اقتصادنا۳.۱۰.۱۴۰۴.mp3
زمان:
حجم:
18.5M
/storage/emulated/0/Android/data/vr.audio.voicerecorder/files/اقتصادنا۳.۱۰.۱۴۰۴.mp3
مباحثه اقتصادنا. جلد دوم. ساختار کلی اقتصاد اسلامی. اخلاقی بودن اهداف و روش اقتصاد اسلامی!
محمدجواد قاسمیاصل
https://eitaa.com/egtesade_ma
درسی از منابع و مصارف دولت مالک اشتر!
حضرت امیرالمومنین امام علی علیهالسلام در نامه به مالک اشتر درباره شیوه تعیین منابع و مصارف بودجه فرمودند:
بايد تلاش تو در آبادانى زمين،
بيشتر از جمع آورى خَراج (مالیات از مزارعی که زمینهایش ملّی بود) باشد!
كه خراج جز با آبادانى فراهم نمىگردد!
و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آبادانى مزارع به دست آورد،
شهرها را خراب!
و بندگان خدا را نابود میکند!
و حكومتش جز اندک مدّتى دوام نياورد!
"وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ فِي عِمَارَةِ اَلْأَرْضِ،
أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِكَ فِي اِسْتِجْلاَبِ اَلْخَرَاجِ!
لِأَنَّ ذَلِكَ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِالْعِمَارَةِ!
وَ مَنْ طَلَبَ اَلْخَرَاجَ بِغَيْرِ عِمَارَةٍ،
أَخْرَبَ اَلْبِلاَدَ!
وَ أَهْلَكَ اَلْعِبَادَ!
وَ لَمْ يَسْتَقِمْ أَمْرُهُ إِلاَّ قَلِيلاً!
در این فراز نامه ۵۳، حضرت به دو رکن بودجه دولت یعنی منابع (مالیات) و مصارف (عمران) میپردازند و مالک را پرهیز میدهند از اینکه بیشتر همّت و توجهش صرف گرفتن مالیات شود تا عمران و آبادانی کشور!
یعنی هرچه شدّت رشد مالیات بیش از شدّت رشد عمران و بودجه عمرانی باشد، نشان از نوعی اختلال در عملکرد سیاستگذار و دستگاه برنامهریز دارد که در میانمدت به کاهش تولید، بیچارگی و ضعف عمومی و افزایش نارضایتی عمومی و کاهش عمر دولت خواهد شد!
طبق این فراز یک راه نرم براندازی دولت و حکومت همین است که در یک سند بودجه اهتمام به مالیات بیش از عمران و بودجه عمرانی باشد!
چیزی که بدتر از آن در بودجه پیشنهادی دولت محترم به مجلس دیده میشود:
در بودجه پیشنهادی، درآمدهای مالیاتی بیش از ۴۰٪ افزایش یافته و از ۲۰۰۰همت به حدود ۳۰۰۰همت رسیده اما بودجه عمرانی در حدود ۶۰۰ همت سال قبل باقی مانده است!
افزایش ۴۰٪ مالیات با وجود تورمی در همین حوالی با افزایش صرفا ۲۰٪ حقوق کارمندان، یعنی بستن سنگها و رها کردن سگها!
دولت رسما درآمد واقعی را قفل کرده بلکه سرکوب کرده اما افزایش هزینههای واقعی را شتاب داده است!
رابطه دولت و ملّت رابطه متقابل است! ملّت وقتی از دولت حمایت میکند و دولت میتواند انتظار حمایت مردمی داشته باشد که دولت محترم این اندازه در سرکوب معیشت این ملّت مظلوم جدّیت و اهتمام به خرج ندهد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/pegvI
#اقتصاد_ما را دریابید!
از تشخیص خطا تا تجویز خطرناک!
گذر از حَرَج به فرَج، خارج از چرخه اسباب و علل نیست!
منتها مهم این است که اسباب و علل را در آن مواردی که برای ما آشکار شده یا تصور میکنیم آشکار شده، منحصر ندانیم!
