هدایت شده از مُراسلات
بر یک عده وحوش دریدهٔ بدتر از هند جگرخوار اگر جز اشدّ مجازات به نصّ صریح اسلام باشد، اگر برخوردی جز برخورد محکم و بیترحم بر قاتلین بدتر از شمر و خولی باشد، بر آن مسئولانِ متولی امر که نام اسلام به گرده میبرند ننگ و شرم و مرگ باد.
وقتی داغهایی چنین سنگین بر دل خانوادهها و ملّت میگذارند، وقتی تصاویر به خون کشیدن و سر بریدن و زنده سوزاندن و تکهتکه کردن و جگر درآوردن عجمیانها و علیوردیها و آن بسیجی یا نیروی نظامی و انتظامی اغتشاشات اخیر و حالا رجبزادهها بیرون میآید؛ وقتی کفتارها چنین بر پیکر بیجان مقطعالاعضای یک انسان میرقصند، باید که خبر قصاص باعثین و قاتلین به همان گستردگی انتشار یابد و بسیاربسیار اندک التیامی بر هزاران دل سوخته از این هتّاکی و سفّاکی باشد.
ننگ بر این روزگاری که بسیجی و فدایی بودن -که افتخار ماست و مدال سینههامان در زمین و آسمان- نظامی و انتظامی بودن اگر سپر بودن و گلوله خوردن و به قتل صبر جان دادن و مُثله شدن باشد، عادی جلوه میکند!
ارزشی -به تعبیر همانها- فدایی اسلام است، فدایی ولایت است و تا این راه هست خونهایی هم برای روشن ماندنش بهجاست. اما این کجا وظیفهی قصاص و برخورد کوبنده و دقیقاً مطابق قوانین اسلام را کمرنگ میکند؟ در جامعهای که خاطی نهاد قانون را مقابل خود نمیبیند و برخورد بازدارندهای دریافت نمیکند، اینچنین از قاتل و جانی شدن ابا نمیکند و برای کشتار فجیع مأمورین و مردم عادی مسابقه و جایزه تعیین میکند...
مردَد میشود گاهی دلم در صبر و حق دارد
نمیداند هنوز این پیله از پروانگی چیزی
-فاضل نظری