eitaa logo
اقتصاد ما🇮🇷
173 دنبال‌کننده
217 عکس
3 ویدیو
1 فایل
اقتصاد ما؛ اقتصادی است که ریشه در قرآن و سنّت اهلبیت علیهم‌السلام دارد و میوه آن در زمین ایران پاک به‌دست می‌آید! اقتصاد ما، مرد مبنا و میدان می‌طلبد! در این کانال، علاوه بر مطالب اقتصادی درباره چیزهایی صحبت می‌شود که ریشه‌ها و نتایج وضعیت اقتصادی ما است!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا گوساله گاو شود! یکی از هزاران تفاوت بنده با خدا در این است که خدا همین‌که اراده کند محقق می‌شود و نیاز به گفتن و دستور دادن و نهی کردن ندارد! چنان‌که امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۳ دعای ۷ صحیفه سجادیه به این حقیقت توحیدی و تفاوت اساسی توجه داده‌اند: "فَهِيَ‌ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ‌ مُؤْتَمِرَةٌ‌! وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ‌! پس همه چیز به خواست تو، بدون سخنت، فرمانبردارند! و به ارادۀ تو، بدون نهيت، بازداشته شده‌اند!" اما ما بندگان نه! به تعبیر رهبر حکیم انقلاب اسلامی، آسان‌ترین کار برای ما دستور دادن است! اما نه آسان مفید بلکه آسانی که باید هزار مقدمه و موخره دشوار و زحمت و تلاش به آن ضمیمه شود تا مفید واقع شود! تا گوساله گاو شود، دل مادرش کباب شود! اما قبل از دستور، باید تعلیم و تبیین و تبلیغ و ترویج و تقنین و مهارت‌افزایی و تولید سخت‌افزار انجام شود تا بذر کار خیر، تبدیل به نهالی تناور شود! امّا بعد از دستور، باید پیگیری و مراقبت و استمرار و تشویق و هشدار و حمایت و سرمایه در گردش و مواد اولیه و ممانعت از واردات و مشوق صادرات یا مشوق عدم صادرات و ده‌ها پیوست دیگر به آن ضمیمه شود! اجازه بدهید ضرب‌المثل گوساله را متناسب با این یادداشت با زبان تولیدکنندگان زحمتکش ویرایش کنم: تا گوساله گاو شود، دل گاودار کباب شود و کمرش زیر بار تامین ارز واردات خوراک دام خم شود و دستش جلوی بانک‌های دولتی و خصوصی دراز شود! اگر مجبور نشود به‌خاطر عدم دسترسی به خوراک دام و گرانی دلار و نداشتن نقدینگی کافی دام مولدش را ذبح کند! این داستان تلخ تولید است در کشور ما که مواد اولیه داخلی و خارجی تابع دلار است و دلار تابع منافع کثیف دارندگان دلارهای ملّی که با آن معامله ارث پدرشان را می‌کنند! این است داستان تلخ "لازم اما ناکافی" که تا به حذف ارز ترجیحی اعتراض می‌شود، می‌گویند: خلاف نظر رهبر انقلاب اسلامی سخن نگویید! ایشان فرمودند: این کار لازمی بود! بله ایشان فرمودند: لازم بود! اما هرگز نفرمودند: کافی بود! برای اینکه کافی شود، باید افسار سگ نجس دلار کشیده شود و نتواند اثر سیاست‌های ارزی دولت را خنثی کند! مگر نه اینکه ایشان در حکم تنفیذ رئیس‌جمهور شهید رحمت‌الله‌علیه بر تقویت ارزش پول ملّی تاکید فرمودند! دولت اگر بنا دارد حذف ارز ترجیحی کند و تشخیص می‌دهد امروز هم این کار لازم است، شرط اولش این است که سازوکاری برای حفظ و تقویت ارزش پول ملی تعریف کند! نمی‌شود که سنگ ارز ترجیحی را ببندید اما سگ نجس دلار را رها کنید! برای اینکه لازم کافی شود، باید سکان اقتصاد کشور دست دانشمندان مومن جگرداری چون دکتر ناصر شرافت جهرمی و مرحوم دکتر پرویز داودی باشد! دلیل: تجربه اوایل دهه هفتاد که تورم ۵۰٪ را زیر یک‌سال به زیر ۲۵٪ رساند! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/pTlXn را دریابید!
