتخابم این نبود. گفتیم از رهبری نخواستید ورود کنند؟ جواب داد ایشان یک‌بار پشت‌بلندگو بدون درخواست من نظرش را گفته بود. برای بار دوم به ایشان زحمت‌دادن وجهی نداشت. قرار نیست در هرکاری ورود مستقیم رهبری را بخواهیم. نظام سازوکار مشخص دارد من هم از همان سازوکار استفاده می‌کنم! من کیفور این «چارچوب‌داشتن» و «تعهد به نظام» و «ایستادن پای آرمان حتی به قیمت از دست دادن منافع» شده بودم که حرف مهم‌تری به میان آمد. یک نفر به یک ماجرایی قدیمی اشاره کرد و پرسید آیا بین شما و رهبری آن‌جا اختلافی بود؟ توضیح داد که من با آقا دراین باره گفت‌وگو کرده بودم و نظر ایشان را می‌دانستیم. اتفاقا فلان کار را کردم که این نظر پیش برود! اینجا دیگر خودم پریدم وسط حرف! گفتم آقای دکتر! این موضوع باعث کلی ابهام و اتهام و حرف و حدیث شد! چرا یک‌بار نیامدید جلوی دوربین همین را توضیح بدهید که سوءتفاهم‌ها رفع بشود؟ بدون درنگ جواب داد: قرار نیست من حرف رهبری را خرج اثبات درستی حرف خودم کنم. اگر جایی اشتباهی کرده‌ باشم باید جرات داشته باشم بگویم اشتباه شد و پشت ایشان پنهان نشوم. اگر هم کاری کرده‌ام که درست بوده باید بلد باشم درستی حرفم را نشان دهم. در نظام ولایی ما اگر جایی متوجه نظر رهبری در موردی شدیم وظیفه داریم «عقلانیت» و درستی آن نگاه را به دیگران نشان دهیم نه این که برای سبک‌کردن کار خودمان آن حرف را بهانه کنیم! من تا پایان آن جلسه که عملا اخرین جلسه قبل از مسوولیت دبیری شعام بود و بعد از آن دیگر فرصت آن گعده‌های کوچک‌تر پیش نیامد، دیگر صحبت نکردم و تمام ذهنم درگیر این شد که «سپر ولایت» بودن باید چنین ترسیمی داشته باشد. همین‌قدر «صریح» و «منطقی». و چقدر هم این کار را بلد بود. با چه «قدرت اقناع»ی... حالا این روزها، در ایام اربعین شهید لاریجانی، که بیش از هر وقت دیگری می‌بینیم در دعواهای سیاسی هر دو طرف برای اثبات درستی موضع خودشان و رد حرف مقابلشان صرفا به نظر رهبری و دستور آقا ارجاع می‌دهند و زحمتی برای اقناع نمی‌کشند، بیشتر جای خالی او را حس می‌کنم. خاطرم هست بعد از آن جلسه به دوستان گفتم آقای لاریجانی به خاطر همین «ولایتمداری» و «اخلاص»ش دوباره به عرصهٔ سیاست بر‌می‌گردد. یکی خندید و گفت: همین مانده! کسی که دوبار رد صلاحیت شده رییس‌جمهور شود. و من از ذهنم گذشت خدا بخواهد حتما می‌شود... آن روز خام‌اندیشانه فکر می‌کردم که جبران این روحیه و راه محبوب‌شدن برای او باید چیزی شبیه رییس‌جمهورشدن باشد! حال آنکه خداوند برای لاریجانی جبران زیباتری طراحی کرده بود و محبوبیت شیرین‌تری... او برایش «شهید» شدن را خواسته بود. کاش نصیب همه بکند این مدل «عاقبت به خیری» ها را... @edraakaat