عاشقان را اگر تو فرمان بر نثار جان دهی
بر سر کوی تو هر شب عید قربان میشود
عیدتون مبارک رفقا🤍✨!
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعد مرگ سهراب آمدی ؛
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا:)؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان تو ام فردا چرا؟
نازنینا ما به تو ناز جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن ، با ما چرا؟
ولی وقتی امن ترین آدم زندگیت یه حرفی میزنه که با همون حرف میشکنی و اشک تو چشمات جمع میشه <<<<
" قلب " خاک خوبی دارد .
در برابر هر دانه که در آن بنشانی ، هزار دانه پس میدهد .
اگر ذره ای نفرت کاشتی ، خروارها نفرت درو خواهی کرد .
و اگر دانه ای از محبت نشاندی ، خرمنها بر خواهی داشت ...
چه جالب است !
ناز را میکشیم
انتظار را میکشیم
فریاد را میکشیم
درد را میکشیم
ولی بعد از اینهمه سال ...
آنقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم ؛
از هر آنچه آزارمان میدهد ....
چرا قدر نمیدونید؟
چرا فکر میکنید همیشه فرصت دارید؟
با چه منطقی حساب و کتاب میکنید که همیشه عقبید؟
از کدوم قانون نانوشته ای پیروی میکنید که همیشه بازندهاید؟
این همه سیاست برای چی؟ برای کی؟
برای آدم هایی که دوستشون دارید؟!!!
نکنه یادتون رفته که هیچی دائمی نیست؟ (:
_ سحر حمزه پور
مثل آهنگی که یه عالمه خاطره باهاش داشتیم که هیچوقت پاکش نمیکنم اما ردش میکنم ...(:!