📸 #گزارش_تصويري
🔸اجرا در راهپیمایی ۲۲ بهمن
📆 سهشنبه ، ۲۲ بهمنماه ۹۸
آقا طه ... پسر بامعرفت و زحمتکش
❣ #ببخشای_اگر_از_تو_دم_میزنم
[ @ehsanSaadi ]
📸 #گزارش_تصويري
🔸اجرا در راهپیمایی ۲۲ بهمن
📆 سهشنبه ، ۲۲ بهمنماه ۹۸
اجرای حماسی و هنرمندانه دانشآموزان عزیزم
❣ #ببخشای_اگر_از_تو_دم_میزنم
[ @ehsanSaadi ]
📸 #گزارش_تصويري
🔸اجرا در راهپیمایی ۲۲ بهمن
📆 سهشنبه ، ۲۲ بهمنماه ۹۸
کنار دانشآموزان عزیزم
❣ #ببخشای_اگر_از_تو_دم_میزنم
#معلمی و #مدرسه
#باغبانی_فرهنگ
[ @ehsanSaadi ]
طوطی مولایم ای صاحبدلان
این نگنجد در ضمیر عاقلان !!!
گر نباشد جذبه روشن نیستم
این که غوغا میکند من نیستم
گاهی زیبایی در سادگیاست ...
🔸 طرحی ساده با حال و هوای سنتی، تقدیم به محضر مادر سادات که میدانم ساده از آن نخواهند گذشت !
#خوشا_آنانکه_از_او_مینویسند
#طراحی
#هنر
[ @ehsanSaadi ]
ندبه خوان.mp3
2.01M
🎧 #مثل_کُمیت | برای مادرِ منتظرم ❤️
🍂 روز جمعهاست و در آستانهی #روز_مادر
📆 اجرای خیابانی ، نیمهشعبان ۹۵
ندبه خوان با دو چشم تر، جمعه
رفت مادر به سمت در، جمعه
كوچه را شست،آب و جارو كرد
مثل هرهفته، مثل هر جمعه
سر كوچه نشست تا خود ظهر
تا بیایى تو از سفر، جمعه
چهل و چند سال منتظر است
آه...! بس نیست اینقدر جمعه؟
تشنه ام اى همیشه رود بیا
مادرم تا نرفته ... زود بیا 😭
⚠️ بابت کیفیت پایین ضبط عذرخواهم! هرچند کیفیت پایین ضبط، بر زیبایی کار افزوده ...
#ببخشای_اگر_از_تو_دم_میزنم
[ @ehsansaadi ]
#اعلام_برنامه | جشن بزرگ خیابانی #بر_دامان_بهشت
🔸 #معلمی و #مدرسه
#ببخشای_اگر_از_تو_دم_میزنم
[ @ehsansaadi ]
ما عقل خويش بر سر عشق تو باختيم
بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد
خدمتگذار اهل خرابات اگر شدی
ایام نوکری تو شاهانه بگذرد
🌼 #جز_زیبایی_ندیدم | چندتا روحانی گم کردیم!
✍ همه پای کار بودند. هرکسی دغدغهی زیبای انجام بخشی از کارهای جشن رو داشت. یکی پارو گرفته بود. یکی پای تلفن، حرصِ شیرینِ هماهنگیهای جشن رو میخورد. یکی دنبال مجوز برگزاری جشن بود و یکی فریاد میزد: بچههاااا ... صندلیها رسییییید!
از درب مدرسه که بیرون اومدم، رانندهی وانتی رو دیدم که بهشدت شبیه مدیر روحانی مدرسهمون بود!!!
... واقعا حاجآقای خودمون بود؟ آره ... حاجآقا لباسهاش رو عوض کرده بود و با لباس نوکری نشسته بود پشت وانت... چه صحنه زیبایی!
کمی اونطرفتر یکی دیگه رو دیدم ... توی ایستگاه صلواتی!!! ذکر میگفت و با لباس مبدل مشغول تدارک پذیرایی جشن بود... با همون خندههای همیشگی!
یکی دیگه میگفت: دوسه ساعت بیشتر نخوابیدم این دوسه روز. لباسهای روحانیتش رو درآورده بود و با دشداشه کنار بچهها بود. بله ... اینها لباس مبدل میپوشن و میان بین مردم... برای خدمت!
#خداقوت
۲۷ بهمنماه ۹۸