صدبار دلم به زحمت افتاد و نگفت
در او غم این حکایت افتاد و نگفت
میخواستم امروز بگویم : دو .. دو .. دوس
از شرم ، زبان به لکنت افتاد و نگفت
یه بار دیگه یکی بهم بگه چقدر پاتو تکون میدی مگه دیوونه ای؟!
با جفت پا میام تو دهنش
تا مطمعن بشه دیوونم و دیگه لال شه .
رفقا اگه پستی رو فور میزنید حتما لینک کانالتون رو بفرستید پیوی ادمین ها جبران بشه ...
@Zaher84
@yebandehkhoda_80