کانال روضه دفتری4_5837085426866719589.mp3
زمان:
حجم:
19.43M
﷽
#روضه_حضرت_ام_کلثوم س
#آقای_میرزا_محمدی
این شیرزن که اسوه بُوَد مثل مادرش
فرزانه است و زینب کبری است، خواهرش
در عصمت و عفاف بخوانش چو فاطمه
در منطق و کلام ببین مثل حیدرش
بیهوده نیست زینب صغری لقب گرفت
آتش گرفته خرمن دشمن ز آذرش
دشمن به کاخ هم نبُوَد در امان از او
با این که هست گوشهی ویرانه، سنگرش
این خطبه نیست، صاعقه خوانش که شعله زد
بر تار و پود هستیِ خصمِ برادرش
«کلثومِ» دل گرفته و یک کاروان اسیر
جز خواهرش نمانده کسی یار و یاورش
میگوید از شقایق و از لالهزارها
آن صحنهها هنوز بُوَد در برابرش
بر بوم سینههای پُر از سوز میکشد
تصویری از شکستن نخل تناورش
اشکش مدام میچکد از چشم روزگار
وقتی که یاد میکند او از صنوبرش
( حسن واشقانی فراهانی)
هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)
#کانال_نوحه_یا_زینب_س
@eetazeinab
❣﷽❣
🔳#روضه_امام_حسین_ع
🔳#روضه_حضرت_زینب_س
🔳#روضه_حضرت_سکینه_س
🔳#اسارت
🔳#بازگشت_کاروان_به_مدینه
🔳#آقای_میرزا_محمدی
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ
* تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...."
الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....*
به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....."
قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ ...."
قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن ......
ای حسین ...
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣
🔳#روضه_امام_حسین_ع
🔳#روضه_حضرت_زینب_س
🔳#روضه_حضرت_سکینه_س
🔳#اسارت
🔳#بازگشت_کاروان_به_مدینه
🔳#آقای_میرزا_محمدی
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ
* تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...."
الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....*
به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....."
قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ ...."
قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن ......
ای حسین ...
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
حجت الاسلام و المسلمین میرزامحمدی4_5841367109828871958.mp3
زمان:
حجم:
8.91M
❣﷽❣
♨️#مناجات_با_خدا
💢#شب_جمعه
♨️#آقای_میرزا_محمدی
پهن شد سفرهٔ احسان همه را بخشیدی
باز با لطف فراوان همه را بخشیدی
ابر وقتی که ببارد همه جا می بارد
رحمتت ریخت و یکسان همه را بخشیدی
گفته بودند به ما سخت نمیگیری تو
همه دیدیم چه آسان همه را بخشیدی
یک نفر توبه کند با همه خو میگیری
یک نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی
این گنهکاری امروز مرا نیز ببخش
تو که ایام قدیم ، آنهمه را بخشیدی
داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم
#جانآقایخراسان همه را بخشیدی
بی سبب نیست شب جمعه شب رحمت شد
مادری گفت #حسینجان همه را بخشیدی
♨️هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)♨️
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
دلبرم یوسف زهراست خدا میداند - مناجات امام زمان4_5945160453440145283.mp3
زمان:
حجم:
14.85M
🔅#آقای_میرزا_محمدی
🎆#زمزمه_امام_زمان_عج
دلبرم یوسف زهراست خدا میداند
یادش آرامش دلهاست خدا میداند
علت غیبت او هست گناه من وتو
خون جگر از گنه ماست خدا میداند
بر عطا و کرمش جن و ملک محتاجند
از دمش زنده مسیحاست خدا میداند
خاک زیر قدمش سرمه چشم ملک است
خیمه اش جنه الاعلاست خدا میداند
همه دنبال زر و سیم و گرفتار دلند
پسر فاطمه تنهاست خدا میداند
آری اعمال من و توست حجاب من و تو
ورنه آن چهره هویداست خدا میداند
از همه بیشتر آنکس که بود منتظرش
مادرش حضرت زهراست خدا میداند
آن مصيبت كه كند گريه برايش شب و روز
روضه زينب كبري است،خدا ميداند
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❣﷽❣
🔳#روضه_امام_حسین_ع
🔳#روضه_حضرت_زینب_س
🔳#روضه_حضرت_سکینه_س
🔳#اسارت
🔳#بازگشت_کاروان_به_مدینه
🔳#آقای_میرزا_محمدی
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ
* تا دم مرگ اینو دائما هر وقت مشرف میشی به زیارت میگی "آقاجان نکنه این زیارت آخرین زیارت ما باشه ..." به خدا اربعین که اومدن آخرین زیارتشون شد" دیگه نتونستن کربلا برگردن ..." انقده کنار این قبور مطهر ناله زدن،سه روز اونقده ضجه زدن که امام سجاد فرمود: دیدم عمه ها و خواهرام دارن جون میدن" دستور دادم سوار شن به سمت مدینه حرکت کنیم " همه سوار شدن" اما دیدن سکینه هنوز از کنار قبر بابا جدا نشده ...."