این خیلی غرورآمیز و خودفریبی است که تصور کنیم آنچه ما نمیدانیم یا نمیبینیم و نمیشنویم و تجربه نکردیم، دروغ است و خرافه!
خرافه، هم بهمعنای پذیرش بدون دلیل است و هم بهمعنای ردّ بدون دلیل!
برای رسیدن به فرَج، باید راههای واقعی هرچند تجربه نشده را بیابیم و مقلد بیغولهنشینان تمدن کاریکاتوری و وحشی غرب نشویم!
برای رسیدن به فرَج، نیازمند قدرتیم!
قدرت؛ یعنی جمع بین دانایی و توانایی!
بنابراین اولین گام برای رسیدن به قدرت بر گذر از حرَج به فرَج، دانایی یعنی تشخیص علل و اسباب حرج است!
تشخیص درست، گام اول درمان است اما کافی نیست و باید با تجویز درست تکمیل شود!
چه بسیار تشخیصهای نادرست!
چه بسیار تشخیصهای درست و تجویزهای نادرست!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۲ دعای ۷ صحیفه سجادیه به جایگاه تشخیص و تجویز درست در رسیدن به فرَج توجه میدهند و تحقق آن را از خدای متعال درخواست میکند:
"ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ الصِّعَابُ!
وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبَابُ!
وَ جَرَى بِقُدرَتِكَ الْقَضَاءُ!
وَ مَضَتْ عَلَى إِرَادَتِكَ الْأَشْيَاءُ!"
سختىها، به توانايى تو آسان شد!
و به لطف تو، وسيلهها فراهم گرديد!
و تقدير، به قدرت تو اجرا شد!
و اشياء، بر وفق ارادۀ تو تحقق يافتهاند!"
امروز سند بودجه مطرح است که متاسفانه حاوی برخی تشخیصهای خطا و تجویزهای خطرناک است:
در میان تشخیصهای خطا میتوان به عامل اصلی تورم دانستن کسری بودجه اشاره کرد که باعث شده به تجویزهایی چون عدم جبران کاهش قدرت خرید کارمندان بهمیزان تورم و افزایش مالیات بیانجامد به امید اینکه کسری بودجه برطرف شود!
آن تشخیص خطا است!
زیرا عوامل اساسی چون افسارگسیختگی و بیانضباطی نرخ ارز و تاثیر شرکتهای دولتی و غیردولتی صاحب ارزهای کلان و بانکها بهویژه بانکهای خصوصی را ندیده است!
این تجویز خطرناک است!
زیرا برخلاف قانون و اخلاق، نزدیک ۱۰ سال است درآمد کارمندان دولت با تورم تنظیم نمیشود و مدام قدرت خرید کارمندان کاهش یافته است!
این کاهش قدرت خرید، منشا نارضایتی، عدم دلبستگی به کار، گرایش به مشاغل دوم و کاهش کیفیت خدمات دولتی میشود!
آن تشخیص خطا، نتیجه دلگرمی و اعتماد دربست به نسخههای وارداتی است!
این تجویز خطرناک، نتیجه غلبه نگاه سرمایهمحور و غیرانسانی در بودجهریزی است که اولویت خود را بهجای راضی کردن عموم مردم بر حفظ آرامش کلان سرمایهداران در شرکتهای دولتی، خصوصی و ترکیبی گذاشته تا خیلی راحت با بازی با نرخ ارز پول پارو کنند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/pVxbd
#صحیفه_سجادیه
#اقتصاد_ما را دریابید!
ابعاد و الزامات تحول در سبک زندگی!
برای تحول در سبک زندگی به یک بازوی فکری نیاز است که دو کار انجام دهد:
۱. ابعاد گوناگون تأثیر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن سبک زندگی را رصد کند!
۲. با رصد تحولات علمی و اهداف اسلامی، سیر تحولات ممکن و مطلوب در آن سبک زندگی را ترسیم کند (آیندهپژوهی)!
ایجاد یک سبک رفتاری را نباید به مثابه تیری در تاریکی دانست.
ایجاد هر سبک رفتاری، شروع یک جریان است که شاید هیچ نقطه انتهایی نداشته باشد:
۱. یا همان سبک اولیه ماندگار خواهد شد و منشأ شکلگیری سبکهای رفتاری نوینی خواهد شد (زنجیره یا درختواره).
