.
#قسمت_سوم #روضه #امام_عسکری علیه السلام اجرا شده۱۴۰۲ به نفسِ حاج محمد رضا بذری
●━━━━━━───────
تنها بلد شدیم تباکی کنیمو بس
گریه کند برای تو صاحب عزای تو
گریه کن تو حضرت زهراست والسلام
جانم فدای فاطمه و بچه های تو
طواف کعبه دور قبله اش قسمت نشد آخر
بحق عاشق و معشوق ظلم است این جدایی ها
*نقل داریم شیخ علی فشندی بود شب عرفه امام زمان «عج» رو دید. اما حضرت رو نشناخت. امام زمان یه مبلغی بهش داد حضرت فرمود: اینو از طرف پدرم حج به جا بیار. گفت: من بگم از طرف کی اسمش رو بگین.. حضرت فرمود: از طرف حسن ابن علی. بازم نشناخت. بعد گفت آقا من فردا شما رو کجا ببینم؟ آقا فرمود: من میام خیمه اتون سر میزنم. گفت آقا خیممون من کجا منتظرتون باشم؟حضرت فرمود: چون شما روضه اباالفضل میخونین من میام ..*
طواف کعبه دور قبله اش قسمت نشد آخر
به حق عاشق و معشوق ظلم است این جداییها
زمان ای کاش برمیگشت ما را با خودش میبرد
که شاید پیش مرگت میشدن از ما فدایی ها
حسن یعنی فقط زخم از نمک نشناسها خوردن
گره خوردن به غم در پاسخِ مشکل گشاییها
سکوت خسته ات یک حنجره فریاد میخواهد
صدایت زخم خورد از خنجرِ بی هم صداییها
تو را غربت، تو را زندان، تو را دیوارها کشتند
برای زهر گفتی از جفا، از بی وفایی ها
*نقل اینه حضرت به شدت تحت نظر بود
شش سال امامت کرد ولی تو این شش سال حضرت رو یا ممنوع المعاشرت کردن یا ممنوع الملاقات. نمیذاشتن مردم پیش حضرت بیان.البته اینم نکته ایست چون مردم باید کم کم به فراق و غیبت عادت میکردن باید مقدمه میشد برای غیبت امام زمان عج الله...*
به دستت کاسه ی آب و
به چشمت کاسه ی اشک است
لبت سیراب شد با روضه های کربلاییها
هشت روز است که با درد مدارا دارد
کوه صبری که در این بستر غم جا دارد
*اول این ماه حضرت مسموم شد مثل فردا روزی به شهادت رسید. هشت روز حضرت مسموم بودن و درد و زجر کشیدن..*
هشت روز است که از زهر به خود میپیچد
هشت روز است که از مرگ تمنا دارد
هشت روز است که جان کندن او را دیده
همسری که به کنارش غم عُظما دارد
ذره ذره نفسش سوخت تنش آب شده
هشت روز است که اینگونه تقلّا دارد
*یه وقت حضرت فرمود: عقید برو پشت پرده پسرم مهدی رو خبر کن.اومد پشت پرده آقازاده رو دید حضرت داشت گریه میکرد مشغول عبادت و سجده بود این آقای پنج شش ساله ...گفت آقا! پدر شما رو طلب کردن.اومد محضر پدر تا پدر و دید گریه کرد.پدر پسر و دید گریه کرد فرمود: پسرم آبی به لبم برسون.من دیگه رفتنیم. یه جوشانده ای هست تو تاریخ که آماده کردن دست آقا دادن آقای ما تا لحظه دفنِ پدرش علنی نشد اینقدر نامردا دنبالش بودن این آقازاده رو گیر بیارن بکشن خیلی دنبالش بودن..همونطور که پیغمبر ما وقتی میخواست به دنیا بیاد یهود بشدت دنبال این بود پیغمبر آخر الزمان به دنیا نیاد که عبدالله پدر پیغمبر ما رو یهود کشت . اما دو ماه بود که نطفه منعقد شده بود..امام زمان ما هم همینطور حتی نقل اینه آثار وضع حمل در نرجس خاتون نبود این اراده خداست. بچه رو چطوری بزرگ کردن؟ تو سرداب خانه حتی گاهی کنیز خانه حضرت جاسوس بود. گدا میومد در میزد در و که باز میکردن داخل خونه رو نگاه میکرد طفلی هست یا نه..عجیبه ها
اینم بگم یه روز امام حسن عسکری منزل نبود سر زمین بود دیدارها گاهی اینقدر مخفیانه بود خارج شهر سر زمین .حضرت تحت نظر بود هر کسی با حضرت ارتباط میگرفت، ارتباطه گاهی براش دردسر میشد. از این طرف نرجس خاتون بچه رو تو سرداب با اینهمه سختی بزرگ میکرد یه روزی بچه گرمش شد بیقراری میکرد مادر بچه رو از سرداب آورد بیرون امام حسن عسکری منزل نبود بچه رو آورد بیرون، کنیز منزل حضرت خبر داد ریختن تو خونه امام حسن عسکری درو شکستن. نرجس خاتون میفرماید یه لحظه به من الهام شد این بچه رو تو چاه بندازم بچه رو تو چاه انداخت.
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#حاج_محمد_بذری
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.👇
.
#قسمت_چهارم #روضه و توسل ویژه شهادت ابا المهدی آقا امامحسن عسکری علیه السلام اجرا شده ۱۴۰۲به نفسِ حاج محمد رضا بذری
●━━━━━━───────
مامورا هر چه گشتن این بچه رو پیدا نکردن و رفتن. امام حسن عسکری تا برگشت نرجس خاتون گفت: آقا من بچمو از تو میخوام. ریختن تو خونه مجبور شدم بچه رو تو چاه بندازم. این اتفاق توی کودکی برای امام حسن عسکری هم افتاده بود حضرت بچه که بود یه بار توی چاه افتاده بود .زنها اینقدر به سر زدن گریه و شیون کردن..امام هادی فرمودن: غصه نخورید بچه بدون اینکه حتی تنش خیس شده باشه میاد بیرون آب چاه اومد بالا و امام هادی دیدن امام حسن عسکری اومدن بیرون...اراده الهی ست امام زمان ما هم همینطور.حضرت فرمود: غصه نخور این بچه آرام آرام تو چاه بود. آب اومد بالا بچه رسید به دست مادر..یه مادر بیقرار و مضطربی بچه بهش رسید نگران بود بچه جان نداده باشه یه وقت اما بچه سالم اومد بغلش یه اشاره کنم..یه مادریم دم خیمه منتظر بود گفت: الان بچه ام سیراب برمیگرده از شدت عطش این بچه فرمودن محتضر شده بود یعنی آبم میرسید به این بچه فایده نداشت...*
ذره ذره نفسش سوخت تنش آب شده
هشت روز است که اینگونه تقلّا دارد
سر او روی زمین مانده در این مدت نه..
پسری هست به دامن سر بابا دارد
*حضرت اومد بالا سر پدر آب رو یا اون جوشانده رو که به دست بابا داد امام عسکری اومد بخوره اینقدر دست حضرت میلرزید. حتی این هشت روزه خدا لعنت کنه نامردا رو طبیب درباری میفرستادن منزل حضرت به بهانه اینکه طبابت کنه اما ببینه آیا تو خونه طفلی هست یا نه..*
*روایت میگه زمانی امام عسکری رو دفن کردن مردم متفرق شدن خلیفه و اصحابش ترسان و مضطرب شدن گفتن دنبال این پسر هر جور هست باید بگردیم. چون دیدن حضرت بر بدن امام حسن عسکری نماز خوند. هیچکی تا حال ندیده بود ایشون رو هیچکی.. عموش جعفر کذاب اومد نماز بخونه بر امام. حضرت عمو رو کنار کشیدگفت اونی که باید نماز بخونه منم ..نماز خوند بر بدن امام معصوم...
