eitaa logo
احسان تبریزیان
1هزار دنبال‌کننده
153 عکس
126 ویدیو
12 فایل
این کانال جهت به اشتراک گذاشتن و نشر اشعار و معارف اهلبیت تشکیل شده است. نظرات شما یاری دهنده ماست...
مشاهده در ایتا
دانلود
سرِمستور خدا پشت نقاب فاطمه‌است علم‌عالم صفحه‌ای بین‌کتاب‌فاطمه‌است فاطمه نورعلي‌نور است پس‌خورشیدهم درحقیقت ذره ای از بازتاب فاطمه است هاجر وآسیه و مریم کنیز خانه اش جبرئیل‌آن خادم پادررکاب‌فاطمه است دسته دسداس او چرخانده‌چرخ‌روزگار برکت نان همه از آسیاب فاطمه است دست ما و رشته‌ی‌حبل‌المتین‌چادرش ریشه‌عفت،حیا،غیرت،حجاب فاطمه‌است ازمحبینش شفاعت می‌کند روز حساب چشم‌امیدم به‌لطف‌بی‌حساب فاطمه‌است ذکریازهرا کلید دربهای بسته است درب اصلی بهشت ازسوی باب فاطمه‌است خطبه ای ازاستقامت خواندزهراپشت در ماندنِ پای ولی فصل‌الخطاب فاطمه‌است فاطمیه،رزق سالش را گرفته پیر ما هرچه دارد انقلاب از انقلاب فاطمه‌است اسم‌رمز‌فتح میدان‌نام‌زهرا‌بوده‌است ذکرسربندشهیدان نام زهرابوده‌است یاری مظلوم اگر مقصودراه فاطمه‌است پشت ظلم ظالمان همواره آه فاطمه‌است روبروی‌ظلم‌هرکس‌صف‌کشیده‌تا‌ابد دست‌حق‌پشت‌وپناهش‌درسپاه‌ فاطمه‌است چادرزهرای اطهر تکیه گاه مرتضاست ذوالفقار‌شیرمردان‌تکیه‌گاه‌فاطمه‌است کمیمیایی که یهودی‌را مسلمان‌می‌کند گردوخاک گوشه‌ی چادرسیاه فاطمه‌است دشمن زهرای‌اطهر تاقیامت ابتراست آیه‌آیه سوره ی‌کوثر‌گواه فاطمه‌است کل‌جمهوری زهرایی‌ایران‌صحن‌اوست رونق‌این شیعه خانه از نگاه فاطمه‌است حاج‌قاسم گفت:جمهوری‌اسلامی‌حرم این‌حرم تاصبح‌محشر‌درپناه فاطمه‌است @torabeabootorab
یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد عیسی شود آن خسته که بیمار تو باشد.. هر چاکِ قفس، از تو خیابان بهشتی‌ست خوش‌وقت اسیری که گرفتار تو باشد سیلاب قیامت به نظر موج سراب است آن را که نظر والهِ رفتار تو باشد.. خوابی که به از دولت بیدار توان گفت خوابی‌ست که در سایۀ دیوار تو باشد از چشمۀ خورشید جگر سوخته آید هر دیده که لب‌تشنۀ دیدار تو باشد در رشته کشد گوهر خورشید، نگاهش چشمی که به رخسار گهربار تو باشد «صائب» اگر از خویش توانی به در آمد این دایره‌ها نقطۀ پرگار تو باشد 📝
هدایت شده از KHAMENEI.IR
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 ببینید؛ نماهنگ جدید KHAMENEI.IR 📹 مثل فرعون ✏️ رهبر انقلاب: آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، ✏️ از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، 👈 این هم سرنگون خواهد شد. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ 🎨 در همین موضوع پوستر «مثل فرعون» را از اینجا ببینید. 📥 سایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از خبرگزاری فارس
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 همه به این خیزش مردمی دعوتیم @Farsna
هدایت شده از ایران ما
39.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 سرود شنیدنی در مهدیه معلی که زودتر از موعد به دلیل اتفاقات اخیر در کشور پخش شد. 🔹 «مهدیه معلی» از شب مبعث، جمعه ۲۶ دی‌ماه، تا نیمه شعبان هر شب حوالی ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه سه سیما ┄┅═☫ همیشه با خبر، با ما ☫═┅┄ @iraan_ma
🎥 آن منتظرالسلطنه‌های سرِکاری! 🔹مجید تال شاعر آیینی کشور عزیزمان در پی اغتشاشات اخیر مزدوران جنایتکار، شعری جدید سروده است: از شورش و از فتنه و تشویش به دوریم امروز عزادار جوانانِ غیوریم ما هم گله داریم از این وضع گرانی اما نه به آشوب، نه با سنگ‌پرانی! آشوب‌گری چارهٔ اوضاع وطن نیست ای هم‌وطن این قائله کارِ تو و من، نیست اهل گله با هم‌وطنش جنگ ندارد در دست خودش اسلحه یا سنگ ندارد خائن شده این مرتبه طغیانگر و سرکش این‌بار به میدان زده با شیوه‌ی داعش مأمور به تخریب مساجد، اموی‌ها مشغول به سلاخی مردم، رجوی‌ها آتش‌زده آتش حرمِ سبز قبا را وحشی‌شده، ای وای که قرآن خدا را حرمت‌شکنی این‌همه نه از سر خامیست آتش به حسینیه زدن، کار حرامیست تردید نداریم که صهیون به کمین است آشوب کجا خواسته‌ی معترضین است مظلوم‌کشی، حیله‌گری شیوه‌ی گرگ است این بی‌شرفی عادت شیطان بزرگ است وضعیت این خانه، به بیگانه چه مربوط؟! این خطّه به آن قاتلِ دیوانه چه مربوط؟! از خصم نگیریم در این قائله دستور دلسوز وطن نیست جنایت‌گر مزدور با خلق ندارند برادر، سَرِ یاری آن منتظرالسلطنه های سرکاری در خواب ببینند که کوتاه بیاییم! با قاتل شیران وطن، راه بیاییم عمریست که بارَش نرسیدست به منزل چشمش بشود کور که ایران شده همدل افتاده اگر قائله در کشور حیدر هیهات اگر آشفته شود لشکر حیدر ما پای وطن بی برو برگرد بمانیم صد مرتبه خواندیم، ولی باز بخوانیم «باید ز سَرِ صدق بر این خاکِ‌ در افتاد با آل علی هر که درافتاد، ورافتاد!» @qomirib
اگر بناست که از حق تهی شود سخنم خوشا که خشک شود طبع شاعری که منم «وطن بسوزد» و من زنده باشم و سرخوش؟ وطن بسوزد و من زنده..، -خاک بر دهنم- به خرده گیری این سنگ‌های هرزه بگو اگرچه آینه‌ام من ولی نمیشکنم منی که سروم و عمریست ریشه ام اینجاست چگونه باید از این آب و خاک دل بکنم مرا ادامه کرببلا تصور کن مرا سری است که سنگین شده است بر بدنم مرا ادامه کرببلا تصور کن زره که هیچ، ببین پاره است پیرهنم مرا ادامه کرببلا تصور کن به بوریا خوشم و بی نیاز از کفنم هزار سال پس از مرگ اگر ببینندم هنوز گریه کنم من، هنوز سینه زنم صدای زوزه بلند است دور و بر اما نمی‌رسد به بلندای پرچم وطنم به سلطنت طلبان هیچ التفاتم نیست که من اگرچه غلامم غلام «پنج‌تن»ام 🆔@goosheye_oshagh
بسته‌ست همه پنجره‌ها رو به نگاهم چندی‌ست که گمگشتۀ در نیمۀ راهم حس می‌کنم آیینۀ‌ من تیره و تار است بر روی مفاتیح دلم گرد و غبار است از بس که مناجات سحر را نسرودم سجادۀ‌ بارانی خود را نگشودم پای سخن عشق دلم را ننشاندم یعنی چه سحرها که ابوحمزه نخواندم ای کاش کمی کم کنم این فاصله‌ها را با خمسه‌عشر طی کنم این مرحله‌ها را بر آن شده‌ام تا که صدایت کنم امشب تا با غزلی عرض ارادت کنم امشب ای زینت تسبیح و دعا زمزمه‌هایت در حیرتم آخر بنویسم چه برایت؟ اعجاز کلام تو مزامیر صحیفه‌ست جوشیده زبور از دل قرآن به دعایت در پردۀ‌ عشاق تو یک گوشه نشسته‌ست صد حنجره داوود در آغوش صدایت از بس که ملک دور و برت پر زده گشته‌ست «پیراهن افلاک پر از عطر عبایت» تنها نه فقط آینه در وصف تو حیران باشد حجرالاسود، الکن به ثنایت من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم عالم شده سجاده و افتاده به پایت
چه دست‌های قنوتی رسیده‌اند به ماه دعا بخوان که جهان با تو می‌شود همراه تویی نماز، تویی لحظه‌های راز و نیاز که هرکجا بروی می‌شود عبادتگاه تو راز خلقت سجاده‌های مهر به لب تو اشتیاق اذان، ظهر و عصر و شام و پگاه جماعتی به نماز تو اقتدا کردند نسیم، کوه، بیابان، درخت، رود، گیاه چه سر به مهر شده رازهای پیشانیت چه آتشی‌ست در این گریه‌های گاه به گاه علی شدی که بجنگی ولی به تیغ سخن تویی ادامۀ اعجاز سرخ ثارالله دعا سلاح تو و واژه‌ها سپاه تواند امام عشق نمانده‌ست بی‌سلاح و سپاه قیامِ واژه تو بودی در آن سکوت عمیق تمام کوفه سکوت و تمام شام نگاه تو با زبان دعا با جهان سخن گفتی جهانِ با تو امید و جهانِ بی تو تباه بگیر دست مرا و به آسمان برسان که سقف عشق بلند است و قدّ من کوتاه بخوان صحیفه که ما در هجوم دلهره‌ها به دست‌های دعای تو می‌بریم پناه دعا بخوان که دعای تو مستجاب‌ شود در انتظار نشسته جهانِ چشم به راه...
ناگهان پر می‌کشی دریا به دریا می‌روی آه ای ابر کرامت تا کجاها می‌روی... برنمی‌داری سرت را از بهشت سجده‌گاه کس نمی‌داند که هستی یا ز دنیا می‌روی آن‌چنان لبریزی از شور مناجات و دعا کز حضیض خاک تا اوج تماشا می‌روی... یک صحیفه نور می‌نوشد دلم تا با توأم من دلم می‌گیرد از این لحظه‌ها تا می‌روی صبر کن ای چشم بیدار تماشا لحظه‌ای آه... ما را هم ببر با خویش هرجا می‌روی...
در دل قصری مجلل، در اتاقی مرمرین در سرایی پرنیان‌پوش و حریری دلنشین با نسیم شب شکوه شمعدان خاموش شد قصر در خوابش فرو رفت و جهان بی‌هوش شد لحظه‌ای باران گرفت و ماجرا تغییر کرد خواب شیرین تو را آخر خدا تعبیر کرد چشم‌هایت را گشودی دیدی آن منظور را در دل رؤیای صادق درک کردی نور را خواب آن‌شب چشم‌های بسته‌ات را باز کرد قلب تو بیدار شد، آینده را آغاز کرد خوب دانستی که آن رؤیا فقط رؤیا نبود نور آن بانو که خواب از چشم‌هایت می‌ربود نور زهرا بود و غرق آفتابت کرده بود چشم تو روشن که زهرا انتخابت کرده بود آتش افتاده بر جانت چه زود آرام شد نور ایزد در وجودت شعلۀ اسلام شد.. سرنوشتی نو بنا کردی، جهانت جان گرفت راه سخت پیش رو را اشتیاق آسان گرفت از خراسان تا مدینه راه بسیار است؟ نه این مسیر آرزوهای تو دشوار است؟ نه در دلت عشق حسین بن علی روشن شده‌ست مرزها را درنوردیده‌ست و هم‌میهن شده‌ست شاه بانو! شهر را لبریز ایمان کرده‌ای چشم تو روشن، جهان را نورباران کرده‌ای آرزوهای بلندت را به سر آورده‌ای بانو از سوی خدا امشب خبر آورده‌ای در مسیر رشته‌های نور بالا رفته‌ای از میان آسمان قرص قمر آورده‌ای دختر ایران! عروس هاشمیون! حبّذا از تلاقی دو دریا صد گهر آورده‌ای آینه در آینه این طفل تکثیر علی‌ست خوب‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر آورده‌ای می‌شود فهمید از لبخند پرمهر حسین بهترین فرزند را از هر نظر آورده‌ای شهربانو لحظۀ مادر شدن لختی بخند با حسین و با علی در اوج خوشبختی بخند مادر! امشب شعر با دست شما تفویض شد از علی بن حسین بن علی لبریز شد آن‌که در اصل و نسب می‌گفت: «انا بن الخیرتین» در عبادت کیست مانند علی بن حسین؟ با دعای مستجابش باز شد سجاده‌ها دست او شد دستگیر ما همه افتاده‌ها دین ما از زینت اهل عبادت جان گرفت از مناجاتش صحیفه رنگی از قرآن گرفت.. خاک ما با اشک زین‌العابدین آمیخته اشک نه، از چشم او یک کربلا خون ریخته شهربانو! مادری کردی برای ما تمام یا علی بن حسین بن علی آقا سلام
سجاد! ای به گوشِ ملائک، دعای تو‌ شب، خوشه‌چینِ خلوت تو با خدای تو‌ ای چشم آسمان و زمین مانده خیره‌وار‌ بر شور و جذبه‌های تو در سجده‌های تو‌ ای دیدن قتال غم‌انگیز کربلا‌ حُزنِ همیشه ساخته از ماجرای تو‌ یک روز بود واقعۀ کربلا، بلی‌ یک عمر وقفه داشت ولی کربلای تو‌ ای وارثِ پیمبر و حیدر که اَختران‌ بر آفتاب فخر کنند از ولای تو‌ محراب را به وقت مناجات تو، همه‌ افتاده لرزه‌ها به تن از های‌های تو‌ ای یک نیای تو به نَسَب، مفخر عرب‌ وی محور عجم به حَسَب یک نیای تو‌ ای زینت تمامی پرهیزیان به زهد‌ وی زیور تمام دعاها، دعای تو‌ در مدح تو، ترانۀ توحید سر دهد‌ هرچند نیست زمزمۀ من، سزای تو‌ ‌‌