۲. یا قاعده رفتاری اولیه تبدیل به قاعده رفتاری دیگری خواهد شد و این تبدیل مستمرا ادامه خواهد یافت (دو امدادی).
ویژگی ماندگاری و تولیدکننده بودن سبک رفتار، شبیه شمشیری دولبه بشارتها و هشدارهایی با خود دارد:
۱. اگر نمیتوانید تحولات بعدی متفرع بر ایجاد سبک رفتاری (غ) را پیشبینی کنید، توقف کنید!
یا اگر احتمال میدهید ایجاد قاعده رفتاری (غ) منجر به قاعده رفتاری (غ.ل) شود و در گام بعد، تبدیل به قاعده رفتاری (غ.ل.ط) شود، پیشاپیش جلوی (غلط)کردن را بگیرید!
۲. میتوانید با ایجاد یک قاعده رفتاری با درجه ارزش «1»، جامعه را برای پذیرش قاعده رفتاری با درجه ارزش «2» آماده کنید و شاید تا بینهایت!
اولا انسانها دارای سطوح متنوعی از دانش، گرایش و قدرت هستند و این تنوع، منجر به تحقق «رفتار طیفی» از افراد انسان میشود بهگونهای که در جامعه «الف» قواعد رفتاری با سطوح نازل دانش، گرایش یا قدرت رواج دارد اما در جامعه «ب» میتوان قواعد رفتاری با سطوح عالی دانش، گرایش یا قدرت مشاهده کرد! بنابراین جوامع نیز مثل افراد میتوانند پیشرفتهتر، رشدیافتهتر و متعالیتر از دیگر جوامع شوند!
ثانیا متناسب با این تنوع مولفههای رفتار و طیفی بودن رفتار، احکام شرعی نیز بهصورت طیفی تشریع شده است که نمونه آن وجود احکام مستحب و مکروه در شرع است!
بنابراین دولت اسلامی میتواند با ارتقای مستمر سطح دانش، گرایش و قدرت مردم، سبکهای رفتاری دارای درجه ارزش برتر را رواج دهد!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/ptxze
#اقتصاد_ما را دریابید!
تا گوساله گاو شود!
یکی از هزاران تفاوت بنده با خدا در این است که خدا همینکه اراده کند محقق میشود و نیاز به گفتن و دستور دادن و نهی کردن ندارد!
چنانکه امام سجاد علیهالسلام در فراز ۳ دعای ۷ صحیفه سجادیه به این حقیقت توحیدی و تفاوت اساسی توجه دادهاند:
"فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ مُؤْتَمِرَةٌ!
وَ بِإِرَادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ!
پس همه چیز به خواست تو، بدون سخنت، فرمانبردارند!
و به ارادۀ تو، بدون نهيت، بازداشته شدهاند!"
اما ما بندگان نه!
به تعبیر رهبر حکیم انقلاب اسلامی، آسانترین کار برای ما دستور دادن است!
اما نه آسان مفید بلکه آسانی که باید هزار مقدمه و موخره دشوار و زحمت و تلاش به آن ضمیمه شود تا مفید واقع شود!
تا گوساله گاو شود، دل مادرش کباب شود!
اما قبل از دستور، باید تعلیم و تبیین و تبلیغ و ترویج و تقنین و مهارتافزایی و تولید سختافزار انجام شود تا بذر کار خیر، تبدیل به نهالی تناور شود!
امّا بعد از دستور، باید پیگیری و مراقبت و استمرار و تشویق و هشدار و حمایت و سرمایه در گردش و مواد اولیه و ممانعت از واردات و مشوق صادرات یا مشوق عدم صادرات و دهها پیوست دیگر به آن ضمیمه شود!
اجازه بدهید ضربالمثل گوساله را متناسب با این یادداشت با زبان تولیدکنندگان زحمتکش ویرایش کنم:
تا گوساله گاو شود، دل گاودار کباب شود و کمرش زیر بار تامین ارز واردات خوراک دام خم شود و دستش جلوی بانکهای دولتی و خصوصی دراز شود!
