یک روزهایی هستند که دورند ، دورند ، خیلی دورند !
اما میرسند ، بالاخره از راه میرسن !
آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم؛
ما آمده بودیم که تا مرزه رسیدن،
همراهه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم(:
ولی من هر وقت بریدم و خسته شدم و فکر کردم که دیگه نمیتونم ادامه بدم ؛
همین یه جمله منو نگه داشته که میگه :
تو در پناه خدایی و خدا هرگز دیر نمیکند .. :)
امیدوارم از اون جنگ درونیت که هیچکس جز خودت ازش خبر نداره جون سالم ، روح سالم به در ببری ...
هر بار خبر فوتی را میشنوم جمله یکی از رفیقام میاد تو ذهنم که میگفت :
یک نفر تو صف رفتیم جلو ...