تو مجلس یه بنده خدایی نشسته بود کنارم ، زمین تا آسمون فرق بود ...
اما اون وسط ، میون اون زجه زدنا ، باورم شدکه امام حسین مال همس:)
ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیم
جز هیچ در این هیچ دگر هیچ ندیدیم
بر هیچ نشستیم و بر این هیچ براندیم
در هیچ بماندیم و از این هیچ بریدیم
گفت :
از دلتنگی بگو ..
گفتم :
دلتنگی یعنی صدای محبوبت رابشنوی ، روی برگردانی و کسی آنجا نباشد ...(:
هر چه آرامش که داری ، من خریدارم به نقد
میتوانم با خودم ، من باشم و دنیای درد ...!