اگر مجبور نشود بهخاطر عدم دسترسی به خوراک دام و گرانی دلار و نداشتن نقدینگی کافی دام مولدش را ذبح کند!
این داستان تلخ تولید است در کشور ما که مواد اولیه داخلی و خارجی تابع دلار است و دلار تابع منافع کثیف دارندگان دلارهای ملّی که با آن معامله ارث پدرشان را میکنند!
این است داستان تلخ "لازم اما ناکافی" که تا به حذف ارز ترجیحی اعتراض میشود، میگویند:
خلاف نظر رهبر انقلاب اسلامی سخن نگویید! ایشان فرمودند: این کار لازمی بود!
بله ایشان فرمودند: لازم بود!
اما هرگز نفرمودند: کافی بود!
برای اینکه کافی شود، باید افسار سگ نجس دلار کشیده شود و نتواند اثر سیاستهای ارزی دولت را خنثی کند!
مگر نه اینکه ایشان در حکم تنفیذ رئیسجمهور شهید رحمتاللهعلیه بر تقویت ارزش پول ملّی تاکید فرمودند!
دولت اگر بنا دارد حذف ارز ترجیحی کند و تشخیص میدهد امروز هم این کار لازم است، شرط اولش این است که سازوکاری برای حفظ و تقویت ارزش پول ملی تعریف کند!
نمیشود که سنگ ارز ترجیحی را ببندید اما سگ نجس دلار را رها کنید!
برای اینکه لازم کافی شود، باید سکان اقتصاد کشور دست دانشمندان مومن جگرداری چون دکتر ناصر شرافت جهرمی و مرحوم دکتر پرویز داودی باشد!
دلیل: تجربه اوایل دهه هفتاد که تورم ۵۰٪ را زیر یکسال به زیر ۲۵٪ رساند!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/pTlXn
#صحیفه_سجادیه
#اقتصاد_ما را دریابید!
نقشهای زنانه در اقتصاد اسلامی!
درون مرزهای علم و دین، دولت اسلامی میتواند برخی محدودیتهای موقت را تا برطرف شدن محدودیت امکانات اعمال کند!
مثلا اگر فرصت اشتغال برای همه زنان و مردان وجود ندارد، باید اولویت را به اشتغال مردان داد!
زیرا براساس قوانین شریعت وظیفه تأمین هزینههای زندگی بر عهده مرد است!
همچنین اگر فرصت اشتغال برای همه مردان وجود ندارد، باید اولویت را به اشتغال مردان متأهل داد!
زیرا براساس قوانین شریعت، مرد متأهّل، مسئول تأمین هزینه همسرش نیز هست.
مراعات این قوانین شرعی اقتضا میکند:
اولا درآمد کافی به مشاغل مردانه داده شود تا بانوان مجبور نشوند از سر اضطرار و برای تامین مایحتاج زندگی وارد بازار کار شوند و رونق محیط خانه و خانواده تحتالشعاع قرار گیرد!
یکی از آسیبهای سرکوب حقوق دارندگان حقوق ثابت همچون کارمندان و کارگران، همین است!
ثانیا اشتغال مفید و مناسب به میزان کافی وجود داشته باشد تا زنان علاقهمند به اشتغال، فرصت اشتغال مناسب با مراعات اصول شرعی را داشته باشند و بتوانند اشتغال خود را با رعایت شئون مادری و همسری و کدبانوگری انجام دهند!
رونق مشاغل خانگی و خانوادگی و محلّی و زنانه، کمک شایانی به اقتصاد کارآی مویرگی و فراگیر شدن تولید میکند؛ زیرا فراگیر شدن تولید در جامعه به حضور سالم همه اعضای خانواده بدون ضربه خوردن به رونق محیط خانواده بستگی دارد.
این مهم محقق نمیشود مگر با رونق اقتصاد خرد خانگی زنانه مستقل از کار بیرون از خانه مردانه.