نقش‌های زنانه در اقتصاد اسلامی! درون مرزهای علم و دین، دولت اسلامی می‌تواند برخی محدودیت‌های موقت را تا برطرف شدن محدودیت امکانات اعمال کند! مثلا اگر فرصت اشتغال برای همه زنان و مردان وجود ندارد، باید اولویت را به اشتغال مردان داد! زیرا براساس قوانین شریعت وظیفه تأمین هزینه‌های زندگی بر عهده مرد است! همچنین اگر فرصت اشتغال برای همه مردان وجود ندارد، باید اولویت را به اشتغال مردان متأهل داد! زیرا براساس قوانین شریعت، مرد متأهّل، مسئول تأمین هزینه همسرش نیز هست. مراعات این قوانین شرعی اقتضا می‌کند: اولا درآمد کافی به مشاغل مردانه داده شود تا بانوان مجبور نشوند از سر اضطرار و برای تامین مایحتاج زندگی وارد بازار کار شوند و رونق محیط خانه و خانواده تحت‌الشعاع قرار گیرد! یکی از آسیب‌های سرکوب حقوق دارندگان حقوق ثابت همچون کارمندان و کارگران، همین است! ثانیا اشتغال مفید و مناسب به میزان کافی وجود داشته باشد تا زنان علاقه‌مند به اشتغال، فرصت اشتغال مناسب با مراعات اصول شرعی را داشته باشند و بتوانند اشتغال خود را با رعایت شئون مادری و همسری و کدبانوگری انجام دهند! رونق مشاغل خانگی و خانوادگی و محلّی و زنانه، کمک شایانی به اقتصاد کارآی مویرگی و فراگیر شدن تولید می‌کند؛ زیرا فراگیر شدن تولید در جامعه به حضور سالم همه اعضای خانواده بدون ضربه خوردن به رونق محیط خانواده بستگی دارد. این مهم محقق نمی‌شود مگر با رونق اقتصاد خرد خانگی زنانه مستقل از کار بیرون از خانه مردانه. لازمه این تحول در نظام اقتصادی، تغییر رویکردها درباره اشتغال زنان، از نظام کار بیرون از خانه و مختلط بین زن و مرد در ادارات و کارخانه‌ها و کارگاه‌ها است که سوغات شوم تمدن کاریکاتوری غرب است و با اصول فطری و شرع اسلام سازگار نیست. کار بیرون از خانه، در مورد مشاغلی چون آموزش و درمان پذیرفته است! کار مختلط، در حد ضرورت و اضطرار پذیرفته است نه به‌عنوان قاعده زندگی اجتماعی و اقتصادی! این کار، به دو نقش تولیدی زن ضمیمه می‌شود: ۱. تربیت مرد و نسل آینده! این تربیت، یک تربیت کم هزینه و دائمی و عمیق است و با تربیت مصنوعی و پولی تفاوت از زمین تا آسمان دارد! ۲. خدمات بی‌منّت و بی‌هزینه از سر عشق و محبت در خانه! اهمیت و حجم صرفه‌جویی ناشی از این بخش خدمات زنان و دختران برای اقتصاد خانواده و کشور را می‌توانیم در مواقع سفر یا خریدهای آماده از بیرون درک کنیم! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/prUMs را دریابید!
مردان میدان! زنان میدان! عبور از دشواری‌ها و تنگناها، مرد میدان می‌خواهد! مرد میدان، یک اصطلاح است در ایران اسلامی برای همه زنان و مردان آتش به اختیاری که دانش و مهارت و انگیزه بالایی برای برافراشتن پرچم عزّت ایران اسلامی دارند! کسانی که می‌توان روی کمک آنها در مواقع خطر حساب کرد! کسانی که در سختی‌ها اول صف و در دریافت امتیازات آخر صف هستن! کسانی که بیش از لذت بردن بابت استفاده از نعمت‌ها، از تماشای نشاط و رفاه مردم خوش‌حال می‌شوند! آن‌گونه که مولایشان امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند لذتشان در اِطعام است نه طعام! در این ویژگی ارزشمند، مرد و زن می‌توانند در میدان باشند! هرچند مرد و زن به‌سبب تفاوت‌های خدادادی که دارند، در میدان‌های متفاوتی میدان‌دار هستند! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۴ دعای ۷ صحیفه سجادیه به ارزش پادررکابی در حل مشکلات دیگران توجه می‌دهند و خدا را بالاترین مصداق مشکل‌گشا و اولین و آخرین پناه همه مردم و الگوی همه مردان میدان معرفی می‌نماید و خدا را به این صفات کمال تمجید می‌کند: "أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ‌! وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ‌! لاَ يَنْدَفِعُ‌ مِنْهَا إِلاَّ مَا دَفَعْتَ‌! وَ لاَ يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلاَّ مَا كَشَفْتَ‌! تويى آن‌که خوانده شده براى دفع دشوارى‌ها! و تويى فريادرس در سختى‌ها! از سختی‌ها جز آنچه تو دور كنى، دور نمى‌گردد! و از دشواری‌ها جز آنچه تو برطرف كنى، برطرف نمى‌شود!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/ptVFt را دریابید!
صدا، نور، حرکت و زندگی! سبک زندگی، محصول تعامل دین و علم است! دین در یک تقسیم، مشتمل بر هست‌ها و بایدها یا اصول عقاید و شرع است! شرع، صدای حقیقت است! علم، نور و تصویر حقیقت است! ایمان، محرّک حرکت انسان است! شرع یعنی قسمت عملیاتی دین که شامل احکام مختلف مربوط به نحوه ارتباط مکلفان (مردم و دولت) با خدا، با دولت، با مردم و با طبیعت است! شرع، شکل زندگی را ترسیم می‌کند! روح زندگی، محصول ایمان به اصول اعتقادی دین است همچون ایمان به خدا! علم دینی [طبق یک تعریف]، از دلالت‌های خبری گزاره‌های موجود در قرآن و سنّت به‌دست می‌آید. علم تجربی هم که محصول تجربه بشری است. هر دو نوع علم، برای قواعد و ضوابط مطرح در شرع، موارد و مصادیق تعیین می‌کنند. مثلا وقتی علم بگوید: «مصرف کالای (ط)، برای مردان منشأ ضرر قابل توجه است» با انضمام این گزاره شرعی که «مصرف هر کالای مضری حرام است» نتیجه می‌شود: «مصرف کالای (ط)، بر مردان ممنوع است». یا مثلا شرع، می‌تواند محدودیت‌های قطعی دقیق در این دامنه ایجاد کند و علم آن را تفسیر می‌کند! مثلا وقتی شرع می‌گوید: «شرکت در جهاد نظامی، بر زنان واجب نیست» علم دینی یا تجربی می‌گوید: فلان اقدام، شرکت محسوب می‌شود یا نه؟ فلان وضعیت جهاد هست یا صرفا دفاع است؟! فلان جهاد، نظامی محسوب می‌شود یا نه؟ و حتی فلانی زن هست یا مرد؟ همه اینها را علم روشن می‌کند. بنابراین این علم است که به قواعد و ضوابط شرعی مجال عملیاتی شدن در میدان زندگی را می‌دهد! یک تذکر ضروری درباره استفاده از علم این است که: درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی، علم تجربی وقتی اعتبار دارد که مربوط به همان جامعه اسلامی در همان برهه زمانی باشد! علم تجربی مربوط به زندگی بشر در محیط اجتماعی غرب، آینه شفافی برای به تصویر کشیدن وضعیت جامعه ما نیست! همچنان که علم تجربی مربوط به زندگی صد سال پیش پدران و مادران ما نیز تصویر روشنی از وضعیت کنونی جامعه ما به دست نمی‌دهد! تا چه رسد به اینکه بخواهیم علم تجربی دویست سال قبل زندگی بشر غربی را بر زندگی امروز خودمان منطبق کنیم! "كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ!"(رحمان۲۹) https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/pXqFj را دریابید!
