ورودیه اسرا به شهر شام
روضه سوزناک
متن روضه ✍⬇️
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️
عیسی شدی که
اینهمه بالا ببینمت
بالای دست مردم دنیا ببینمت
بعداز گذشت چند شب از روز رفتنت
راضی نمی شود دلم الا ببینمت
اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسین
وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟۲
چرا نشناسه آخه این سر تو تنور خولی رفته ...آخه این سر بارها از نیزه افتاده آخه این سر دیر راهب رفته
آخه روزی چند بار این سر ر ونیزه جدا کردن دوباره به نیزه زدن حسین ُ
امروز که شلوغی مردم امان نداد
کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت
این ناله ها مادر گریست زنگ دل رومیبره گفت حسین من
شبها چه دیر می گذرد ای حسین من
ای کاش زود صبح شود تا ببینمت
این شعر یه بیتی داره هر وقت
خوندم همه بی تاب شدن کم طاغتا طاغت بیارن یابن الحسن اگه نباید بگم قفل به دهانم بزن آقا
صدا زد داداش
گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند۲
چه خوب شد نبوده ام آنجا ببینمت
عزیز دلم...
تو سنگ میخوری و سرت پرت می شود
امام صادق فرمود رحمت خدا
بر فریادی که بخاطر ما بلند شه
من یه برداشت دارم میدونی چرا؟
آخه از کربلا تا کوفه تا شام
هر جا این زن وبچه گریه کردن دشمن هلهله کرد دشمن میخندید
اما بیاید ما همه با هم ناله بزنیم
حسین ...
تو سنگ میخوری و سرت پرت میشوی
انصاف نیست بین گذرها ببینمت
اما بیت آخر این شعر به کنایه گفته
فقط کنایه فهما خیلی از شماها وقتی یه کنایه رو مداح میگه
روضه ها تو ذهنتون همه مجسم میشه اینم برا کنایه فهما
گفت داداش:
فعلا مپرس طرز ورود مرا به شهر
بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#وردیه_به_شام
#حضرت_زینب_سلام_الله
#حاج_محمد_فراهانی #کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
telegram.me/yase135 www.yas135.com4_326816121820807890.mp3
زمان:
حجم:
6.27M
وداع با ماه محرم وصفر
سبک سینه زنی زمینه بانوای🎤
حاج محمد فراهانی
اومده باز دوباره/موسم بیقراری/ وداع ماه ماتم
چشای من میباره/میون پیچ و تاب/ بیرق وشال وپرچم
شبها چه شبای با صفایی بود
چه روضه ها و چه گریه هایی بود
اینجا میون ناله های خسته
چه شور و عجب حال و هوایی بود
من لی غیرک یا اباعبدالله
ایشالاکه این اشکا / امانتی بمونه /میون دست زهرا
ایشالااشکای ما/مرهمی شه برای/زخمای جسم مولا
خیلی سخته این لحظه های آخر
قلب من شده مثل دل مادر
زخمی شده مثل ناله زینب
که می زد کنار پیکر بی سر
من لی غیرک یا اباعبدالله
آرزومه یه روزی/به من بگی همیشه/نوکرتون می مونم
تاجون دارم برای/روضه های حسینو/مادرتون میخونم
آرزو دارم بگی غلامم من
از نوکرای سند به نامم من
روی قلب من حک کنی ای آقا
گریه کن شاه تشنه کامم من
من لی غیرک یا اباعبدالله
#وداع_بامحرم_صفر
#زمینه
#حاج_محمد_فراهانی
التماس دعای فرج
کانال روضه ، نوحه ایام محرم ،اربعین تا ورود اسرا به مدینه 👇
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
❣﷽❣
🔲 #روضه_حضرت_علی_ع
🔳 #حاج_محمد_فراهانی
🔲 گریز به روضه تنور خولی
⭕️مقدمه: امام صادق فرمود نزدیک ترین راهی که می تونه تو رو در خونه خدا برسونه از روضه جد ما ابی عبد الله است.
اومد خدمت امام صادق عرضه داشت آقا جان شب قدر از دستم رفت نتونستم عبادتی کنم خواب موندم نزدیک بود نماز صبحمم قضا بشه.
دل نگران بود؛ چقدر خوبه آدم یه سعادتی ازش فوت میشه دل نگران بشه بی خیال نباشه. اگه یه شب دیدی جات تو مجلس امام حسین خالیه دل نگران باش بگو چیکار کردم آقا اسمم رو خط زده.
آقا فرمود ناراحت نباش دیشب یه عملی داشتی افضل اعماله منِ جعفر ابن محمد راضیم نماز شبم رو با اون عمل تو عوض کنم. فرمود نصف شب تشنه شدی از خواب بیدار شدی بلند شدی یه ظرف آبی برداشتی یه مقدار آب خوردی گفتی بابی العطشان یا ابا عبدالله...
➖بریز آب روان عباس
به جسم باغبان یاس
ولی آهسته آهسته
➖بریز آب روان سقا
به فرق خونی مولا
ولی آهسته آهسته
➖حسینم ای کس و کارم
عزیز سر به دیوارم
بزن ناله عَلَمدارم
ولی آهسته آهسته
➖صدای خواهرم گریه
همه دور و برم گریه
بمیرم آید آن روزی
شود کار حرم گریه
➖همه دور تن بابا
غریبه نیست بین ما
بمیرم زینبم تنها
شود ما بین دشمن ها
➖غمی بر قلب من مانده
شب هق هق زدن مانده
من و بابا کفن داریم
حسینم بی کفن مانده
⬅️امام حسین آب می ریخت، امام حسن بدن بابا رو غسل می داد، یاد مادر زنده شد، اونجا حسن و حسین نگاه می کردند، (کنایه فهما) محل غسل یه آبراهه داره، اسماء میگه من آب می ریختم اما از زیر مغتسل، خونابه جاری بود، ای وای وای... با چه حالی بدن بابا رو غسل دادند، تا رسیدن به پیشانی ورم کرده، این پیشانی ورم کرده رو می دونی کی ارث برد؟ بماند...
⬅️بدن مولا رو با پنج جامه کفن کردن، (چیه چرا گریه می کنی من که چیزی نگفتم) ای بی کفن حسین...
حالا می خوان بدن و داخل قبر بذارن، با چه حالی، (می خوان صورت علی رو رو خاک بذارن) پرده ای از سندس روی قبر کشیده شد، امام حسن از بالای سر پرده رو کنار زد دید انبیا اومدن، حضرت آدم اومده، ابراهیم اومده، پیغمبر اکرم اومده، امام حسین از پایین پا پرده رو کنار زد دید مخدرات اومدن، حضرت حوا اومده، آسیه حضرت مریم، یه وقت یه نگاه کرد دید مادرش فاطمه اومده...
⏺این جا بود انبیاء و اولیا اومدن یه جا هم زن خولی می گه: «ديدم از مطبخ نور به آسمان رفته، در مطبخ و باز كردم ديدم دور تنور چهار خانم مجلله نشستن. يكي ميگه: "حسين حوا برات بميره"، يكي مي¬گه: "حسين هاجر برات بميره"، يكي ميگه حسين: "آسيه برات بميره"، يكي ميگه: "حسين مريم برات بميره"، دارن سينه مي¬زنن.» ميگه: «ديدم يه وقت از آسمان هودجي از نور پائين آمد، آرام آرام انگار رو بال جبرئيل نشست (الله اكبر) ديدم اين چهار تا خانم طرف هودج رفتن يه خانم قد خميدهاي آرام از هودج پياده شد، پاهاش داره ميلرزه دستاش داره ميلرزه، اين خانمها دست به سينه، يه دستم به زير بغل هي ميگن: "خانم جان بفرمائيد"، اين خانم اومد كنار تنور نشست ناله اش بلند شد: "حسين مادرت برات بميره".» ...
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها✾•🌿🌺🌿•✾••┈
❣﷽❣
🔲 #روضه_حضرت_علی_ع
🔳 #حاج_محمد_فراهانی
🔲 گریز به روضه تنور خولی
⭕️مقدمه: امام صادق فرمود نزدیک ترین راهی که می تونه تو رو در خونه خدا برسونه از روضه جد ما ابی عبد الله است.
اومد خدمت امام صادق عرضه داشت آقا جان شب قدر از دستم رفت نتونستم عبادتی کنم خواب موندم نزدیک بود نماز صبحمم قضا بشه.
دل نگران بود؛ چقدر خوبه آدم یه سعادتی ازش فوت میشه دل نگران بشه بی خیال نباشه. اگه یه شب دیدی جات تو مجلس امام حسین خالیه دل نگران باش بگو چیکار کردم آقا اسمم رو خط زده.
آقا فرمود ناراحت نباش دیشب یه عملی داشتی افضل اعماله منِ جعفر ابن محمد راضیم نماز شبم رو با اون عمل تو عوض کنم. فرمود نصف شب تشنه شدی از خواب بیدار شدی بلند شدی یه ظرف آبی برداشتی یه مقدار آب خوردی گفتی بابی العطشان یا ابا عبدالله...
➖بریز آب روان عباس
به جسم باغبان یاس
ولی آهسته آهسته
➖بریز آب روان سقا
به فرق خونی مولا
ولی آهسته آهسته
➖حسینم ای کس و کارم
عزیز سر به دیوارم
بزن ناله عَلَمدارم
ولی آهسته آهسته
➖صدای خواهرم گریه
همه دور و برم گریه
بمیرم آید آن روزی
شود کار حرم گریه
➖همه دور تن بابا
غریبه نیست بین ما
بمیرم زینبم تنها
شود ما بین دشمن ها
➖غمی بر قلب من مانده
شب هق هق زدن مانده
من و بابا کفن داریم
حسینم بی کفن مانده
⬅️امام حسین آب می ریخت، امام حسن بدن بابا رو غسل می داد، یاد مادر زنده شد، اونجا حسن و حسین نگاه می کردند، (کنایه فهما) محل غسل یه آبراهه داره، اسماء میگه من آب می ریختم اما از زیر مغتسل، خونابه جاری بود، ای وای وای... با چه حالی بدن بابا رو غسل دادند، تا رسیدن به پیشانی ورم کرده، این پیشانی ورم کرده رو می دونی کی ارث برد؟ بماند...
⬅️بدن مولا رو با پنج جامه کفن کردن، (چیه چرا گریه می کنی من که چیزی نگفتم) ای بی کفن حسین...
حالا می خوان بدن و داخل قبر بذارن، با چه حالی، (می خوان صورت علی رو رو خاک بذارن) پرده ای از سندس روی قبر کشیده شد، امام حسن از بالای سر پرده رو کنار زد دید انبیا اومدن، حضرت آدم اومده، ابراهیم اومده، پیغمبر اکرم اومده، امام حسین از پایین پا پرده رو کنار زد دید مخدرات اومدن، حضرت حوا اومده، آسیه حضرت مریم، یه وقت یه نگاه کرد دید مادرش فاطمه اومده...
⏺این جا بود انبیاء و اولیا اومدن یه جا هم زن خولی می گه: «ديدم از مطبخ نور به آسمان رفته، در مطبخ و باز كردم ديدم دور تنور چهار خانم مجلله نشستن. يكي ميگه: "حسين حوا برات بميره"، يكي مي¬گه: "حسين هاجر برات بميره"، يكي ميگه حسين: "آسيه برات بميره"، يكي ميگه: "حسين مريم برات بميره"، دارن سينه مي¬زنن.» ميگه: «ديدم يه وقت از آسمان هودجي از نور پائين آمد، آرام آرام انگار رو بال جبرئيل نشست (الله اكبر) ديدم اين چهار تا خانم طرف هودج رفتن يه خانم قد خميدهاي آرام از هودج پياده شد، پاهاش داره ميلرزه دستاش داره ميلرزه، اين خانمها دست به سينه، يه دستم به زير بغل هي ميگن: "خانم جان بفرمائيد"، اين خانم اومد كنار تنور نشست ناله اش بلند شد: "حسين مادرت برات بميره".» ...
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
دکتر محمد فراهانی4_5953935818950185298.mp3
زمان:
حجم:
22.88M
📻 #آموزش_مداحی
🎤 #حاج_محمد_فراهانی
🕌 مجمع یاس کبود
🗓 یکشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۰۶
گرفتن نبض مجلس
چهارپاره مناسب #دکلمه خوانی
الگوی مداحی #تقلید
فردی را انتخاب کن که مخاطب عام دارد
در مجالسی مثل ایام #شهدای_خدمت چه مطالبی بخوانیم؟ باید در مقام #شهدا بخوانیم
❣﷽❣
🔲 #روضه_حضرت_علی_ع
🔳 #حاج_محمد_فراهانی
🔲 گریز به روضه تنور خولی
⭕️مقدمه: امام صادق فرمود نزدیک ترین راهی که می تونه تو رو در خونه خدا برسونه از روضه جد ما ابی عبد الله است.
اومد خدمت امام صادق عرضه داشت آقا جان شب قدر از دستم رفت نتونستم عبادتی کنم خواب موندم نزدیک بود نماز صبحمم قضا بشه.
دل نگران بود؛ چقدر خوبه آدم یه سعادتی ازش فوت میشه دل نگران بشه بی خیال نباشه. اگه یه شب دیدی جات تو مجلس امام حسین خالیه دل نگران باش بگو چیکار کردم آقا اسمم رو خط زده.
آقا فرمود ناراحت نباش دیشب یه عملی داشتی افضل اعماله منِ جعفر ابن محمد راضیم نماز شبم رو با اون عمل تو عوض کنم. فرمود نصف شب تشنه شدی از خواب بیدار شدی بلند شدی یه ظرف آبی برداشتی یه مقدار آب خوردی گفتی بابی العطشان یا ابا عبدالله...
➖بریز آب روان عباس
به جسم باغبان یاس
ولی آهسته آهسته
➖بریز آب روان سقا
به فرق خونی مولا
ولی آهسته آهسته
➖حسینم ای کس و کارم
عزیز سر به دیوارم
بزن ناله عَلَمدارم
ولی آهسته آهسته
➖صدای خواهرم گریه
همه دور و برم گریه
بمیرم آید آن روزی
شود کار حرم گریه
➖همه دور تن بابا
غریبه نیست بین ما
بمیرم زینبم تنها
شود ما بین دشمن ها
➖غمی بر قلب من مانده
شب هق هق زدن مانده
من و بابا کفن داریم
حسینم بی کفن مانده
⬅️امام حسین آب می ریخت، امام حسن بدن بابا رو غسل می داد، یاد مادر زنده شد، اونجا حسن و حسین نگاه می کردند، (کنایه فهما) محل غسل یه آبراهه داره، اسماء میگه من آب می ریختم اما از زیر مغتسل، خونابه جاری بود، ای وای وای... با چه حالی بدن بابا رو غسل دادند، تا رسیدن به پیشانی ورم کرده، این پیشانی ورم کرده رو می دونی کی ارث برد؟ بماند...
⬅️بدن مولا رو با پنج جامه کفن کردن، (چیه چرا گریه می کنی من که چیزی نگفتم) ای بی کفن حسین...
حالا می خوان بدن و داخل قبر بذارن، با چه حالی، (می خوان صورت علی رو رو خاک بذارن) پرده ای از سندس روی قبر کشیده شد، امام حسن از بالای سر پرده رو کنار زد دید انبیا اومدن، حضرت آدم اومده، ابراهیم اومده، پیغمبر اکرم اومده، امام حسین از پایین پا پرده رو کنار زد دید مخدرات اومدن، حضرت حوا اومده، آسیه حضرت مریم، یه وقت یه نگاه کرد دید مادرش فاطمه اومده...
⏺این جا بود انبیاء و اولیا اومدن یه جا هم زن خولی می گه: «ديدم از مطبخ نور به آسمان رفته، در مطبخ و باز كردم ديدم دور تنور چهار خانم مجلله نشستن. يكي ميگه: "حسين حوا برات بميره"، يكي مي¬گه: "حسين هاجر برات بميره"، يكي ميگه حسين: "آسيه برات بميره"، يكي ميگه: "حسين مريم برات بميره"، دارن سينه مي¬زنن.» ميگه: «ديدم يه وقت از آسمان هودجي از نور پائين آمد، آرام آرام انگار رو بال جبرئيل نشست (الله اكبر) ديدم اين چهار تا خانم طرف هودج رفتن يه خانم قد خميدهاي آرام از هودج پياده شد، پاهاش داره ميلرزه دستاش داره ميلرزه، اين خانمها دست به سينه، يه دستم به زير بغل هي ميگن: "خانم جان بفرمائيد"، اين خانم اومد كنار تنور نشست ناله اش بلند شد: "حسين مادرت برات بميره".» ...
🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها
حاج محمد فراهانی4_6046154174159132197.mp3
زمان:
حجم:
4.27M
📻 #نوحه_سنتی
🖋 حضرت حمزه پاره پیکر شد
🎤 #حاج_محمد_فراهانی
🕌 مجمع یاس کبود
📆 یکشنبه 1404/01/24
🚩 #شهادت_حضرت_حمزه
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها