اشتراک متفاوت زن و مرد!
حضرت امّالبنین یعنی زن و زن یعنی حضرت امّالبنین! چرا؟
او وفادار بود و زن وفادار است!
او صبور بود و زن صبور است!
او گذشت کرد و زن باگذشت است!
او مردپرور بود و زن مردپرور است!
همه اینها و خیلی بیش از اینها درست است اما اجازه بدهید درباره نقش زن در زندگیبخشی به مرد و آزادسازی مرد سخن بگویم:
او به مردش و پسرانش آزادی داد تا پرباز کنند و پرواز کنند و زن به مردش آزادی میدهد!
زن، ذهن و فکر و قلب مردش و فرزندانش را از اسیر شدن در چنبره عواطف ناجوانمردانه نسبت به نوامیس دیگران و عواطف جوانمردانه اما کوتهبینانه و شخصی نسبت به ناموس خود حفظ میکند!
البته شاید مردانی در رتبه امیرالمومنین و قمربنیهاشم علیهماالسلام در چنبره چنین عواطفی اسیر نشوند اما این مهم است که آیا زن بنا دارد مردش را اسیر کند یا بنا دارد مثل همسران و مادران وفادار و صبور و مردپرور و آزادیبخش شهداء، مردش را و فرزندش را آزاد کند و زندگی حقیقی به آنها ببخشد!
این تفاوت و اشتراک زن و مرد است:
هر دو بنا است دیگری را آزاد کنند تا پرواز کند و اسیر دنیای حقیر نشود!
با این تفاوت که:
مرد بنا است جسم زن را مراقبت کند تا دل زن آزادانه در آسمان بندگی سیر کند و اسیر دلبری نانجیبانه از روح سرگردان مردان بیگانه نشود!
زن بنا است روح مرد را مراقبت کند تا نانجیبانه سرگرم دل دادن به جسم زنان بیگانه نشود!
این رسالت مشترک اما متفاوت، وظایف خانوادگی و اجتماعی مرد و زن را در بخشهایی مشترک و در بخشهایی متفاوت میکند!
گناه نابخشودنی تمدن تمدنسوز، شیطانی و کاریکاتوری غرب، ندیدن آن اشتراکات و تفاوتها و تن ندادن به محدوده مشترک و اختصاصی وظایف زن و مرد است!
وضعیت خجالتآوری که آیات ۱۱۹ تا ۱۲۱ سوره مبارکه نساء بخشی از آن را تشریح میکند:
"لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ،
فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ!
وَ لَآمُرَنَّهُمْ، فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ!
وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ،
فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا!
يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ!
وَ مَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا!
أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ!
وَ لَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
مغالطهای بنام "انتهای زنجیره!"
از آقای قالیباف نقل شده که:
۱. مجلس معتقد است باید رانت واردات نهاده حذف شود!
۲. باید ارز ترجیحی به انتهای زنجیره و از طریق کالابرگ منتقل شود تا مردم کالا را باقیمت ثابت دریافت کنند!
۳. وزارت جهاد کشاورزی به وظیفه اصلی خود یعنی تولید نهادهها برگردد!
مطلب ۳ درست است!
بامطلب ۲ هم موافقیم که رانت نابجا اگر جایی وجود دارد، باید حذف شود و رانتجویی با اقتدار دولت ناممکن شود نه اینکه صورت مساله بهصورت موقت پاک شود!
اما درباره مطلب ۲ نکاتی بعضا تکراری عرض میشود:
مجلس هم مثل نظام شده از واژگان دوپهلو و مظلوم! بالاخره در مجلس کمیسیون اقتصادی و اقتصاددانانی حضور دارند!
نظر اینها چیست؟
قطعا همه نظرشان انتقال یارانه به انتهای زنجیره نیست!
آن هم نه به این سبب که لزوما سپردن تصمیم بابت خرج کردن یارانه به مردم را غلط یا خدای ناکرده مردم را در این زمینه ناصالح و فاقد تشخیص درست میدانند!
بلکه به این سبب که اساسا چیزی بهنام انتهای زنجیره وجود ندارد!انتهای زنجیره، توهمی بیش نیست؛ زیرا "انتها" درباره زنجیرهای معنا دارد که بسته نباشد!!
زنجیره بسته؛ یعنی یک دور باطل تورمی که دادن یارانه به مردم آن را تشدید میکند و یارانه اعطایی را میخورد؛ شبیه تجربه یارانه ۸۹ و ۹۸ و ۱۴۰۱ که سه دولت متفاوت (احمدینژاد/ روحانی/ شهید رئیسی) با توصیه یک منبع مشترک (صندوق بینالمللی پول و بلندگوهای داخلی آن در دانشگاههای مختلف و رسانههایی چون دنیای اقتصاد) انجام دادند!
اگر بتوانید نرخ دلار را مهار کنید، آنوقت این زنجیر بسته، باز میشود و سیاستهای شما خنثی نمیشود!
در غیر اینصورت، بازی الاکلنگ دلار_یارانه تمامی ندارد!
اما چرا دلار یارانه را میخورد؟
چون وقتی دلار به ابتدای زنجیره بابت تامین مواد اولیه داده نشود (با توجیه حذف رانت!)، تولیدکننده به یکی از دو وضعیت تورمزا مبتلا میشود:
۱. چون زورش به دلار آزاد (بخوانید ولگرد هرزه) نمیرسد، دامش را ذبح میکند و کارگاه تولیدی را تعطیل میکند و تولید میخوابد و بابت کاهش تولید، تورم میشود!
۲. اگر زورش به دلار رسید و توانست از بانکی سرمایه در گردش تهیه کند، مواد اولیه را گران وارد میکند و بابت افزایش هزینه تولید، تورم میشود!
اما چرا قیمت دلار هرزه ولگرد (بهقول غربیها آزاد) بالا میرود و پایین نمیآید؟
چون سیاستهای اقتصادی دو دهه گذشته و قوانینی که مجلس تصویب کرده (تحت تاثیر توصیههای از مابهتران در صندوق بینالمللی پول) ذینفعان قدرتمندی برای افزایش نرخ ارز در داخل ایجاد کرده که دلار دارند اما نه شرف و نجابت دارند نه از اقتدار حاکمیت هراسی دارند!
راهحل مشکلات، توبه حاکمیت بهویژه مجلس از وادادگی در مقابل سیاستهای تحمیلی صندوق بینالمللی پول و اقتصاد سرمایهداری است از جمله با این سه کار:
۱. اصلاح قوانین فسادزای مرتبط با ارز از جمله قانون هدفمندی یارانهها!
۲. اصلاح قراردادهای مربوط به نحوه رابطه مالی دولت با شرکتهای مرتبط ازجمله نفت و پتروشیمی است!
۳. اصلاح نظام قراردادهای شغلی کارگران در راستای انعطافپذیر کردن درآمد اقشار حقوقبگیر با تغییرات تولید و تورم و حرکت از قرارداد اجاره با سمت قراردادهای سهمبری از درآمد واقعی
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764850487314840795
#اقتصاد_ما را دریابید!
اهمیت و ابعاد فضای کسبوکار!
آسانی کسب و کار، نه تنها از نظر مالی و اقتصادی باعث رفاه و نشاط مردم میشود، حتی از نظر روانی و روحی و معنوی نیز باعث آرامش خاطر مردم میشود که بهنوبه خود باعث نشاط در روابط اجتماعی میشود و زمینه را برای فکر کردن مردم به امور اخلاقی و رشد معنوی فراهم میکند!
برعکس، دشواری فضای کسب و کار، اوقات مردم را تلخ میکند تا جایی که حوصله موعظه و حال رفتار اخلاقی و عبادت را ضعیف میکند و همه مشغله مردم درگیری با مشکلات قانونی کسب و تامین تجهیزات و مواد اولیه و کالای تجاری مورد نیاز میشود!
آسانی کسب و کار ابعاد گوناگون دارد:
۱. سهولت کسب مهارت شغلی! بهصورت رسمی در مراکز کارورزی و بهصورت غیررسمی متکی به روابط شخصی از طریق کارورزی حرفهای اما تدریجی برای جوانان و حتی کودکان در محیطهای امن خانوادگی!
کودکان دهههای قبل، با این نوع کار کردن مانوس بودند، رشد میکردند و کسب درآمد حلال را تجربه میکردند!
دقت شود کودک کاری و کار کودک با رعایت حدود شرعی، ربطی به بحث "کودک کار" ندارد که مفهومی مربوط به پیشینه سیاه اقتصاد سرمایهداری در بیگاری کشیدنهای وحشیانه از کودکان در اروپای قرن هجده و نوزده میلادی است تا جایی که صدای امثال مارکس را بلند کرد که:
"کارگران بپا خیزید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید!"
۲. آسانی کسب مجوز شغلی درصورتی که تهیه مجوز ضرورت داشته باشد و شغل از مشاغل حساس مربوط به سلامت و امنیت باشد!
۳. سهولت تهیه تجهیزات تولید!
۴. آسانی تهیه مواد اولیه تولید!
لازمه ۳و۴، در تجهیزات و مواد اولیه داخلی، اولویت تولیدکننده داخلی بر صادرات آنها است!
در تجهیزات و مواد اولیه خارجی، باید سیاستهای ارزی بهگونهای تنظیم شود که رشد بیمحابای نرخ ارز، واردات را دچار اختلال نکند!
۵. سهولت روانی تولید؛ یعنی کسبوکار رقیب و مزاحم نداشته باشد. رقیب کسبوکار، سفتهبازی و بازارهای قماری و انگلی امثال ارز و زمین و خودرو است که تولیدکننده را وسوسه میکند بهجای تحمّل زحمت تولید، در بازارهای رقیب به کسب درآمد بیزحمت و بدون دردسر بپردازد!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲۴ دعای مکارمالاخلاق، بر تاثیر آسانی فضای کسب، بر اخلاق و معنویت تاکید میکنند که مخاطب آن همه بهویژه دولت اسلامی است:
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ اكْفِنِي مَؤُونَةَ الاِكْتِسَابِ!
وَ ارْزُقْنِي مِنْ غَيْرِ احْتِسَابٍ!
فَلاَ أَشْتَغِلَ عَنْ عِبَادَتِكَ بِالطَّلَبِ!
وَ لاَ أَحْتَمِلَ إِصْرَ تَبِعَاتِ الْمَكْسَبِ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و به دست آوردن روزى با زحمت بسيار را از من بردار!
و مرا بىحساب روزى ده!
تا به جاى عبادت تو سرگرم روزى جستن نشوم!
و زير بار پيامدهاى بد كسب نروم!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764877673901050366
#اقتصاد_ما را دریابید!
عوامل عاطفی تحول در سبک زندگی!
در منابع اسلامی، بر تاثیر عوامل عاطفی و روانشناختی برای تحول در سبک زندگی تکیه شده است.
برخی از این عوامل، عبارتند از:
۱. کلام؛ بسیار پیش میآید که منافع رفتاری را تشخیص میدهیم، اما در عمل به آن سهلانگاری میکنیم.
در این موارد، اگر شخصی که کلامش برای ما ارزشمند است، از ما بخواهد که آن کار را انجام دهیم، انگیزه بالایی در ما ایجاد میشود که میتواند برای همیشه انجام آن کار را توسط ما تضمین کند.
شاید به همین دلیل در قرآن و سنت، خداوند و اولیایش به اموری دستور میدهند که درستی آن واضح است! این قبیل دستورات، جنبه تعلیمی ندارد بلکه جنبه انگیزشی دارد؛ زیرا تقویت و تحریک انگیزه برای انجام کار درست و ترک کار نادرست، از کارکردهای اصلی دین است!
این تاثیر دوچندان میشود اگر سخن گوینده با رعایت آداب ادا شود!
۲. تزیین؛ حس زیباییدوستی در انسان، برای انجام رفتار ایجاد انگیزه میکند که مثال دم دستی آن احساسی است که زیبایی زن در مرد ایجاد میکند و مرد را به سمت زن حرکت میدهد!
خداوند، تزیین را به خود نسبت میدهد؛ تزیین ایمان در قلوب مومنین:
"زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ!"(حجرات7)
و تزیین رفتار هر قومی برای خودشان:
"كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ!"(انعام108).