شرایط حل مساله در اقتصاد ایران! بسیار شده که گفته‌ایم یا شنیده‌ایم که "دیگر بریدم!" گاه تحمل فهمش را نداریم! گاه توان تفهیمش به دیگران را نداریم! گاه هنر تفاهم بر سر مشکل را نداریم! برای برخورد عاقلانه با مشکلات، اول باید مشکل را فهمید! بعد باید مشکل را فهماند! و در گام سوم باید بر سر مشکل تفاهم و همدلی کرد تا جامعه آماده حل مساله شود! توقع نداشته باشیم کسی که مشکل را نفهمیده یا مشکل را طبیعی می‌داند یا مشکل را لازم یا خوب می‌داند، مرد میدان حل مساله شود! توقع نداشته باشیم کسی که نمی‌تواند مشکل را بیان کند یعنی زبان گویا و دانش کافی ندارد، مرد این میدان شود! و توقع نداشته باشیم کسانی که توانایی اقناع و همراه‌سازی مردم را ندارند، بتوانند مشکل جامعه را حل کنند! کسانی باید سکان اقتصاد کشور را به دست بگیرند که درد اقتصاد ایران را بشناسند و برای اینکه به چنین شناختی برسند باید با مبنا و میدان آشنا باشند! مبنا یعنی آرمان‌ها و اصول و ضوابط اسلامی! میدان یعنی امکانات و محدودیت‌ها و مزایا و معایب اقتصادی کشور و جامعه ایران! سکان‌داران اقتصاد ایران باید با عینک اسلام به ایران نگاه کنند تا بتوانند برای مشکلات ایران راه‌حل‌های اسلامی پیدا کنند! یکی از این لنزهای نگاه اسلامی، مراعات حال فقراء و ارتقای توانمندی فقرا تا رسیدن آنها به تامین نیازمندیهای معمول است نه اینکه خدای ناکرده هر سیاستی اتخاذ می‌شود، فقیر فقیرتر، ثروتمند تولیدکننده و باخاصیت درگیر هفت‌خوان تولید و ثرومند بی‌خاصیت قمارباز ثروتمندتر و راحت‌تر شود! اگر با این لنز به بودجه نگاه کنیم، چند نقطه تاریک یا مبهم مشاهده می‌شود: ۱. مسکوت ماندن وام فرزندآوری و ازدواج! ۲. استمرار افزایش دستمزد کارمندان در حدود نصف تورم! ۳. اضافه شدن ۲٪ به مالیات بر ارزش افزوده که از مصرف کننده گرفته می‌شود از ۱۰٪ به ۱۲٪! ۴. حذف ارز ترجیحی که منجر به شتاب گرفتن تورم می‌شود و پس از اندک زمانی، یارانه پرداختی را می‌بلعد و مردم می‌مانند و تورم! ۵. راکد و ساکن ماندن بودجه عمرانی به میزان سال قبل که منافعش در قالب کالاهای عمومی و حاکمیتی به عموم مردم ازجمله فقرا می‌رسد و هزینه‌های فقرا را کاهش می‌دهد! اگر در بر این پاشنه بچرخد، با تاسّف باید دولت و مجلس را در خدمت مرفّهان قمارباز بدانیم نه دولت و مجلس مستضعفان و تولیدکنندگان فداکار! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۵ دعای ۷ صحیفه سجادیه که به راه‌های رسیدن از حرَج به فرَج می‌پردازد، اهمیت شناخت درد و ابعاد آن را به مایادآور می‌شوند و درد خود را با خدای متعال درمیان می‌گذارد: "وَ قَدْ نَزَلَ‌ بِي يَا رَبِّ‌ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ‌! وَ الَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ‌! اى پروردگار من! بر من چيزى فرود آمده كه سنگينى آن بر من دشوار است! و به من امرى وارد شده كه تحمّل آن مرا به مشقّت انداخته!" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/pRwJj را دریابید!
