چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی ...
_ هوشنگ ابتهاج
آخرشم من یکی از اونایی میشم که خودکشی میکنه و همه تا آخر عمر فکر میکنن مگه چش بود؟ :)
زندگی من کلا شبیه اون گرگهست
که هر چی برنامه ریزی میکنه نمیتونه میگمیگ رو بگیره .
یه وقتا که میام بنویسم یهو شک میکنم که اصلا این کلمه ساده ای که دارم تایپ میکنم وجود داره یا نه؛بعد میرم گوگل سرچ میکنم مطمعن شم اون چیزی که تو ذهنم میگم واقعا اسمش همونه دیگه؟:))
دیده گریان و جگر خسته و خاطر غمگین
سینه مجروح و دل آشفته و جان محزون است
سرخی ِ گونه ز وصل آمد و زردی ز فراق
غم ِ عشق است که رنگش همه گوناگون است ...
وقتی یک نفر با تمام وجودش نصیحتت میکنه
مخاطبش اون لحظه تو نیستی ، منظورش خودش در گذشتشه..