لازمه این تحول در نظام اقتصادی، تغییر رویکردها درباره اشتغال زنان، از نظام کار بیرون از خانه و مختلط بین زن و مرد در ادارات و کارخانهها و کارگاهها است که سوغات شوم تمدن کاریکاتوری غرب است و با اصول فطری و شرع اسلام سازگار نیست.
کار بیرون از خانه، در مورد مشاغلی چون آموزش و درمان پذیرفته است!
کار مختلط، در حد ضرورت و اضطرار پذیرفته است نه بهعنوان قاعده زندگی اجتماعی و اقتصادی!
این کار، به دو نقش تولیدی زن ضمیمه میشود:
۱. تربیت مرد و نسل آینده!
این تربیت، یک تربیت کم هزینه و دائمی و عمیق است و با تربیت مصنوعی و پولی تفاوت از زمین تا آسمان دارد!
۲. خدمات بیمنّت و بیهزینه از سر عشق و محبت در خانه! اهمیت و حجم صرفهجویی ناشی از این بخش خدمات زنان و دختران برای اقتصاد خانواده و کشور را میتوانیم در مواقع سفر یا خریدهای آماده از بیرون درک کنیم!
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/prUMs
#اقتصاد_ما را دریابید!
مردان میدان! زنان میدان!
عبور از دشواریها و تنگناها، مرد میدان میخواهد!
مرد میدان، یک اصطلاح است در ایران اسلامی برای همه زنان و مردان آتش به اختیاری که دانش و مهارت و انگیزه بالایی برای برافراشتن پرچم عزّت ایران اسلامی دارند!
کسانی که میتوان روی کمک آنها در مواقع خطر حساب کرد!
کسانی که در سختیها اول صف و در دریافت امتیازات آخر صف هستن!
کسانی که بیش از لذت بردن بابت استفاده از نعمتها، از تماشای نشاط و رفاه مردم خوشحال میشوند!
آنگونه که مولایشان امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند لذتشان در اِطعام است نه طعام!
در این ویژگی ارزشمند، مرد و زن میتوانند در میدان باشند!
هرچند مرد و زن بهسبب تفاوتهای خدادادی که دارند، در میدانهای متفاوتی میداندار هستند!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۴ دعای ۷ صحیفه سجادیه به ارزش پادررکابی در حل مشکلات دیگران توجه میدهند و خدا را بالاترین مصداق مشکلگشا و اولین و آخرین پناه همه مردم و الگوی همه مردان میدان معرفی مینماید و خدا را به این صفات کمال تمجید میکند:
"أَنْتَ الْمَدْعُوُّ لِلْمُهِمَّاتِ!
وَ أَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمَّاتِ!
لاَ يَنْدَفِعُ مِنْهَا إِلاَّ مَا دَفَعْتَ!
وَ لاَ يَنْكَشِفُ مِنْهَا إِلاَّ مَا كَشَفْتَ!
تويى آنکه خوانده شده براى دفع دشوارىها!
و تويى فريادرس در سختىها!
از سختیها جز آنچه تو دور كنى، دور نمىگردد!
و از دشواریها جز آنچه تو برطرف كنى، برطرف نمىشود!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/ptVFt
#صحیفه_سجادیه
#اقتصاد_ما را دریابید!
صدا، نور، حرکت و زندگی!
سبک زندگی، محصول تعامل دین و علم است!
دین در یک تقسیم، مشتمل بر هستها و بایدها یا اصول عقاید و شرع است!
شرع، صدای حقیقت است!
علم، نور و تصویر حقیقت است!
ایمان، محرّک حرکت انسان است!
شرع یعنی قسمت عملیاتی دین که شامل احکام مختلف مربوط به نحوه ارتباط مکلفان (مردم و دولت) با خدا، با دولت، با مردم و با طبیعت است!
شرع، شکل زندگی را ترسیم میکند!
روح زندگی، محصول ایمان به اصول اعتقادی دین است همچون ایمان به خدا!
علم دینی [طبق یک تعریف]، از دلالتهای خبری گزارههای موجود در قرآن و سنّت بهدست میآید.
علم تجربی هم که محصول تجربه بشری است.
هر دو نوع علم، برای قواعد و ضوابط مطرح در شرع، موارد و مصادیق تعیین میکنند.