تحول منطقی در سبک زندگی! برای تحول در سبک زندگی، تقدم دانش بر گرایش، طبیعی است! بنا داریم نسبت به چیزهایی ایجاد گرایش کنیم که واقعی نباشد! اجازه نداریم گرایش‌های خرافی و موهوم را ایجاد یا تقویت کنیم. دانش و قدرت، در تقویت گرایش موثر است! آنچه بد است گرایشی است که پیش از ایجاد دانش و قدرت، توسط دستگاه‌های هنری و تبلیغاتی ایجاد شود! شبیه مانور تجملی که در رسانه‌ها به‌ویژه امروزه در فضای اینستاگرام ترویج می‌شود! تقدم چنین گرایشی بر قدرت، غیرمنطقی است؛ زیرا نشانه این است که دولت بدون فراهم کردن زمینه‌های تحقق رفتار، گرایش به انجام رفتار را به صورت عمومی گسترش می‌دهد! این گسترش گرایش، وقتی شرایط برای عمومی شدن رفتار فراهم نیست، یعنی ترویج و تشویق به رفتار غیرمقدور که نتیجه آن سرخوردگی و نارضایتی عمومی خواهد بود! دولت، باید قدرت بدنی، مهارت، ابزار و قانون را فراهم کند بعد در شیپور تشویق به رفتاری خاص بدمد! اگر قدرت بدنی و مهارت فراهم نباشد، خودکم بینی و سرخوردگی شایع می‌شود! اگر ابزار و امکانات فراهم نباشد، گسترش تقاضا برای امکانات و عدم تأمین این تقاضا، منجر به مشکلات اقتصادی چون «بازار سیاه»، «دلال بازی»، «تورم ناشی از فشار تقاضا»، «قاچاق» و «گسترش واردات و وابستگی به خارج» خواهد شد! [هنر و افتخار بزرگ انقلاب اسلامی این بوده که فاصله لوکس بودن تا معمولی شدن بسیاری از کالاها را برای مردم کم کرده است! همین هنر سیاستی و افتخار بزرگ، از نظر لیبرال‌ها و توسعه‌چی‌های غرب‌گرا گناه بزرگ و نابخشودنی انقلاب است!] اگر قانون فراهم نباشد، زمام رفتارها از دست دولت خارج می‌شود و خلأ قانون باعث شکل‌گیری عرف‌های تحمیلی و چنددستگی اجتماعی خواهد شد! بنابراین همواره باید ایجاد «گرایش» آخرین مرحله باشد! بنابراین چهار ترتیب برای تحقق یک سبک زندگی مردود است و از اختلال و هرج و مرج در نظام سیاسی حکایت می‌کند: ۱. "گرایش/ دانش/ قدرت". ۲. "گرایش/ قدرت/ دانش" ۳. "قدرت/ گرایش/ دانش" ۴. "دانش/ گرایش/ قدرت" ترتیب درست برای تحقق یک سبک زندگی یکی از این دو شکل است: ۱. "دانش/قدرت/ گرایش" ۲. "قدرت/ دانش/ گرایش" https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/ptjdz را دریابید!
چهار شاخص ایمان کارگزاران اقتصادی برون‌رفت از مشکلات، بدون سلطه امکان ندارد! سلطه، نتیجه قدرت و جرات است! قدرت، نتیجه دانش و مهارت و سخت‌افزار و انضباط (قانون) است! جرات، نتیجه ایمان و تجربه است! "إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ!"(فاطر۱۰) امام سجاد علیه‌السلام در فراز۶ دعای ۷ صحیفه سجادیه به سلطه و قدرت برای برون‌رفت از مشکلات تذکر می‌دهند و خدا را بابت این دو صفت کمال تمجید می‌کند: "وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ! وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ‌! و تو به قدرتت آن پیشآمد را بر من وارد نمودى! و به سلطۀ خويش آن را به‌سوی من فرستادى!" شرط اول جرات، ایمان و شرط بقای ایمان، عمل صالح است! عمل صالح، شرط بقا و تقویت ایمان و نشانه صدق ایمان است! کارگزاران دولت اسلامی در عرصه اقتصادی اگر بخواهند مومنانه عمل کنند، باید عمل صالح اقتصادی انجام دهند! عمل صالح اقتصادی، پیگیری و عملیاتی کردن راهبردهای اقتصادی قرآن کریم است: ۱. نفی تبعیض؛ یعنی توازن و دسترسی عادلانه به امکانات! یعنی فقرا پایمال جولان ثروتمندان نشوند! چه ثروتمند تولیدگر چه ثروتمند مرفه مفت‌خور قمارباز! یعنی احدی نباید زیر چرخ توهم توسعه لِه شود! یعنی مانور تجمّل ممنوع! یعنی یا همه با هم یا هیچ‌کس! "كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ!"(حشر۷) ۲. نفی سبیل؛ یعنی ترجیح مردم جامعه اسلامی در استفاده از امکانات جامعه اسلامی بر بیگانگان! یعنی در اقتصاد هم خودی و غیرخودی داریم منتها بر محور جامعه اسلامی و دیگران! یعنی دلاری فروشی در داخل به تولیدکننده و مصرف‌کننده ممنوع! یعنی جهانی‌فروشی [اگر چنین واژه‌ای معنای درستی داشته باشد!] بماند برای وقتی که ما هم از منافع جهانی به اندازه خودمان بدون دغدغه استفاده کردیم! وقتی که تحریم و تبانی علیه ما نبود! "لَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا!"(نساء۱۴۱) ۳. نفی قماربازی؛ یعنی کسب درآمد براساس تلاش و کار مفید تولیدی و تجاری باید باشد نه سوار شدن بر موج تلاطم بی‌حاصل نرخ طلا و ارز و زمین و خانه و خودرو! یعنی نفی اکل مال به باطل در روابط اقتصادی! "يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ! قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ! وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا!"(بقره۲۱۹) ۴. نفی کنز؛ یعنی مبارزه با احتکار ارز و ارزاق و زمین و خودرو! یعنی مبارزه با خلق پول خانوادگی گرگ‌ها و خوک‌های خصوصی! "الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ! وَ لَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ، فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ! يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ! فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ! هَٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ! فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ!"(توبه۳۴_۳۵) https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/poMec را دریابید!
بایدها و نبایدهای عواطف اسلامی! ایجاد عاطفه، با دو شرط عقلانی، اخلاقی و شرعی انجام می‌شود: ۱. نباید برای ایجاد عاطفه (انگیزه و میل) متوسل به دروغ شد! دروغ، شامل اغراق و کوچک‌نمایی نیز می‌شود! ۲. نباید برای تحریک عواطف، متوسل به احساسات سطحی و سست شد! احساسات، تا جایی که در مسیر فکر سالم باشد، با اهداف اسلامی همچون عبودیت و عدالت و عقلانیت همراه باشد و با مبانی اسلامی همچون توحید و نبوت و امامت و معاد سازگار باشد، معتبر است! عواطف سطحی و ناسازگار را باید کنار گذاشت: ۱. عواطف سطحی، عواطفی است صرفا مبتنی بر هیجان است و هیچ استدلالی از آن حمایت نمی‌کند! مثل علاقه به استفاده از یک نام‌نشان خاص صرفا به سبب هیجان ناشی از تبلیغات! ۲. عواطف ناسازگار، عواطفی است که با عقاید و مفاهیم اسلامی ناسازگار باشد! مثل ترحم و محبت نسبت به ظالمان و ستمگران و غاصبان! البته دعا برای سعادت و هدایت همه، منافاتی با برخورد سخت با دشمنان بالفعل و مسامحه نکردن با ایشان ندارد: "الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ!"(فتح۲۹) "لَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ!"(نور۲) در این برخورد سخت، جایی برای کینه‌جویی شخصی (که مخالف ایمان و توحید است) وجود ندارد و باید راهی برای بازگشت گمراهان بازگذاشت! مگر اینکه شخصی با اصرار و لجاجت فرصت هدایت را از خود سلب کند! ممنوعیت برخی عواطف، دو دلیل دارد: اولا تمسک به عواطف سطحی، این پیام را به مردم منتقل می‌کند که «بی‌خیال فکر و اندیشه!» درحالی‌که اندیشه‌ورزی و واقع‌گرایی از اصول ضروری دعوت اسلامی است: "كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ!"(بقده۲۱۹) ثانیا تمسک به عواطف معارض، یعنی تمسک به مفاهیم معارض و تمسک به مفاهیم معارض، یعنی تمسک به عقاید معارض! درحالی‌که تمسک به عقاید معارض، یعنی زدن ریشه اسلام و نفی خود و جامعه اسلامی: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا! لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ!... وَ مَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ، فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ!"(ممتحنه۱) نتیجه چنین اشتباه راهبردی، تبدیل شدن دانسته یا نادانسته به عنصر نفوذی و قابل نفوذ و طعمه‌ای دلچسب برای دشمنان و دستگاه‌های جاسوسی است: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ!"(آل‌عمران۱۱۹) اینجاست که شیطان بر خر مراد سوار می‌شود و می‌بینید که یک حزب‌اللهی سیاسی با حفظ سمت می‌شود یک لیبرال اقتصادی! مرکب راهواری برای عملیاتی کردن آرزوهای شیاطین! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/pDPIT را دریابید!