در آیاتی، تزیین رفتار کفار برای خودشان، به شیطان نسبت داده میشود و آن وقتی است که در اثر گناه و غفلت دلهایشان دچار قساوت شده باشد:
"لَٰكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ!"(انعام۴۳)
در این حالت، شیطان بر آنها ولایت و سلطه پیدا میکند و میبرد آنجا که خاطرخواه اوست:
"فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ!"(نحل۶۳)
انتساب عمل تزیین به خداوند و شیطان، یعنی این ترفند روانشناختی، ویژگی مشترک همه انسانها است!
۳. تحبیب؛ یکی از ویژگیهای روانی موثر در تحقق رفتار، محبوبیت است که محرک انسان در انجام رفتار است!
تحبیب، یعنی محبوب ساختن چیزی برای دیگری، و نقطه مقابل آن منفور ساختن چیزی برای دیگری:
"لَٰكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ!
وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ!
كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ!"(حجرات7).
چنانکه در روایات نیز، دوست داشتن دنیا (کافی، ج2، ص136) یا هرچیزی (فقیه، ج4، ص380) باعث کوری شمرده شده است، یعنی ندیدن بدیها، ترک محاسبه عقلانی و تن دادن به هر رفتاری متناسب با محبوب!
https://eitaa.com/egtesade_ma
حل مساله یا جابجایی مساله؟
استاد امید ایزانلو، در یادداشتی سیاست جدید گمرک درباره تخصیص ارز کالاهای وارداتی را نقد کرده است. نقد ایشان تقدیم میشود:
این بخشنامه با حذف «قفل ارزی» در گلوگاه گمرک، اگرچه سرعت ترخیص کالا و عرضه را در بازار بالا میبرد، اما با تبدیل «تقاضای منتظر در صف» به «تقاضای فعال و فوری»، فشار سنگینی بر منابع ارزی وارد میکند؛ چراکه با ورود سریعتر کالاها، واردکنندگان برای تسویه حساب نهایی نیازمند ارز میشوند و در صورت عدم تامین سریع و کافی توسط بانک مرکزی (در مرکز مبادله)، این تقاضای انباشته به سمت بازار غیررسمی سرریز شده و در نهایت منجر به افزایش نرخ ارز و گرانی حواله در بازار آزاد خواهد شد.
جناب دهقان دهنوی با این امضا، خیلی شیک توپ را به زمین بانک مرکزی انداخت؛ انگار میگوید: «من کالا را رد میکنم تا آمار رسوب گمرک صفر شود و من قهرمان شوم، حالا اینکه شما ارز ندارید تسویه کنید و قیمت دلار پرواز میکند، دیگر مشکل خودتان است!» این اسمش حل مسئله نیست، جابهجا کردن محل درد است.
https://eitaa.com/omidizanlo
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764960486332557525
#اقتصاد_ما را دریابید!
تحول تعاملی و تناوبی سبک زندگی!
مشاهده رفتار از دیگران، به تدریج باعث ایجاد انس برای انسان نسبت به آن رفتار میشود. این انس، منجر به الگوگیری از آن رفتار میشود!
برخی امور میتواند این الگوگیری را تسریع کند بلکه میزان و عمق تحقق آن را گسترش دهد:
۱. انجام هنرمندانه و جذاب رفتار!
۲. انجام رفتار توسط افرادی که نوعی پذیرش و مطلوبیت در ذهن مشاهدهگر دارند!
۳. انجام رفتار توسط افرادی که مروج آن رفتار هستند و عدم مشاهده دوگانگی بین نظر و عمل متصدیان ترویج رفتار!
رفتار مقامات دینی و مقامات حکومت اسلامی، از این جهت در اوج اهمیت است!
تحولات سبک زندگی، حالت تناوبی بین مردم و مسئولان دارد و محصول تعامل بین مسئولان حکومت و عموم مردم است، یعنی:
اولا سرریز اخلاق خواص (مقامات دینی و مقامات حکومتی در جامعه اسلامی) تبدیل به سبک زندگی عمومی میشود!
این ضربالمثل که «الناس علی دین ملوکهم» «مردم بر دین سردمدارانشان هستند!» همین مضمون را میرساند!
ثانیا سرریز اخلاق عمومی، در عملکرد خواص بروز مییابد!
اینکه فرمودهاند: «مجلس، عصاره فضائل ملت است!» یک معنایش این است که مردم افرادی را به مجلس میفرستند که میپسندند!
بنابراین اگر میخواهید درباره ملتی قضاوت کنید ببینید چگونه حاکمانی را میپسندند!
این اولا و ثانیا، نسبی و تناوبی است، یعنی تدریجا مردم، حاکمان را و حاکمان، مردم را شکل میدهند!
بنابراین در پاسخ به این پرسش که «دولت اسلامی» یا «جامعه اسلامی» کدام تقدم دارد، باید گفت:
تقدم و تأخری وجود ندارد!
به هر میزان که یکی رشد کند، تحقق دیگری نیز شتاب میگیرد!
حرکت اصلاحی، توأمان هر دو را رشد میدهد!
برآیند تعامل بین مردم و حاکمیت است که هر دو را به کمال یا نقص سوق میدهد!
این رابطه تعاملی و تناوبی که گفته شد، وضع رایج مربوط به اغلب حاکمان را توصیف میکند!
اگر دولت اسلامی مطلوب شکل بگیرد یعنی جایی که "کارگزاران حکومت اسلامی در دانش، انگیزه و مهارت انجام وظایف، از همه مردم سر باشند"، الگوگیری یکطرفه از طرف مردم و الگودهی یکطرفه از طرف مسئولان رخ میدهد!
در چنین وضعیت آرمانی، اعطای مسئولیت، متناسب با میزان صلاحیت است!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1764996444335342536
#اقتصاد_ما را دریابید!
قربانی ولایت!
کاش من بودم و بارانی بود!
و دلی بود که بارانی بود!
کوچهای و دری و دربانی!
پشت در، بانویی قربانی بود!
بود قربانی مولاش "علی!"
حامی رسم مسلمانی بود!
و "فدیناه" که فرمود خدا!
کوثر بحر غدیرانی بود!
همه دیدید که در این ایّام!
راویاش "حامد کاشانی" بود!
و شنیدن، نبود چون دیدن!
گریه باید! نسزد خندیدن!
دست مادر به سر فرزندان!
هرکه چون او به ولیّ، جانقربان!
خنده بر زخم دل مادر ما!
بُوَد آزار به پیغمبر ما!
و مجازات اهانت به نبی!
آشکار است و ندارد "اَمّا!"
"إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ،
لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ!
وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا!"(احزاب۵۷)
"لَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ!
قُلْ أَبِاللَّهِ وَ آيَاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ!
لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ!
إِن نَّعْفُ عَن طَائِفَةٍ مِّنكُمْ،
نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ!"(توبه۶۵_۶۶)
https://eitaa.com/egtesade_ma
ترکیب طلایی بیم و امید!
انسان اگر دائما بین ترس و امید در حرکت رفت و برگشت باشد، شبیه کودک داخل گهواره آرام میشود و آرامش میگیرد!
اما اگر به تفریط ترس دچار شود، از حرکت میایستد؛ شبیه گهوارهای که متوقف شده باشد!
نتیجه افراط در ترس، ناامیدی است:
"لَا تَيْأَسُوا مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ!"(یوسف۸۷)
اگر به افراط امید دچار شود، چنان با شتاب به دور خود میچرخد که کودک درونش را به دیوار میزند!
نتیجه افراط در امید واهی، سرگرمی به حواشی این مسیر پرخطر و فراموشی مقصد است:
"ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ!"(حجر۳)
ترس، با امید تعدیل میشود و امید با ترس تنظیم میشود!
افراط و تفریط در ترس و امید، بلای جان حرکت و پیشرفت جامعه هم هست!
جامعه صرفا امیدوار و بدون ملاحظه نسبت به ضعفها و مشکلات، دائما سرش به سنگ ناکامی میخورد!
جامعه صرفا ترسان و بدون ملاحظه امکانات و فرصتها، دچار انجماد و تحجر میشود!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲۵ دعای مکارمالاخلاق، خطر غفلت از قدرت خدا را به ما یادآور میشوند که اگر چاره نشود، یکی از دو راه انحرافی ترس یا غرور در پیش خواهد بود:
"اَللَّهُمَّ!
فَأَطْلِبْنِي بِقُدْرَتِكَ مَا أَطْلُبُ!
وَ أَجِرْنِي بِعِزَّتِكَ مِمَّا أَرْهَبُ!
خداوندا!
پس به قدرت خويش، آنچه طلب مىكنم، برايم برآور!
و به عزّت خود، از آنچه مىترسم، ايمنىام ده!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
نقش دوگانه هنر در سبک زندگی!
یکی از عوامل اساسی ایجاد انگیزه و انگیزش مردم به یک سبک زندگی خاص و پرهیز از سبک زندگی دیگری، هنر و هنرمندان هستند!
قرآن، عملکرد سامری را تشریح میکند که دانشی ویژه به دست آورده بود (طه۹۶) و با سوءاستفاده از علم خود، الگو و سرمشق رفتار زشت بنیاسرائیل در پرستش گوساله شد! او از گرایش پست بنیاسرائیل به پرستش خدای دیدنی "قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَٰهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ!"(اعراف۱۳۸) سوءاستفاده کرد و بر موج هیجانات و خواستهای کاذب اجتماعی سوار شد:
"فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ!"(طه۸۸)
در چنین محیطی، وجود و کلام پیامبری چون حضرت هارون علیهالسلام تأثیری نداشت!
چنانکه مشاهده مکرر عینی معجزات حضرت موسی علیهالسلام نیز فاقد تأثیر بود (طه۸۵_۹۷).
هنر مجسمهسازی بهعنوان نماد یک هنر بصری را سامری در مسیر انحراف فکری و انحطاط سبک زندگی بهکار گرفت درحالیکه شبیه همین هنر در زمان حکومت اسلامی حضرت سلیمان در راستای تامین اهداف درست استفاده میشد:
"يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَ تَمَاثِيلَ وَ جِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَ قُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ!"
این هنر، شایسته شکرگزاری به درگاه الهی بود:
"اِعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا!"(سبا۱۳)
مثال دیگر استفاده دوگانه از هنر را میتوان در هنر سمعی شعر مشاهده کرد که در آیات انتهایی سوره مبارکه شعراء به دو جریان گمراه و مومن اشاره میشود که برای اهداف غلط یا درست از شعر استفاده میکنند:
شاعران و هنرمندان گمراه، مرجع و پیشگام و پیشوای اهل غَیّ هستند. غیّ؛ یعنی حرکت روبه عقب و پسرفت و سقوط که نقطه مقابل رشد و پیشرفت است!
"الشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ!"
این هنرگران که گویا طرفدار مکتب هنر برای هنر هستند و چیزی جز جلب مخاطب برایشان موضوعیت ندارد، هر موضوعی را هرچند مقدس و متعالی باشد، دستمایه بازیگری و طنازی و شعرپردازی خود قرار میدهند:
"أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ!"(225)
این هنرگران، فقط حرف میزنند و شاید قلبا هم اعتقادی دارند امّا مرد میدان عمل نیستند و جایشان در صحنههای سخت خالی است:
"أَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ!"
در مقابل، هنرمندان اهل ایمان، مرد میدان هستند و به آنچه ایمان دارند، عمل میکنند، دائما خدا را در نظر دارند، خدا و دین خدا را اسباب بازیگری قرار نمیدهند و با سلاح هنرشان دادخواه مظلومان هستند:
"إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ!
وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا!
وَ انتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا!"(شعراء۲۲۴_۲۲۷)
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1765082448036565333
#اقتصاد_ما را دریابید!
دارا و ندار!
دنیا با بلا و فتنه همراه و همزاد است و نمیتوان از ابتلاء و فتنه معاف شد!
دارا به دارایی و ندار به نداری مبتلا و دچار فتنه است!
دارای قدرت به قدرت و دارای شهرت به شهرت و دارای جمال به جمال و دارای ثروت به ثروت مبتلا و دچار فتنه است!