مثلا وقتی علم بگوید: «مصرف کالای (ط)، برای مردان منشأ ضرر قابل توجه است» با انضمام این گزاره شرعی که «مصرف هر کالای مضری حرام است» نتیجه میشود: «مصرف کالای (ط)، بر مردان ممنوع است».
یا مثلا شرع، میتواند محدودیتهای قطعی دقیق در این دامنه ایجاد کند و علم آن را تفسیر میکند!
مثلا وقتی شرع میگوید:
«شرکت در جهاد نظامی، بر زنان واجب نیست»
علم دینی یا تجربی میگوید:
فلان اقدام، شرکت محسوب میشود یا نه؟
فلان وضعیت جهاد هست یا صرفا دفاع است؟!
فلان جهاد، نظامی محسوب میشود یا نه؟
و حتی فلانی زن هست یا مرد؟
همه اینها را علم روشن میکند. بنابراین این علم است که به قواعد و ضوابط شرعی مجال عملیاتی شدن در میدان زندگی را میدهد!
یک تذکر ضروری درباره استفاده از علم این است که:
درباره مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی، علم تجربی وقتی اعتبار دارد که مربوط به همان جامعه اسلامی در همان برهه زمانی باشد!
علم تجربی مربوط به زندگی بشر در محیط اجتماعی غرب، آینه شفافی برای به تصویر کشیدن وضعیت جامعه ما نیست!
همچنان که علم تجربی مربوط به زندگی صد سال پیش پدران و مادران ما نیز تصویر روشنی از وضعیت کنونی جامعه ما به دست نمیدهد!
تا چه رسد به اینکه بخواهیم علم تجربی دویست سال قبل زندگی بشر غربی را بر زندگی امروز خودمان منطبق کنیم!
"كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ!"(رحمان۲۹)
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/pXqFj
#اقتصاد_ما را دریابید!
شرایط حل مساله در اقتصاد ایران!
بسیار شده که گفتهایم یا شنیدهایم که "دیگر بریدم!"
گاه تحمل فهمش را نداریم!
گاه توان تفهیمش به دیگران را نداریم!
گاه هنر تفاهم بر سر مشکل را نداریم!
برای برخورد عاقلانه با مشکلات، اول باید مشکل را فهمید!
بعد باید مشکل را فهماند!
و در گام سوم باید بر سر مشکل تفاهم و همدلی کرد تا جامعه آماده حل مساله شود!
توقع نداشته باشیم کسی که مشکل را نفهمیده یا مشکل را طبیعی میداند یا مشکل را لازم یا خوب میداند، مرد میدان حل مساله شود!
توقع نداشته باشیم کسی که نمیتواند مشکل را بیان کند یعنی زبان گویا و دانش کافی ندارد، مرد این میدان شود!
و توقع نداشته باشیم کسانی که توانایی اقناع و همراهسازی مردم را ندارند، بتوانند مشکل جامعه را حل کنند!
کسانی باید سکان اقتصاد کشور را به دست بگیرند که درد اقتصاد ایران را بشناسند و برای اینکه به چنین شناختی برسند باید با مبنا و میدان آشنا باشند!
مبنا یعنی آرمانها و اصول و ضوابط اسلامی!
میدان یعنی امکانات و محدودیتها و مزایا و معایب اقتصادی کشور و جامعه ایران!
سکانداران اقتصاد ایران باید با عینک اسلام به ایران نگاه کنند تا بتوانند برای مشکلات ایران راهحلهای اسلامی پیدا کنند!
یکی از این لنزهای نگاه اسلامی، مراعات حال فقراء و ارتقای توانمندی فقرا تا رسیدن آنها به تامین نیازمندیهای معمول است نه اینکه خدای ناکرده هر سیاستی اتخاذ میشود، فقیر فقیرتر، ثروتمند تولیدکننده و باخاصیت درگیر هفتخوان تولید و ثرومند بیخاصیت قمارباز ثروتمندتر و راحتتر شود!
اگر با این لنز به بودجه نگاه کنیم، چند نقطه تاریک یا مبهم مشاهده میشود:
۱. مسکوت ماندن وام فرزندآوری و ازدواج!
۲. استمرار افزایش دستمزد کارمندان در حدود نصف تورم!
۳. اضافه شدن ۲٪ به مالیات بر ارزش افزوده که از مصرف کننده گرفته میشود از ۱۰٪ به ۱۲٪!
۴. حذف ارز ترجیحی که منجر به شتاب گرفتن تورم میشود و پس از اندک زمانی، یارانه پرداختی را میبلعد و مردم میمانند و تورم!
۵. راکد و ساکن ماندن بودجه عمرانی به میزان سال قبل که منافعش در قالب کالاهای عمومی و حاکمیتی به عموم مردم ازجمله فقرا میرسد و هزینههای فقرا را کاهش میدهد!
اگر در بر این پاشنه بچرخد، با تاسّف باید دولت و مجلس را در خدمت مرفّهان قمارباز بدانیم نه دولت و مجلس مستضعفان و تولیدکنندگان فداکار!
امام سجاد علیهالسلام در فراز ۵ دعای ۷ صحیفه سجادیه که به راههای رسیدن از حرَج به فرَج میپردازد، اهمیت شناخت درد و ابعاد آن را به مایادآور میشوند و درد خود را با خدای متعال درمیان میگذارد:
"وَ قَدْ نَزَلَ بِي يَا رَبِّ مَا قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ!
وَ الَمَّ بِي مَا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ!
اى پروردگار من!
بر من چيزى فرود آمده كه سنگينى آن بر من دشوار است!
و به من امرى وارد شده كه تحمّل آن مرا به مشقّت انداخته!"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/pRwJj
#صحیفه_سجادیه
#اقتصاد_ما را دریابید!
تحول منطقی در سبک زندگی!
برای تحول در سبک زندگی، تقدم دانش بر گرایش، طبیعی است!
بنا داریم نسبت به چیزهایی ایجاد گرایش کنیم که واقعی نباشد!
اجازه نداریم گرایشهای خرافی و موهوم را ایجاد یا تقویت کنیم. دانش و قدرت، در تقویت گرایش موثر است!
آنچه بد است گرایشی است که پیش از ایجاد دانش و قدرت، توسط دستگاههای هنری و تبلیغاتی ایجاد شود!
شبیه مانور تجملی که در رسانهها بهویژه امروزه در فضای اینستاگرام ترویج میشود!
تقدم چنین گرایشی بر قدرت، غیرمنطقی است؛ زیرا نشانه این است که دولت بدون فراهم کردن زمینههای تحقق رفتار، گرایش به انجام رفتار را به صورت عمومی گسترش میدهد!
این گسترش گرایش، وقتی شرایط برای عمومی شدن رفتار فراهم نیست، یعنی ترویج و تشویق به رفتار غیرمقدور که نتیجه آن سرخوردگی و نارضایتی عمومی خواهد بود!
دولت، باید قدرت بدنی، مهارت، ابزار و قانون را فراهم کند بعد در شیپور تشویق به رفتاری خاص بدمد!
اگر قدرت بدنی و مهارت فراهم نباشد، خودکم بینی و سرخوردگی شایع میشود!
اگر ابزار و امکانات فراهم نباشد، گسترش تقاضا برای امکانات و عدم تأمین این تقاضا، منجر به مشکلات اقتصادی چون «بازار سیاه»، «دلال بازی»، «تورم ناشی از فشار تقاضا»، «قاچاق» و «گسترش واردات و وابستگی به خارج» خواهد شد!
[هنر و افتخار بزرگ انقلاب اسلامی این بوده که فاصله لوکس بودن تا معمولی شدن بسیاری از کالاها را برای مردم کم کرده است!
همین هنر سیاستی و افتخار بزرگ، از نظر لیبرالها و توسعهچیهای غربگرا گناه بزرگ و نابخشودنی انقلاب است!]
اگر قانون فراهم نباشد، زمام رفتارها از دست دولت خارج میشود و خلأ قانون باعث شکلگیری عرفهای تحمیلی و چنددستگی اجتماعی خواهد شد!
بنابراین همواره باید ایجاد «گرایش» آخرین مرحله باشد!
بنابراین چهار ترتیب برای تحقق یک سبک زندگی مردود است و از اختلال و هرج و مرج در نظام سیاسی حکایت میکند:
۱. "گرایش/ دانش/ قدرت".
۲. "گرایش/ قدرت/ دانش"
۳. "قدرت/ گرایش/ دانش"
۴. "دانش/ گرایش/ قدرت"
ترتیب درست برای تحقق یک سبک زندگی یکی از این دو شکل است:
۱. "دانش/قدرت/ گرایش"
۲. "قدرت/ دانش/ گرایش"
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/ptjdz
#اقتصاد_ما را دریابید!
چهار شاخص ایمان کارگزاران اقتصادی
برونرفت از مشکلات، بدون سلطه امکان ندارد!
سلطه، نتیجه قدرت و جرات است!
قدرت، نتیجه دانش و مهارت و سختافزار و انضباط (قانون) است!
جرات، نتیجه ایمان و تجربه است!
"إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ!"(فاطر۱۰)
امام سجاد علیهالسلام در فراز۶ دعای ۷ صحیفه سجادیه به سلطه و قدرت برای برونرفت از مشکلات تذکر میدهند و خدا را بابت این دو صفت کمال تمجید میکند:
"وَ بِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ عَلَيَّ!
وَ بِسُلْطَانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ!
و تو به قدرتت آن پیشآمد را بر من وارد نمودى!
و به سلطۀ خويش آن را بهسوی من فرستادى!"
شرط اول جرات، ایمان و شرط بقای ایمان، عمل صالح است!
عمل صالح، شرط بقا و تقویت ایمان و نشانه صدق ایمان است!
کارگزاران دولت اسلامی در عرصه اقتصادی اگر بخواهند مومنانه عمل کنند، باید عمل صالح اقتصادی انجام دهند!
عمل صالح اقتصادی، پیگیری و عملیاتی کردن راهبردهای اقتصادی قرآن کریم است:
۱. نفی تبعیض؛ یعنی توازن و دسترسی عادلانه به امکانات!
یعنی فقرا پایمال جولان ثروتمندان نشوند!
چه ثروتمند تولیدگر چه ثروتمند مرفه مفتخور قمارباز!
یعنی احدی نباید زیر چرخ توهم توسعه لِه شود!
یعنی مانور تجمّل ممنوع!
یعنی یا همه با هم یا هیچکس!
"كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنكُمْ!"(حشر۷)
۲. نفی سبیل؛ یعنی ترجیح مردم جامعه اسلامی در استفاده از امکانات جامعه اسلامی بر بیگانگان!
یعنی در اقتصاد هم خودی و غیرخودی داریم منتها بر محور جامعه اسلامی و دیگران!
یعنی دلاری فروشی در داخل به تولیدکننده و مصرفکننده ممنوع!
یعنی جهانیفروشی [اگر چنین واژهای معنای درستی داشته باشد!] بماند برای وقتی که ما هم از منافع جهانی به اندازه خودمان بدون دغدغه استفاده کردیم!
وقتی که تحریم و تبانی علیه ما نبود!
"لَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا!"(نساء۱۴۱)
۳. نفی قماربازی؛ یعنی کسب درآمد براساس تلاش و کار مفید تولیدی و تجاری باید باشد نه سوار شدن بر موج تلاطم بیحاصل نرخ طلا و ارز و زمین و خانه و خودرو!
یعنی نفی اکل مال به باطل در روابط اقتصادی!
"يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ!
قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ!
وَ إِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا!"(بقره۲۱۹)
۴. نفی کنز؛ یعنی مبارزه با احتکار ارز و ارزاق و زمین و خودرو!
یعنی مبارزه با خلق پول خانوادگی گرگها و خوکهای خصوصی!
"الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ!
وَ لَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ،
فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ!
يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ!
فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ!
هَٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ!
فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ!"(توبه۳۴_۳۵)
https://eitaa.com/egtesade_ma
در فارس:
https://fna.ir/poMec
#صحیفه_سجادیه
#اقتصاد_ما را دریابید!