مصاحبه من با شترمرغ! گفتگوی من با جناب شترمرغ را بخوانید: گفتم: گام بلند بردار! گفت: مرغم! گفتم: تخم بگذار! گفت: شترم! گفتم: شیر بده! گفت: مرغم! گفتم: بال بزن! بپر! گفت: شترم! گفتم: بار ببر! سواری بده! گفت: مرغم! گفتم: آوازی بخوان! گفت: شترم! گفتم: در بیابان به چرا برو تا محتاج خوراک دام وارداتی با دلار بال‌دار نشویم! گفت: مرغم! گفتم: در مناظر عمومی سر و تن بپوشان که به غیرت خروس برمی‌خورد! گفت: شترم! گفتم: با پدیده کشف حجاب برخورد کنید! گفت: کار فرهنگی! گفتم به نهادهای فرهنگی بودجه بدهید! گفت: مگر شرکت‌های دلارخور و گرگ‌های سفره مردم و خرس‌های حریص دندان‌گرد مرده‌اند که بودجه را خرج فرهنگ اسلامی کنید! [با عرض پوزش از جناب شترمرغ، این پرسش و پاسخ آخر، مربوط به گونه‌ای جدید بود که اشتباها در این گزارش منتشر شد!] در آینده مصاحبه دوم ما با جناب "مارماهی" تقدیم حضورتان خواهد شد! تا مصاحبه‌ای دیگر، بدرود! https://eitaa.com/egtesade_ma
مجلس و چوپان‌های دروغگو! خدا عالَم را براساس اسباب و علل بنا نهاد و کسی را توان آن نیست که ای نظام متقن و استوار را به هم بزند! این نظام علّی، هم در طبیعت هم در جامعه و اقتصاد حاکم است! این نظام علّی، با کسی شوخی یا خویشی ندارد! بزنی! می‌خوری! جواب های، در این دامنه رو به قلّه، هوی است! وقتی دل مردم را شکستیم، می‌شکنیم! اما اگر دست افتادگان را گرفتیم، دستمان را می‌گیرند! امام سجاد علیه‌السلام در فراز ۷ دعای ۷ صحیفه سجادیه این حقیقت ناگزیر را به ما یادآوری می‌نمایند و خدا بابت این نظام متقن در آفرینش تمجید می‌کنند: "فَلاَ مُصْدِرَ لِمَا أَوْرَدْتَ‌! وَ لاَ صَارِفَ لِمَا وَجَّهْتَ‌! وَ لاَ فَاتِحَ لِمَا أَغْلَقْتَ‌! وَ لاَ مُغْلِقَ لِمَا فَتَحْتَ‌! وَ لاَ مُيَسِّرَ لِمَا عَسَّرْتَ‌! وَ لاَ نَاصِرَ لِمَنْ‌ خَذَلْتَ‌! پس وجود ندارد: براى آنچه به من رساندى، بازگرداننده‌اى! و براى آنچه بر من فرستادى، دوركننده‌اى! و براى آنچه بستى، گشاينده‌اى! و براى آنچه گشودى، بستنده‌اى! و براى آنچه دشوار كردى، آسان‌كننده‌اى! و براى آنكه خوار نمودى، يارى‌دهنده‌اى!" وقتی چوپان دروغگو اولین بار دروغ می‌گفت و مردم را سر کار می‌گذاشت، فکر نمی‌کرد که مردم به او چک اعتماد سفید امضاء نداده‌اند و روزی در بزنگاه خطر او را و گوسفندان بی‌گناه را با گلّه گرگ‌ها تنها خواهند گذاشت! اما متاسفانه ما سی و چند سال است با جریان اقتصاد خوانده‌ای از چوپان‌های دروغگو مواجهیم که در هر دولت از مرحوم هاشمی تا احمدی‌نژاد و روحانی و از شهید رئیسی عزیز تا آقای پزشکیان را بنام مبارزه با رانت و یارانه پنهان و ایجاد عدالت در یارانه‌ها و قیمت‌های جهانی به‌دام آزادسازی قیمتی می‌اندازند و به تورم بعد از آن و به ریش دولتمردان ما می‌خندند! همانها که سال ۱۴۰۱ می‌گفتند فقط چهار قلم کالا تغییر قیمت خواهد داشت! همانها که اخیرا با مشاهده عدم توفیق دشمن در جنگ نظامی به کمک دشمن آمدند و بیانیه تغییر پارادایم دادند! همانها که اخیرا بیانیه حذف بودجه نهادهای فرهنگی را دادند! همین‌ها سالیانی است در دولت‌های مختلف بازیگری می‌کنند و با آتش تورم به جان خرمن رفاه و آرامش و امنیت مردم می‌افتند! امروز هم در بودجه ۱۴۰۵ ساز حذف ارز ترجیحی و یارانه پنهان را کوک کرده‌اند تا از گوله‌برفی سه قلم کالای نان و انرژی و دارو و با بهانه پرداخت یارانه به مصرف‌کننده نهایی، یک بهمن تورمی برای سال بعد فراهم کنند! امروز زمان آزمون مجلس است! "فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ!"(حشر۲) https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/ppJAQ را دریابید!
شوک‌درمانی یا شوک‌دردمانی گاه در کاربرد روزانه برخی کلمات چنان تحریفی رخ می‌دهد که انسان حیرت می‌کند! قرآن کریم، بخشی از یهود را اساتید تحریف معرفی می‌کند: "مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ!"(نساء۴۶) به این دو مثال یکی از گذشته تلخی که بر ما رفته و دومی از حال و روز تلخی که بر سر ما آمده توجه کنید: ۱. استعمار! واژه زیبای قرآنی که حکایت از تکلیف الهی انسان در آباد ساختن زمین و ریشه در قرآن کریم دارد: "أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا!"(هود۶۱) در اثر عملکرد نکبت‌بار اروپاییان قرون اخیر، این واژه تبدیل به یکی از منفورترین واژگان فرهنگ ما آسیایی‌ها و آفریقایی‌ها و آمریکایی‌ها شده است! ۲. شوک‌درمانی! واژه‌ای مرکب از یک بخش هیجانی فرنگی (شوک) و یک بخش زیبا و جذاب فارسی (درمان)! واژه‌ای که حکایت از تاثیر اتفاقات غیرعادی در اصلاح حال و رفتار بیماران دارد! در قرآن کریم، از سنّتی از سنّت‌های الهی به همین مضمون یاد شده است: "فَأَخَذْنَاهُم بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ!"(انعام۴۲) در اقتصاد هم برخی می‌گویند: باید سیاست‌ها پنهان و شوکه‌کننده باشد تا اثر بگذارد وگرنه مردم به وضعیت عادت می‌کنند و به سیاست‌گذار رودست می‌زنند! این سیاست در ایران ما درباره آزادسازی نرخ ارز رسمی پس از یک دوره دوگانگی بین نرخ ارز رسمی و غیررسمی انجام می‌شود و نرخ رسمی ارز در سطحی بالاتر از قبل تثبیت می‌شود و این چرخه پس از چندی دوباره تکرار می‌شود! شوک‌درمانی جایی امکان موفقیت دارد که یک‌بار برای همیشه باشد وگرنه خودش تبدیل به رویه می‌شود و مردم به آن عادت می‌کنند! برای اینکه شوک واقعا شوک باشد، باید عوامل خنثی‌کننده آن مهار و حذف شود! چه چیزی شوک ارزی را خنثی می‌کند؟ فاصله گرفتن بدخیم و غیرمدیریت شده قیمت رسمی و غیررسمی ارز! عدم مهار نرخ غیررسمی ارز و رشد بدخیم آن، دو دلیل دارد: ۱. بازیگری بازیگران فاسد و طمّاع و نامطمئنّ در طرف عرضه و تقاضای ارز! ۲. عدم مدیریت دولت در تجمیع و عرضه و تقاضای منطقی ارز! در این وضعیت، متاسفانه در عمل ما بنام شوک‌درمانی با "شوک‌دردمانی" مواجهیم! https://eitaa.com/egtesade_ma در فارس: https://fna.ir/pRddO را دریابید!