پس از اینکه عزرائیل خاک زمین را در بال گرفت و به عرش برد، خدای در خاکها نظر کرد. همان بود که اراده کرده بود. آنگاه اَبر گرم را فراخواند. فرمود تا چهلروز باران محبت و اندوه بر خاک ببارد. ابر گرم فرمان برد و از دریای محبت و اندوه آب برداشت و ببارید.
خاک که سیراب محبت و اندوه شد، خدای به ابر گرم فرمود تا یک ساعت نیز باران شعف و شادی بر خاک ببارد. ابر بازهم فرمان برد. بر سر دریای شادی رفت. قطراتی چند آورد و بر آن خاک افشاند. آنگاه خدای خاک و آب را در هم ریخت و گِل ساخت، به همان نحو که اراده فرموده بود، ملاط را چنگ زد. جملهی فرشتگان، شگفتزده و هراسان مینگریستند که چهگونه خدای به خداوندی خویش در آب و گِل آدم تصرف میکند. اینچنین بود که آدم خلق شد. نیمی از محبت، نیمی از اندوه و ذرهای از شعف.
| آدم و حوّا
هدایت شده از شبهایحوّا.
ببین. ابرها رد میشن، سیالن، تاریکی میاد و دوباره توسط دستهای نور خفه میشه.
انگار چیزی یادشون رفته.
سیاره میچرخه، کهکشان بهخروش میاد، هوا وارد ریهها میشه، کسی گریه میکنه و دیگری میخنده.
هیچکس حواسش نیست.
ببین، ما ایستادیم، کنارِ این همه عبور.
ببین، دنیا میگذره، ما هنوز اینجاییم.
فقط
من
و
تو
یهازخدا بیخبری دربارو با اونهمه خاطره زده پرونده
یکی جدید زدیم ولی فقط قدیمیا بیان متاسفانه جدیدا رو ريم میکنیم
ممنون از درکتون❤️
https://eitaa.com/joinchat/4084532929Cf00bd755c6
شبهایحوّا.
ای گل سرخ پارهپارهی من.
کربلایی حسین طاهری1403042313.mp3
زمان:
حجم:
9M
بعد از تو، خاک بر سر دنیا.
سید مهدی حسینی1_17748716321.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
همیشه همین بود. تیره بودم، سعی کردم تیرگی رو بشورم، سعی نکردم، بودم، نبودم، در هر حالتی همیشه همین بود. مثل مادر جوان مرده برات گریه میکنم. پسَم میزنی، در رو به روم میبندی، نمیبری کربلا، میگی چهقدر زشت شدی گلشید. فرقی نداره. من مثل مادر جوان مرده برات گریه میکنم.