ندار هم به نداشتن قدرت یا شهرت یا جمال یا ثروت مبتلا و دچار فتنه است!
برای برخی نداری و برای برخی دارایی، ابتلا و فتنهاش سنگینتر است!
دارایی، اگر منشا آبروداری در دنیا و آخرت نشود و نداری اگر منشا بیآبرویی در دنیا و آخرت شود، باختن در ابتلا و مردود شدن در فتنه است!
نداری فتنه و ابتلا است؛ زیرا بنده را محتاج بنده میکند بهویژه اگر بنده محتاج نااهل و نامرد شود!
اگر بدهند، دچار فتنه ستایش میشود!
اگر ندهند، دچار ابتلای سرزنش میشود!
درحالیکه دادن و ندادن از خدا است و این و آن، اسباب ابتلا و فتنه و محک ایمان و توحید بنده است!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲۶ دعای مکارمالاخلاق به این آزمون سخت میپردازد و توفیق در آن را از خدا درخواست میکنند:
"اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ!
وَ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ!
وَ لاَ تَبْتَذِلْ جَاهِي بِالْإِقْتَارِ!
فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِكَ!
وَ أَسْتَعْطِيَ شِرَارَ خَلْقِكَ!
فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي!
و أُبْتَلَى بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي!
وَ أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِيُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ!
خداوندا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست!
و آبرويم را با توانگرى حفظ كن!
و شكوهم را با تنگدستى، فرو مريز!
تا از كسانى كه روزىخوار تو هستند، روزى بخواهم!
و از آفريدگان بدت، عطا طلبم!
آنگاه به ستايش آنكه به من عطا كرده، گرفتار شوم!
و به نكوهش آنكه از من بازداشته، دچار گردم!
در حالى كه تو عهدهدار بخشيدن و بازداشتنى، نه آنها!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
اقتصادنا۱۶.۹.۱۴۰۴.mp3
زمان:
حجم:
15.8M
/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/اقتصادنا۱۶.۹.۱۴۰۴.mp3
مباحثه اقتصادنا. جلد دوم. ساختار کلی اقتصاد اسلامی. آزادی اقتصادی و محدودیتهای آن. حدود اختیارات ولیامر.
محمدجواد قاسمیاصل
https://eitaa.com/egtesade_ma
اخلاق ثروتمندی و سبک زندگی!
شبیه معنویت و قدرت و هنر و علم، ثروت و ثروتمندی نیز یکی از عناصر موثر در الگو شدن برای مردم و تاثیرگذاری در سبک زندگی دیگران است تا جایی که شخص احساس استغنا و طغیان میکند!
قرآن، در توصیف عملکرد قارون میگوید:
او گردنکشی کرد، ثروت زیادی داشت و ثروت خود را به رخ مردم میکشید:
"إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ!
وَ آتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ!...
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ!"
در برابر اقدام قارون، بنیاسرائیل دو دسته شدند:
۱. اهل حسرت:
آنها خود را باختند و حسرت حال قارون را میخوردند:
"قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ!
إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ!"
۲. اهل بصیرت:
اولا قارون را به این ۵ اصل اقتصادی سفارش میکردند:
۱. عدم سرخوشی مغرورانه!
۲. تهیه توشه برای آخرت!
۳. استفاده متعادل از نعمات دنیا!
۴. احسان به دیگران!
۵. عدم فساد در زمین!
"لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْفَرِحِينَ!
وَ ابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ!
وَ لاَ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا!
وَ أَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ!
وَ لاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ!"
ثانیا اهل حسرت را به دو اصل توصیه میکردند:
۱. ایمان به خدا و عملکرد مومنانه!
۲. استقامت و صبر؛ یعنی با دیدن شوکت ظاهری قارون در صحت ایمان به خدا و عملکرد مومنانه خود دچار تردید نشدن!
"وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً!
وَ لاَ يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُونَ!"(قصص۷۶_۸۲)
الگوگیری گروه خودباخته از قارون، ناشی از ضعف ایمان، نقص در عملکرد مومنانه و بیتابی بود!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://farsnews.ir/Shahidsadr1868/1765163881689563488
#اقتصاد_ما را دریابید!