-اِهتمام-
چه خبر یار؟ شنیدم که گرفتار شدی دل سپردی و برای دگری یار شدی
بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگیات؟ یا که بدهکار شدی؟
-اِهتمام-
بعد دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟ خوب شد زندگیات؟ یا که بدهکار شدی؟
بی تو اینجا خبری نیست به جز غصه و درد
حال خوش بودی و رفتی و دل آزار شدی
-اِهتمام-
بی تو اینجا خبری نیست به جز غصه و درد حال خوش بودی و رفتی و دل آزار شدی
بودنت ، پنجرهای باز به رویاها بود
ناگهان پنجره را بستی و دیوار شدی
-اِهتمام-
بودنت ، پنجرهای باز به رویاها بود ناگهان پنجره را بستی و دیوار شدی
عشق را با طمع منطق خود تاخت زدی
تا نهایت به دلت سخت بدهکار شدی
-اِهتمام-
عشق را با طمع منطق خود تاخت زدی تا نهایت به دلت سخت بدهکار شدی
تو خودت خواستی از قصه ی من پر بکشی
پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی
-اِهتمام-
تو خودت خواستی از قصه ی من پر بکشی پس نگو کار خدا بوده و ناچار شدی
حسرت یار تو بودن به دلم ماند که ماند
آخرین خواستهام ، قسمت اغیار شدی
-اِهتمام-
حسرت یار تو بودن به دلم ماند که ماند آخرین خواستهام ، قسمت اغیار شدی
من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم
من چه کردم که تو اینگونه جفاکار شدی؟
-اِهتمام-
من که در حد پرستش به تو دلبسته شدم من چه کردم که تو اینگونه جفاکار شدی؟
پشت کردی به من ای ناز غزال غزلم
شیر را پس زدی و طعمه ی کفتار شدی
-اِهتمام-
پشت کردی به من ای ناز غزال غزلم شیر را پس زدی و طعمه ی کفتار شدی
مرگ ِ دل ، نقطه ی آغاز فروپاشی هاست
حیف و صدحیف که تو دیر خبردار شدی