مرحله اول عاشق شدن اینجوریه که دراز میکشی به سقف نگاه میکنی,
به اون فکر میکنی،به سقف میخندی .
شاید نرمال به نظر برسم بگم و بخندم اما عمیقا دلم میخواد همه ی اکانتامو پاک کنم و برم یه جای دور
طوری که بعدش همه بپرسن :
راستی فلانی کجا غیب شد؟
دیگر کسی را نمیشود جدی گرفت؛
کسی آنقدر واقعی نیست
که بوی ماندن بدهد
کسی آنقدر شبیهت نیست
که بتوانی از بغض هایت بگویی
″کسی آنقدر دوستت ندارد که از جهان نترسی″
کسی نیست و تنها خودت مرهم خودت میشوی..
وقتی یکی باهاتون گرم نمیگیره ، نگو تو نچسبی و نمیدونم کوفت و زهرمار .
شاید ی دلیلی داره حالش بده .