الله اکبر ، روز یازدهمم آخرین نفری که از گودال جدا کردن همین دختر بود ..."چی جوری جداش کردن؟؟ من از شما می پرسم ، مگه یه بچه ی 13 ساله چقدر نیرو لازم داره که او رو از کنار بدن بابا جدا کنن؟؟؟ اما نوشتن :*فَجتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الأعراب،فجروها عن جسد ابیها ....*
به خدا نمی شه بعضی عبارات رو ترجمه کرد،اما خیلی ساده بگم،یعنی این نازدانه رو کشون کشون از کنار گودال بردن ....." اربعینم که وقتی آخرین نفر،خواست با تربت بابا خداحافظی کنه،دید دیگه کسی نمونده باهاش حرف بزنه رو کرد به خاک گرم کربلا،فرمود: اَلا یا کربلا نُودِعکِ جِسماً بَلا کَفَنٍ وَ غُسلٍ دَفِینا ....."
قافله رسید به مدینه،روز جمعه بود وارد مدینه نشدن" بشیر آمد وارد مدینه شدهی صدا زد "یا اَهْلَ یَثْربَ لامُقامَ لَکْمْ بِها" تو خونه هاتون دیگه نمونید ...." چرا ؟؟؟ آخه:*قُتِلَ الْحُسَیْن فَاَدْمُعی مِدْرارٌ .....*فقط یه جلوش رو اشاره کرد" چه جوری کشتنش؟؟ اَلجِسْمُ مِنْهُ بِکَرْبَلاءمُضَرَّجٌ ، وَالرَّأسُ عَلَی الْقَناهِ یُدارُ ...."
قافله به استقبال آمدن به دنبال بشیر آمدن بیرون مدینه به استقبال قافله ی ابی عبدالله ...." چی جوری وارد مدینه شدن بماند، هر کی رفت سراغ یه بانویی" زن ها اومدن نزد سکینه . همه کنار قبر پیغمبر جمع شدن دیدن دختر علی زینب سلام الله علیها ؛یه پیراهن پاره پاره،یه پیراهن غرق به خون،سوراخ سوراخ رو، رو قبر پیغمبر پهن کرد" سفره ی روضه رو پهن کرد ... دیدن دیگه نمی شه با زینب حرف زد ... اومدن سراغ سکینه ... گفتن آی بانو از کربلا تا مدینه کجا به شما بیشتر سخت گذشت؟ فرمود هیچ جا برا ما مجلس یزدید نمی شد .... سر بریده ی بابای غریبم میان تشت ... همه مشغول لهو و لعب،خوشگذرانی و می گساری بودن،ما رو به طنابی بسته بودن ......
ای حسین ...
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
کانال روضه دفتری4_6039484029818899230.mp3
زمان:
حجم:
19.43M
❣﷽❣
⚫️#روضه_حضرت_ام_کلثوم_س
⚫️#آقای_میرزا_محمدی
این شیرزن که اسوه بُوَد مثل مادرش
فرزانه است و زینب کبری است، خواهرش
در عصمت و عفاف بخوانش چو فاطمه
در منطق و کلام ببین مثل حیدرش
بیهوده نیست زینب صغری لقب گرفت
آتش گرفته خرمن دشمن ز آذرش
دشمن به کاخ هم نبُوَد در امان از او
با این که هست گوشهی ویرانه، سنگرش
این خطبه نیست، صاعقه خوانش که شعله زد
بر تار و پود هستیِ خصمِ برادرش
«کلثومِ» دل گرفته و یک کاروان اسیر
جز خواهرش نمانده کسی یار و یاورش
میگوید از شقایق و از لالهزارها
آن صحنهها هنوز بُوَد در برابرش
بر بوم سینههای پُر از سوز میکشد
تصویری از شکستن نخل تناورش
اشکش مدام میچکد از چشم روزگار
وقتی که یاد میکند او از صنوبرش
#اللهم_عجل_ولیک_الفرج
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❣﷽❣
#روضه_حضرت_خدیجه_س
حجت الاسلام #آقای_میرزا_محمدی
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
اَلسَّلـٰامُ عَلَیكِ یـٰا اُمُّ المُومِنین
اومد کنار بستر حضرت خدیجه
چند روزیه تو بستر بیماری به سر میبرد پیغمبر اکرم فرمود
من ناراحتم
من نگران این ناراحتی و بیماری شما هستم یک جمله ای گفت
نوشتن پیغمبر بلافاصله گریه کرد
گفت یا رسول الله من و حلال کن
من تو زندگی با شما کوتاهی کردم
پیغمبر گریه کرد مدتی با هم صحبت کردن
بشارت هایی پیغمبر داد
اصلا نگران نباش تو بهشت با مریم و آسیه و ساره و خواهر حضرت موسی ام کلثوم همنشینی
