-اِهتمام-
رویا ؟! دیشب روضه باشی شب بعدش تو راه کربلا .
چرا نمیشه برگشت به عقب ؟!
حیف که قدر ندونستم..
_حالت خوبه؟
+بستگی به تو داره .
_خوبم خوبی؟
+خوب نیستی هیچ وقت اینجوری جوابم رو نمیدادی
_چیزی نیست درست میشه..
+بازم همون درد همیشگیه؟
_اره درست میشه چیزی نیست..
+نمیخوای بفهمی که درست نمیشه باید بری دکتر؟
_نه چیزی نیست مگه تو گوش دادی به حرفم؟
+من فرق دارم ولی تو داری آسیب میزنی به خودت
_تو هم همینی از من بدتر تموم میکنی خودتو
+مهم نیست ولش کن
_ وقتی من مهمم پس تو هم مهمی .
+بازم همون حرفای همیشگی
_آره همینه..
مگه روزهای ابری شک میکنی به وجود خورشید ؟
پس چرا روزهای سخت شکمیکنی به وجود خدا؟
-اِهتمام-
مهر در سجاده ام پنهان بماند بهتر است کفر ما در سایه ی ایمان بماند بهتر است
عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز
یوسفت در گوشه زندان بماند بهتر است
-اِهتمام-
عشق و رسوایی خطر دارد زلیخای عزیز یوسفت در گوشه زندان بماند بهتر است
در دلم نفرین و بر لب آفرین دارم ولی
ماجرا بین لب و دندان بماند بهتر است .