eitaa logo
شب‌های‌حوّا.
849 دنبال‌کننده
137 عکس
20 ویدیو
1 فایل
The Woman of God. بایگان‌ پیام‌ها: https://eitaa.com/velamkondige
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های‌حوّا.
فرانسه برگشت🌻🌻
شب‌های‌حوّا.
فرانسه برگشت🌻🌻
تیغ بکش رو سینی فلزی روحم
شب‌های‌حوّا.
تیغ بکش رو سینی فلزی روحم
‌ گلشید: جود در برابر امباپه. روی سینی فلزی روحم دارن چنگال می‌کشن. Maryam: سینی فلزی روحم امباپه رو ترجیح میده پس فکر کردی چرا ۴ تا خورد El: جذاب ترین بازی جام جهانی ‌ گلشید: وحشتناک‌ترین بازی جام جهانی
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
باورم نمیشه یه آدم رندوم توی مجازی اینقدر توی قلبم دوست داشتنی و عزیز بشه که واقعا از اعماق قلبم از خداوند براش بهترین چیزا رو بخوام و دعاش کنم، و حس کنم که تار های ارتباطی نامرئی بین مون با وجود همه جور فاصله ای اینقدر نزدیکن که آرزو های خوبمو بهش میرسونن. میشه توعم دعام کنی؟ احساس می‌کنم این نور های کادوپیچ شده بهم میرسه. میرم کربلا چند روز آینده. به یادتم. - پیام‌رو که خوندم گریه کردم. جدی گریه کردم. نمی‌دونی چه‌قدر دلم لک زده حتی برای لحظه‌ای از نسیم کربلا، حتی برای دمی اون جو ملکوتی و مقدس حرم. از ته قلبم می‌گم خداوندا، این دل عزیز را در پناه نور خودت نگاه دار. از غم دورش کن و از خیر و آرامش سرشارش. هرجا که قدم می‌گذارد، برکت بنشان و دلش را به روشنایی خودت نزدیک‌تر کن. التماس دعا با دلی خاشع و چشم امیدوار. واقعاً التماس دعا. لطفاً سلام من‌رو برسون، بگو که دلم تنگه و دستانم به دعا بلند شده. لطفاً بگو که وسط راه افتادم زمین، بی‌‌یار و بی‌‌یاور. لطفاً به‌جای ما هم قدم بزن. نفس بکش. ببوی و ببوس. لطفاً.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
خیلی دلم می‌خواد تنها باشم، اما از طرفی دلم می‌خواد کنار کسی باشم که بهم اجازه بده تنها باشم- اگه منظورمو بفهمـ- - می‌فهمم. من یک دوستی دارم که بهم اجازه داد تنها باشم، یکهو خیلی زیاده‌روی کرد و به خودمون اومدیم دیدیم ماه‌هاست صحبت نکردیم. من بهت اجازه می‌دم تنها باشی. تنها باش.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8239 جداً می‌گی؟ انقدر در نظر خودم گنگ و نامفهوم بود که خجالت می‌کشیدم برات تعریفش کنم. - جداً می‌گم. هرگز خجالت نکش، لطفاً، همیشه برام تعریف کن. خوش‌حالم حداقل در رویای آدمی آزادم. می‌دونستی ما اغلب اوقات در رویای دیگران آزادیم؟
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8241 ولی یه خبر بد قیافه‌ی من ابداً شبیه واسطه‌های پیغام‌های الهی نیست. - بلاتشبیه، اولین جمله‌ی نود درصد پیامبران الهی به بشارت جبرائیل اَمین:
هدایت شده از نون بربری the Argon
گلشید از تو جنگلا برام یه شوهر گرگینه پیدا کن
شب‌های‌حوّا.
گلشید از تو جنگلا برام یه شوهر گرگینه پیدا کن
آدم با کاتولیک سه‌خدای عیاش زندگی کنه، با گرگینه‌ی مملکت زندگی‌ نکنه. خدا بد نده. گرگینه؟ (دارم ردای آبی‌ام رو می‌پوشم و با اسب مشکی به سمت جنگل حرکت می‌کنم. وسایل شکار گرگینه هم برداشتم، خیالت راحت.)
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
ستاره که نه به گل آفتاب گردون دو قطره آب دادم گل در عوض جهت خورشید و راه برگشتم رو بهم نشون داد و از تخمه هاش توشه راهم کرد...پاداشش بیشتر از انتظارمه بیشتر از ظرفیتمه عکس ها بوی چایی بزارم می ده صدای جیرجیرک و قورباغه شب نشینی و ریز ریز خندیدن با دخترهای هم سن و سال وقتی رخت خواب ها پهنه بوی برگ افرا، دود چوب همین قدر از زندگی درک کردم بقیه اش خیابون بوده و ساختمون - گل آفتاب‌گردان زنده شد تا روی به نور کنه و در راه نور، کسانی که به سمت مقصد مطلق روشنایی قدم برمی‌دارن رو در آغوش بکشه و تخمه‌های خوش‌مزه‌اش رو بهشون ببخشه. دقیقاً. بوی برگ افرا. بوی چوب. من‌هم خیلی کم از زندگی درک کردم. نمی‌دونم. شاید بیشترش رو یادم نمیاد. اما تاب چوبی خونه‌‌ی مادربزرگ، شب‌های پرستاره و باد خنک رو یادمه. بوی چوب رو یادمه. درخت افرا رو هم، خود افرا رو هم. دلم برای لذت زندگی کردن تنگ می‌شه.
شب‌های‌حوّا.
سلام. می‌پیچونم. هر پیامی دلم بخواد رو جواب می‌دم. قبلی‌هارو هم احتمالاً بعداً به سراغشون برم. می‌پی
https://eitaa.com/edrakxa/8239 راستی یک چیز دیگه هم بهت بگم. من اصلاً محتوای اون داستان رو به یاد ندارم ولی هر اون‌چه که می‌شنیدم رو در عالم خواب تصویر سازی و مجسم می‌کردم برای خودم. یک مردی با شمایلی که من رو به یاد حضرت مسیح می‌انداخت انگار یکی از شخصیت‌های این داستان تاریخی-قرآنی بود. - اوه =))))))))))) اوه.
من باختم. فرانسه باخت. ما باختیم. خواب برم غلبه کرده بچه‌ها. اما قول می‌دم فردا اگر تمام کارهام رو انجام بدم، میام و همه‌ی پیام‌های ناشناس رو از شانزدهم تیر جواب می‌دم. حتی اون‌هایی که می‌خواستم بپیچونم. الان تقریباً 12 روز شده که ناشناس هست و پاکش نکردم، فقط چون یک‌بار به خودم قول دادم کامل ناشناس‌هارو جواب بدم. می‌بینید؟ همین‌قدر فردا افکن. سستی‌ورز. اهمال‌کار. دیر‌جنب. برام دعا کنید. شب به‌خیر.