بلافاصله بعد نماز دیگه کسی حضرتو ندید.
سلطان و اصحابش مضطرب دنبال آقای ما حجه ابن الحسن گشتن..از اینجاش یه اشاره روضه داره.. دیگه شروع کردن تفتیش همه خونه ها اینقده ریختن تو منزل حضرت گشتن دنبال این آقازاده نتونستن پیداش کنن...حتی جسارت کردن..
خانه اش کرب و بلا حجره او گودال است
هشت روز است به لب وا حسینا دارد
هشت روز است که در خلوت خود میخواند
چقدر گودی گودال مگه جا دارد
روضه میخواند چرا آن همه طولش دادند
یک نفر تشنه مگر آن همه بلوا دادند
یا بقیه الله!
وقت دادند سه ساعت سر فرصت بزنند
شمر آنجاست ولی با همه دعوا دارد
آه از آن سینه که سنگینی پا را حس کرد
وای از آن تیغ که بد کینه از آقا دارد
شمر مشغول حسین است گهی هم میزد
خواهری را که به سر چادر زهرا دارد
*چند جمله ام برا وفات حضرت سکینه بخونم..*
بیقرار و حزین تو منم
دختر تو سکینه منم
همونی که اگه تو بری
به غم تو میشینه منم
گفت بابا!
الهی سکینه ت بمیره
فکر من کجاها نمیره
نکنه بی حیا شه سَنان
موهاتو توی دست بگیره
اینقدر این بانو روضه داره.. بحث وداع شد اینم بگم.. آخرین وداع ابی عبدالله این بود رفت برگشت سمت خیمه راوی میگه هر نفسی که ابی عبدالله میزد از لای این زره خون بیرون میزد حالا اومده داره وداع میکنه این وداع چه کرد با ابی عبدالله...
یه وداعم اینه ابی عبدالله میخواست حرکت کنه دید اسب حرکت نمیکنه دید یه نگاه کرد دید سکینه جلوی اسبو گرفته بابا بیا پایین از مرکب تا نیای حرف نمیزنم بچه رو بغل کرد بابا قربونت بره چرا اینقدر گریه میکنی؟ گفت: بابا! یادته خبر مسلمو آوردن دختر مسلم حمیده رو بغل کردی من اونجا فهمیدم حمیده یتیم شده تو دست نوازش رو سرش کشیدی.. گفت بابا منم میدونم بری یتیم میشم منم همونطوری بغل کن دست نوازش رو سرم بکش*
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری
#روضه_سیدالشهدا_علیه_السلام
#حاج_محمد_بذری
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.👇
.
#قسمت_پایانی #روضه امام حسن عسکری علیه السلام اجرا شده۱۴۰۲ به نفسِ حاج محمد رضا بذری
●━━━━━━───────
*تا زمان امام صادق این سکینه خانوم امام حسین زنده بود.ازدواجم نکرد چون هم شأنی نداشت. ابی عبدالله در مورد ایشون فرمود: ذوب شده در ذات خداست. مثل علی اکبر امام حسین. عجیبه شأن این خانوم چقدر تاریخ بهش جفا کرد..تو مجلس منزل امام صادق گاهی روضه خون روضه میخوند دیدن از پشت پرده یکی میگه.. ابتاه!با گریه حضرت همه گریه میکردن. تو گودال قتلگاهم عمه بدن بی سر باباشو بغل کرده بود اومد دست رو شونه عمه گذاشت عمه این بدن کیه؟
حضرت فرمود:این بدن باباته..اومد کنار بدن بی سر نشست. دیدن این انگشتا رو میکشید به رگهای گلوی بابا.. میکشید به موهای خودش..نوشتن لشگر عمرابن سعد نشست کنار گودال و گریه کرد..خب حالا با این صحنه تو ببینی یه بچه داره اینجوری عشق بازی میکنه با بابای خودش چیکار میکنی؟ یه جوری آرومش میکنی.. ولی نوشتن:*فَاجْتَمَعَتْ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرَابِ حَتَّى جَرُّوهَا عَنْهُ* یه عده از این بی حیاهای عرب ریختن تو گودال این بچه رو کشیدن رو زمین.. اینقده زدن این بچه غش کرد..
ابی عبدالله تو خواب بهش فرمود: دخترم
"شیعتی مهما شربتم" برو به شیعیان بگو آب میبینن یاد ما کنن، صحبت غریب و شهید میشه یاد ما کنن..میدونین علی اصغر و سکینه با هم خواهر و برادرن که از یه مادر بودن مادرشون ربابه. ابی عبدالله گویا پدر دختری میخواست باهاش حرف بزنه صدا زد" لَيْتَكُم في يَوْمِ عاشورا جميعاَ تَنْظُروني "برو بگو: ای كاش، همگی در روز عاشورا بوديد و می ديديد. کاش میدیدن به بچه ما رحم نکردن..این هم پسر منه هم برادر توئه سکینه جان..نوشتن تا چشاشو وا کرد صدا زد.. ابتا! "انظر الی رُؤسنا المکشوفه" گفت: بابا چشاتو وا کن ببین دارن عمهٔ ما رو میزنن..
«هر جا هستی صدا بزن یا حسین»
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_عسکری
#حاج_محمد_بذری
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
.👇
|⇦•دوستان عیب کنندم...
#روضه و توسل به حضرت سکینه سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام انصاریان •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو بستم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی؟
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی؟
عشقو درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
این توانم که درآیم به محلت به گدایی
*از بچگی دستم به طرف تو دراز بوده، چون میدونستم تو خزانهدار پروردگاری"السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یا رحمت الله الواسعه"..*
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
گر بیایی دهمت جان ور نیایی کُشدم غم
من که میمیرم از این غم، چه بیایی چه نیایی
*این اسب با تربیت، این اسب ادب شده، با یه نهیب رکاب خیز برمیداره، چرا هرچی میخوام برانمش عکسالعمل نشون نمیده، گیره چیه مرکبم؟ خم شد دید دختر سیزده سالهاش اومده دستهای اسبو بغل گرفته، اونایی که دختر ندارن راستی نمیدونن من امشب چی دارم میگم، از اسب پیاده شد رو خاک نشست، عزیزشو رو دامن قرار داد، اول به او میدان داد او حرف بزنه، بابا از صبح تا حالا که رفتی میدان برمیگشتی این بار هم برمیگردی؟ نه عزیز دلم دخترم دیگه برنمیگردم، بابا حالا که میخوای بری و برنگردی خودت بیا ما رو به مدینه برسان، ما همسفر شمر و خولی و عمر سعد نشیم، آخه ما ناموس خداییم بابا، بابا ما با این اشرار چگونه همسفر بشیم بابا، دخترم برگرداندن شما دیگه از من گذشته، خواستتو نتونستم جواب بدم، حالا من از تو یه درخواست دارم، دختر بلند شد، صورت ابی عبدالله را بغل گرفت، سر و صورت بابا رو میبوسه، بابا از من چی میخوای؟ عزیز دلم اونی که من از تو میخوام اینه برابر من اینقدر اشک نریزی، گریه تو قلب منو آتش زد.*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_حضرت_سکینه_سلام_الله_علیها
#حجت_الاسلام_انصاریان
↜#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
@babolharam_netروضه خانگی - حضرت سکینه(س) - 1225.mp3
زمان:
حجم:
9.15M
|⇦•دوستان عیب کنندم..
#روضه و توسل به حضرت سکینه سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام انصاریان•✾•
●━━━━━━───────
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
|⇦•ای آفتاب مهر تو...
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امامحسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجعباس حیدر زاده •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
ای آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود
نور تو بود مشعل کانون کاف و نون
روزی که هیچ جلوهٔ شمس و قمر نبود
ای میر عسکری لقب ای فاطمی نسب
آن را که نیست مهر تو از زندگی چه سود
این افتخار گشته نصیبت که از شرف
در خانه ی تو مصلح کل دیده برگشود
قربان دیده ای که به بزم تو فاش دید
جای قدوم عیسی وموسی و شیث و هود
ای قبله ی مراد که در برکه الصباع
شیران به پیش پای تو آرند سر فرود
*سالها زندان بود امام عسکری علیه السلام یکی از زندانبانها خیلی شقی و پست بود
به دستور خلیفه تصمیم گرفت حضرت عسکری علیه السلام رو ببرد مقابل شیران درنده به زعم اینکه شیران درنده حمله میکنن حضرت رو از بین میبرند هر چی همسرش بهش اسرار کرد که این کار رو نکن فرزند پیغمبر خداست اما گوش نداد امام عسکری علیه السلام رو آورد وارد قفس شیران درنده کرد نگاه میکرد،دقت میکرد فکر میکرد الان شیران درنده حضرت رو میدرند. اما دید حضرت با آرامش تمام آمدن میان شیران ایستادن به نماز.. شیران درنده دور حضرت حلقه زدن ملتمسانه نگاه به قد و بالای حضرت میکردند. همین جا یه جمله عرض کنم بگم یا امام عسکری شیران درنده احترام کردن دور شما را گرفتند آقا جان.. اما چه گرگهای درنده ای بودند کربلا...یکی نیزه میزد، یکی شمشیر میزد، یه عده سنگ میزدن، یه عده پیرمردها با عصا میزدن.. "فرقه بالسیوف فرقه بالرماح فرقه بالحجاره فرقه بالعصا "آقا جان امروز دل همه ی شیعیان شما سامراست..*
پر میزند دوباره دلم در هوای تو
دارم هوای بوسه به صحن و سرای تو
*سامرا رفتی الان خودت رو تو اون حرم با صفا ببین برو کنا ضریح حضرت یه زائر قطعا داره اون هم امام زمان ارواحنا له الفداء مجلس امروز با همه ی مجلسها فرق داره امروز آقا و مولامون شال عزا به گردن انداخته عزای پدر بزرگوارشونه.امروز اگر سری بزنن بگن کجا برای پدر بزرگوارشون عزا گرفتن بگن لحظاتی شرکت کنم. عزاداران پدر بزرگوارشون را ببینن *
اذن دخول خوانده دلم تا کنی نظر
زائر شوم دوباره سوی سامرای تو
ای دومین حسن چو حسن ذره پروری
پر میشود دو دست گدا از عطای تو
هم تو غریب هستی و هم مرقدت غریب
اما غریب نیست دمی آشنای تو
دشمن نهاد به زندان و بیخبر
از آنکه هست از عالم امکان برای تو
*اما حرف من همینه...*
مانند مادرت به جوانی شکسته ای
امام بیست وهشت سال داشت اما زهر کاری با حضرت کرد بدنشون میلرزید دستش میلرزید به عقیده گفت
برو تو حجره پسرم رو بگو بیاد..*
کاسه ی آب بدستم بنگر میلرزد
زهر افکنده شرر در جگرم مهدی جان
*تصور کنید طفل پنج ساله ای دور بابا میگرده بابای غریبم بابای غریبم ..اما غریب تر از بابا خود امام زمانه چرا؟*
بعد من سر به بیابان بگذاری شب و روز
باشد از حالت زارت خبرم مهدی جان
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#حاج_عباس_حیدرزاده
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
@babolharam_netروضه خانگی - امام حسن عسکری(ع) - 1277.mp3
زمان:
حجم:
11.68M
|⇦•ای آفتاب مهر تو..
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجعباس حیدر زاده •✾•
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
|⇦•سلام ما به سامره...
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امامحسنعسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجمهدی سماواتی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
"السلام علیک یا حسن بن علی ایها الزکی العسکری یابن رسول الله"
محیط معرفت یگانه گوهرش تویی
سپهر نور اگر دهد مَه منورش تویی
مَلک اگر مَلک شده امام و رهبرش تویی
سلام ما به سامره که سایه گسترش تویی
مزار تو در آن زمین، نموده نورگستری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
در آسمان معرفت شمس تویی،قمرتویی
تمام نخل علم را ریشه تویی ثمرتویی
بحار نور را همه صدف تویی، گوهر تویی
به ده امام و یک ولی؛ پدر تویی،پسر تویی
ز وصف ما،ز مدح ما تو بهتری،تو برتری
تویی امام عسکری،تویی امام عسکری
توچشمه ی علوم حق زِ دَه یَمِ ولایتی
تو حُسن کردگار را جمال بی نهایتی
تو برتر از حدیثی و تو فوق هر روایتی
تو مظهر حقیقتی تو مشعل هدایتی
تو آن ستوده حضرتی،تو آن بزرگ آیتی
که میکند جمال تو، ز ،خالقِ تو دلبری
سلام روح و انبیا به پیکر مطهرت
چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت
به وقت مرگ مهدیت چو جان گرفت در بَرت
دگر نگشت تشنه لب، بریده از قفا سرت
دگر به نیزه برسرت نشد جفا ز همسری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
نماز خواند مهدیات به پیکر مطهرت
به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت
آقای من مولاجانم!
دگر میان شهرها نشد اسیر؛ خواهرت
نخورد چوب بر لبت نرفت نوک نی سرت
نگشت توتیا دگر زِ سُم اسب؛ پیکرت
نشدتن تو غرق خون ز تیر و تیغ و خنجری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
دوباره پر زند دلم به محفل عزای تو
شراره بر دلم فکند که سوزم از برای تو
چه میشود سفر کنم به شهرِسامرای تو
سلام من درود من به صحن باصفای تو
وجود و بذل دست تو ،میثم وخاکِ پای تو
نمیزنم جز در این حرم دری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
#شاعر:استاد سازگار
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#حاج_مهدی_سماواتی
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
@babolharam_netروضه خانگی - امام حسن عسکری(ع) - 1279.mp3
زمان:
حجم:
10.79M
|⇦•سلامما به سامره..
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجمهدی سماواتی•✾•
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
|⇦•روضه ی غربت تو...
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امامحسنعسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی تقوی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
مثلِ بغض از وسطِ حنجره برخاستهایم
همچو اشک از غمِ یک خاطره برخاستهایم
با دو صد حاجت و درد و گره برخاستهایم
به هوایِ حرمِ سامره برخاستهایم
روضهی غربتِ تو حالِ عجیبی دارد
هرکه نامَش حسن است ارثِ غریبی دارد
جان به قربانِ دلت، جان به فدایِ سرِ او
فرقها داشت نگاهِ تو و چشمِ ترِ او
که تفاوت بکند همسرِ تو همسرِ او
طعنه بسیار شنیده دلِ غمپرورِ او
حسنِ سامره صحنِ حَرمت محترم است
حسنی بینِ بقیع است که او بیحرم است
یا حسن آهِ تو پرداختنی میخواهد
یاحسن داغِ تو بر سر زدنی میخواهد
یاحسن نامِ تو دور از وطنی میخواهد
یاحسن روضهی تو سوختنی میخواهد
دلِ تو تنگِ مدینهست که دلگیر شدی
مادری هستی عزیزم تو اگر پیر شدی
خانهی کوچکِ تو هیچ کم از زندان نیست
خالی از آمدن و رفتنِ زندانبان نیست
بینِ یک مُشت نگهبان که بویِ ایمان نیست
زندگی با زن و بچه بخدا آسان نیست
*چقدر سخته تو جایی زندگی کنی همش حس کنی تو محاصرهای.اما این اولینبار نیست تو این خونواده محاصرهشون میکنن
این اولینبار نیست میان درِ خونه رو محاصره میکنن..*
آقاجان!
راهِ ناموسِ تو کِی بسته شده در کوچه؟
همسرت را زده پیوسته کسی در کوچه؟ ۲
*دو تا فرق داره با حسنِ مدینه!همچین که اسمِ امامِ عسکری میاد یادِ اون صحن و سرای باصفا میفتی دلت پَر میزنه، شاد میشی اما همچین که یادِ حسنِ مدینه میکنی، یه مشت قبرِ خاکیِ بیچراغ میاد تو ذهنت، غمِ عالَم رو سرت خراب میشه اما فرقِ دوم ..*
کوچه ای بود مدینه که زنی خورد زمین
ناگهان مادرتان با زدنی خورد زمین
فاطمه با لگدِ بددهنی خورد زمین
حسنِ عسکری! آنجا حسنی خورد زمین
قسمت این بود که او درد و مِحن جمع کند
گوشوار از وسطِ کوچه حسن جمع کند
از عمد مادرُ پیشِ پسر زدن
از عمد با لگد محکم به در زدن
هیچکی نبود بگه این گل که پرپره
این زن که میزنید ناموسِ حیدره
از صبرِ شوهرش سو استفاده کرد
دیدی که نقشهشو آخر پیاده کرد
پشتش مغیره بود، ملعون نگام کرد
چند تا لگد زد و کارُ تمام کرد
*ای مادر مادر ... *
آقاجان!
قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند
به تو هم مویِ سپیدی و قدی خَم دادند
در جوانی پسرِ فاطمه را سَم دادند
به لبِ خشکِ تو از جامِ مُحرم دادند
عطشِ پیکرِ مسمومِ تو میگفت حسین
نفسِ تشنهی حُلقومِ تو میگفت حسین
پسری داشتی و آب به لبهایِ تو ریخت
لحظهی تشنگیات گریه به غمهایِ تو ریخت
اشک بالایِ سرِ پیکرِ تنهایِ تو ریخت
خاکها بر سَرش از ماتمِ عظمایِ تو ریخت
رویِ زانویِ پسر بودی و عطشان نشدی
حسنِ فاطمه، صد شُکر که عریان نشدی
خواهری داشتی و حُرمتِ او حفظ شده
احترامِ دلِ بیطاقتِ او حفظ شده
بعدِ تو روسریِ عصمتِ او حفظ شده
دست بسته نشده، عزتِ او حفظ شده
خواهرت بَزمِ شراب و سرِ بازار نرفت
به اسیری وسطِ مجلسِ اغیار نرفت
* لحظههای آخر، عمهی امامِ زمان حکیمه خاتون منزلِ امامِ عسکریه اما آقا خیالش راحتِ از بابتِ خواهرش با خیالِ راحت جون داد..اما "لا یَوم کَیومُکَ یا أباعبدالله"شنیدم غصهدار کُشتنِت..." قُتِلَ مَکروباً "لحظههایِ آخر غصهی چی رو میخوردی آقا ؟ زیرِ تیغ و تیر و نیزه و خنجر ...*
چشمی بسویِ قاتل و چشمی به خیمه ها
همراهِ کاروانِ خود ای کاش زن نداشت
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـ
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
#حجت_الاسلام_سید_علی_تقوی
↜#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
@babolharam_netروضه خانگی - امام حسن عسکری(ع) - 1671.mp3
زمان:
حجم:
12.69M
|⇦•روضه ی غربت تو..
#روضه و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام حسن عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
حجت الاسلام میرزامحمدیدههٔ محسنیه؟.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
بعضیا محسینه راه میاندازند!
یه عمرِ روضهخوانِ ۶ ماههٔ حضرت زهرا علیها السلام هستیم.
منکرش نیستیم؛ اما...
برقاتلین حضرت محسن لعنت
#حجتالاسلام_میرزامحمدی
ــــــــــــــــــــــــ
#الّلهُــــــمَّ_عَجِّــــــلْ_لِوَلِیِّکَــــــ_الْفَـرج
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها