مادربزرگم آلزایمر گرفت و یک روز عکس عروسی خودش رو روی دیوار دید و گفت :
"این زن کیه که آرش منو بغل کرده؟ خودش رو فراموش کرده بود ولی پدربزرگم رو نه ؛ به نظرم عشق همینه ، همینقدر ساده ، همینقدر وحشتناک !"
ما ؛ آدم ها را با حرف هایی که خود دوست داریم از آنها بشنویم ، دلداری میدهیم .
ناله را هر چند میخواهم که پنهان برکشم
سینه میگوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن ..