امروز مربی سیار کانون این پاکت دست ساز کوچک را نشانم داد داخلش هم آن نوشته بود. پرسیدم. در حالی که چشمانش به اشک نشسته بود گفت دیروز دختربچه سوم ابتدایی در یکی از روستاهای اطراف اراک این را به او داده. چه بسیار از این کودکان که دوستدار کتاب هستند و اطراف ما مشتاق فعالیت فرهنگی.
کتاب فلسفه کودکی(نظریه ادبیات کودک و مفهوم کودکی) اثر کرت بی متیوز را امشب تمام کردم. این کتاب ترجمه سعید و مریم حسامپور است و در ۱۴۴ صفحه توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است. بسیاری از مطالب کتاب تجربه شخصی اوست و تفکر فلسفی در کودکان را از دختر ۴ ساله خودش مثال میزند.
دیدگاه فیلسوفان درباره کودکی، پیاژه و فلسفه، رشد اخلاقی، حقوق کودکان، کودکی و مرگ، ادبیات برای کودکان و هنر کودک بخشهایی از این کتاب هستند. جدا از نارسایی برخی قسمتها در ارائه مفهوم و برخی ایرادات فاحش ویراستی و تایپی این کتاب برای ورود به فلسفه کودکی مناسب است.
بدایة الحکمة-دکتر منصوری-جلسه۰.m4a
زمان:
حجم:
22.9M
#حوزه_اندیشه_و_هنر_انقلاب_اسلامی
🎶 صوت اولین جلسه متن خوانی «درنگ و دانایی» در اراک
📚 کتاب بداية الحکمة سید محمدحسین طباطبایی - دکتر احسان منصوری
┄┅═✧❁ 🍃🌸🍃 ❁✧═┅┄
🍃 با حوزه هنری در شبکه های اجتماعی همراه باشید:
🆔 @Artmarkazi
🌐 https://zil.ink/artmarkazi
📌 #حوزه_اندیشه_و_هنر_انقلاب_اسلامی
‼️ اطلاعیه تغییر زمان برگزاری برنامه
📚 جلسه دوم از سلسله جلسات متن خوانی «درنگ و دانایی» فردا یکشنبه از ساعت ۱۵ در محل حوزه هنری برگزار می گردد.
📌مکان: اراک، خیابان جهاد - خیابان وحدت اسلامی، حوزه هنری استان مرکزی
┄┅═✧❁ 🍃🌸🍃 ❁✧═┅┄
🍃 با حوزه هنری در شبکه های اجتماعی همراه باشید:
🆔 @Artmarkazi
🌐 https://zil.ink/artmarkazi
STE-007.mp3
زمان:
حجم:
16.4M
#حوزه_اندیشه_و_هنر_انقلاب_اسلامی
🎶 صوت دومین جلسه متن خوانی «درنگ و دانایی» در اراک
📚 کتاب بداية الحکمة سید محمدحسین طباطبایی - دکتر احسان منصوری
┄┅═✧❁ 🍃🌸🍃 ❁✧═┅┄
🍃 با حوزه هنری در شبکه های اجتماعی همراه باشید:
🆔 @Artmarkazi
🌐 https://zil.ink/artmarkazi
بسم الله الرّحمن الرّحیم
صَلَواتُ اللهِ و ملائِکتِه و حَمَلةِ عَرشه و جَمیعِ خَلقهِ مِنْ اَرضِه و سمائه عَلَی سِرِ الأسرارِ العَلیَّه و خَفیَّ الأرواحِ القُدسِیَّهِ ، مِعراجِ العُقُولِ ، مَوصِلِ الأصولِ ، قُطبِ رِحَی الوُجودِ ، مَرکَزِ دایِرَهِ الشُّهودِ ، کَمالِ النَّشأهِ و مَنشَأِ الکَمالِ ، جَمالِ الجَمیع و مَجمَع الجَمال، الوُجودِ المَعلومِ و العِلمِ الوجودِ، المائِلِ نَحوَهُ الثّابِتِ فی الوُلُودِ ، المُحاذی لِلمرآتِ المُصطَفَویّهِ ، المُتَحَقِّقِ بِالأسرارِ المُرتَضَویّهِ ، المُتَرَشِّحِ بالأنوارِ الإلهیّهِ ، المُربّی بالأستارِ الرُّبوبیَّهِ ، فَیّاضِ الحَقائِقِ بِوُجُودِه ِ، قَسّامِ الدّقایقِ بِشُهودِهِ ، الإسمِ الأعظَم الإلهی ، الحاوی للنَّشآتِ الغَیرِ المُتناهی ، غَوّاص الیَمِّ الرَّحمانیَّهِ ، مُسلِکِ الآلاءِ الرَّحیمیَّهِ ، طُورِ تَجلّی اللّاهوتیَّهِ ، نارِ شَجَرَهِ النّاسوتیَّهِ ، نامُوسِ اللهِ الأکبَرِ، غایهِ البَشَرِ، أبی الوَقتِ ، مَولَی الزَّمانِ ،الّذی هُوَ لِلحَقِّ أمانٌ ، ناظِمِ مَناظِمِ السِّرِ و العَلَنِ ، أبی القاسِمِ مُحَمَّدِ بن الحَسَن ، علیه الصَّلوه و السّلام.
#شعبان
#آخرین_یادداشت
🔴 روایت مرحوم مسعود دیانی از «تجارت سرطان»
✍️ مسعود دیانی، دین پژوه و مجری رسانهی ملی
عمل جراحی سخت و سنگین بود. نزدیک به ده ساعت وقت برده بود. حدس نمیزدیم از عمل اول سختتر باشد. که بود. در جراحی اول معده و طحال و نیمی از کبد و پارهای ازمری و غدد فوق کلیوی را برداشته بودند. در جراحی دوم دیافراگم و روده و بخش دیگری از مری را. این بار مجبور شده بودند تیغها راتا پشت قلب ببرند. و این یعنی احتمال مرگ مضاعف. میانهی جراحی باز از فاطمه رضایت گرفته بودند که خطر مرگ را با تصمیم جدید بپذیرد. امضا کرده بود و میشد حدس زد مادرم، برادرم، فاطمه و دوستانم چه رنج و زجر وحشتناکی از سر گذرانده بودند. تا من نیمهشب از اتاق عمل بیرون بیایم. با لولهای در روده که قرار بود از یکی دو هفتهی بعد دهان جدیدم شود. برای خوردن غذاها و داروهایی که فقط میتوانستند مایع باشند. و با سرنگ به روده تزریق شوند. مابقی درد وحشتناک بود، اضمحلال تن بود. و سکوت.
حالا دیگر کسی حرفی برای گفتن نداشت. این آخرین عمل جراحی ممکن روی بدن یک انسان بود. و ما به نقطهی صفر که نه، به ماقبل صفر برگشته بودیم. هنوز لکههایی از تودههای سرطانی در کبد مشاهده میشدند و باید میسوختند. احتمالا آن هم بیحاصل. حالا اما میتوانستیم پرسشی که چند ماه پیش اجازه نیافت با آرامش و به دور از هیجان جواب بگیرد را دوباره مطرح کنیم. هرچند پاسخ این بارمان مشخص بود. دیگر نه تن به عمل میدادیم، نه با شیمیدرمانی به تماشای خاکستری خود مینشستیم. اما هشت ماه پیش چه؟
هنوز هم حق جانب پزشک اول نبود که سایهی سنگین مرگ را در این بیماری میدید و ما را به انتخاب روش تسکینی به جای روش تهاجمی دعوت میکرد؟ حالا بعد از تحمل انبوه درد و زخم و ویرانی عمل و شیمیدرمانی، بعد از صرف چندصد میلیون تومان هزینه، بعد از زمینگیر شدن و خانهنشین شدن و فلج شدن در امور روزمره، بعد از اینکه آیه و ارغوان ماهها پدرشان را جز افتادهای بیجان و ملول بر تخت ندیدند باید به افتخار امید و مقاومت و توکل کف میزدیم؟
وقتی پژوهشهای علمی نشان میدادند که عمل جراحی در سرطان پیشرفته و متاستاز داده بیفایده است، از در بیرونش کنی از پنجره برمیگردد. عدد بقا زیر یکسال است، آنهم به عذاب. اجازه نداشتیم جور دیگری تصمیم بگیریم که متهم به ترس از شیمیدرمانی و زهرناکیاش نشویم؟ انگ بیمسئولیتی نخوریم؟ ضد علم و خرافاتی به حساب نیاییم؟ و داغ ننگ بیایمانی روی پیشانیمان ننشیند؟
بهگمانم تجارت درمان سرطان در روزگار ما خوب خودش را به مفاهیم دینی و روانشناسی و ارزشهای اخلاقی چسبانده بود. میمکید. و قهرمان میساخت؛ ساکت و ویران و مظلوم.
📌 @ponezs
🔻سید عبدالله انوار در ۹۸ سالگی درگذشت
🔹او از دانشمندان و مترجمان ایرانی، ریاضیدان، منطقدان، موسیقیدان، تاریخدان، فلسفهپژوه، تهرانشناس، حقوقدان، نسخهپژوه، نسخهشناس، ادیب، فهرستنویس و متخصص متونکهن بود.
🔹تدوین یکی از حروف لغتنامه دهخدا، تدوین ۱۰ جلد فهرست نسخههای خطی و تصحیح بسیاری از متون مشهور مانند جهانگشای نادری از فعالیتهای انوار است. او به ۳ زبان عربی، فرانسوی و انگلیسی هم تسلط داشت.