تا رسیدن به این خواسته حیا کرد
پیغمبر فهمید چیزی میخواد بگه بانوش گفت یا رسول الله حیام می کنم مستقیم به شما بگم
به دخترت فاطمه میگم به شما بگه فاطمه پنج ساله هم کنار بابا ایستاده داره گریه میکنه
هرچی پیغمبر بشارت می داد حضرت خدیجه نگرانیش مرتفع نمی شد
آخرالامر اشاره کرد دارم از دنیا میرم
اما اوصيك بهذا
سفارش این دختر رو به تو می کنم
همه نگرانیم زهراست
تعبیر خود حضرت خدیجه اینه
مبادا توسط یکی از زنهای قریش اذیت بشه
مبادا کسی سیلی به صورتش بزنه
مبادا کسی سر دخترم فریاد بزنه
میدونم دلهاتون کجا رفت
همتون میخواید بگید نبودی ببینی
هم فریاد زدن بر سرش
هم سیلی به صورت زدن
هم دسته جمعی ریختن تو خونش
هم جسارت هایی کردند
که اصلا آدم حیا می کنه بگه
من متن روایت و بخونم رد شم
يُدْخَلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنٍ
بدون اجازه وارد خانه اش شدن
ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ
باچه جسارتی دختر پیغمبرو تحقیر کردن دیگه ترجمه نکنم
وَ یُضْرَبُ چه جوری زدنش
وَ هِی حامِلٌ
در حالی که باردار بود
نه یک نفر نه دو نفر
فقط اسم دو سه تا ضارب و برا ما آوردن که اصلا اسمشون رو میشنویم طاقت از کف میدیم
▪️گردیده بود قنفذ
▪️همدست با مغیره
▪️او با غلاف شمشیر
▪️این تازیانه میزد
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❣﷽❣
#روضه_حضرت_خدیجه_س
حجت الاسلام #آقای_میرزا_محمدی
🕋بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ🕋
اَلسَّلـٰامُ عَلَیكِ یـٰا اُمُّ المُومِنین
اومد کنار بستر حضرت خدیجه
چند روزیه تو بستر بیماری به سر میبرد پیغمبر اکرم فرمود
من ناراحتم
من نگران این ناراحتی و بیماری شما هستم یک جمله ای گفت
نوشتن پیغمبر بلافاصله گریه کرد
گفت یا رسول الله من و حلال کن
من تو زندگی با شما کوتاهی کردم
پیغمبر گریه کرد مدتی با هم صحبت کردن
بشارت هایی پیغمبر داد
اصلا نگران نباش تو بهشت با مریم و آسیه و ساره و خواهر حضرت موسی ام کلثوم همنشینی
تا رسیدن به این خواسته حیا کرد
پیغمبر فهمید چیزی میخواد بگه بانوش گفت یا رسول الله حیام می کنم مستقیم به شما بگم
به دخترت فاطمه میگم به شما بگه فاطمه پنج ساله هم کنار بابا ایستاده داره گریه میکنه
هرچی پیغمبر بشارت می داد حضرت خدیجه نگرانیش مرتفع نمی شد
آخرالامر اشاره کرد دارم از دنیا میرم
اما اوصيك بهذا
سفارش این دختر رو به تو می کنم
همه نگرانیم زهراست
تعبیر خود حضرت خدیجه اینه
مبادا توسط یکی از زنهای قریش اذیت بشه
مبادا کسی سیلی به صورتش بزنه
مبادا کسی سر دخترم فریاد بزنه
میدونم دلهاتون کجا رفت
همتون میخواید بگید نبودی ببینی
هم فریاد زدن بر سرش
هم سیلی به صورت زدن
هم دسته جمعی ریختن تو خونش
هم جسارت هایی کردند
که اصلا آدم حیا می کنه بگه
من متن روایت و بخونم رد شم
يُدْخَلُ عَلَيْهَا وَ عَلَى حَرِيمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَيْرِ إِذْنٍ
بدون اجازه وارد خانه اش شدن
ثُمَّ يَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ
باچه جسارتی دختر پیغمبرو تحقیر کردن دیگه ترجمه نکنم
وَ یُضْرَبُ چه جوری زدنش
وَ هِی حامِلٌ
در حالی که باردار بود
نه یک نفر نه دو نفر
فقط اسم دو سه تا ضارب و برا ما آوردن که اصلا اسمشون رو میشنویم طاقت از کف میدیم
▪️گردیده بود قنفذ
▪️همدست با مغیره
▪️او با غلاف شمشیر
▪️این تازیانه میزد
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها