6.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#مناجات_با_خدا
مداح نوجوان #سید_محمد_حسینی
( 14 ساله از تهران )
اشک من ، ناله ی من
هدیه ی ناقابل من
این منو ، دعای من
خدای من ، خدای من
تو مرا صدا زنی
بنده ی من ، بنده ی من
من تورا صدا زنم
خدای من ، خدای من
جگرم خون شده از
غریبیِ ، حسین تو
خانه ی دل شده
کربلای من ، کربلای من
...........
درد من طبیب من دوای من خدای من
بر در خانه تو هدیه ناقابل من
ذکر من ناله من دعای من خدای من
این تو و کرامت و بزرگی و عنایتت
این من و جرم من و خطای من خدای من
تو مرا صدا زدی بنده من بنده من
من تو را صدا زنم خدای من خدای من
« یا عبادی الذین اسرفوا » کلام تو
« ربنا اغفر لنا » ندای من خدای من
جز تو کس ندارد ای با خبر از راز همه
خبر از گریه ی بی صدای من خدای من
به علی قسم مرا به صاحب الزمان ببر
که بود امام و مقتدای من خدای من
جگرم خون شده بر غریبی حسین تو
خانه ی دل شده کربلای من خدای من
..............
#امام_زمان
ای پناه قلب ما آقا نمی آیی چرا
آخرین نور خدا آقا نمی آیی چرا
هر کجا را با امید دیدن تو گشته ام
در کجا جویم تو را آقا نمی آیی چرا
کی گدای دیدن یک لحظه خال هاشمیت
می شود حاجت روا آقا نمی آیی چرا
سامرایی، کاظمینی، در بقیعی یا نجف
یا که در کرب وبلا آقا نمی آیی چرا
منتظر مانده میان کوچه با روی کبود
مادرت خیرالنسا آقا نمی آیی چرا
پشت درب خانه ی حیدر هنوزم مانده است
ناله ی( مهدی بیا) آقا نمی آیی چرا
بین محراب عبادت در میان سجده اش
فرق حیدر شد دو تا آقا نمی آیی چرا
زیر سقف خانه ی خود از جفای همسرش
خون جگر شد مجتبی' آقا نمی آیی چرا
رأس جدّ اطهرت در مقتل کربوبلا
شد شکسته با عصا آ.