حرف دل،بسیار...اما شعر،کوتاه اش خوش است
نه گُلی در باغ مانده..نه دِلی در پیکَرَم..
توی اون لحظه گریه نکرد..
شبش هم نخوابید
ولی صبح روز بعدش وقتی قهوه جوشید و ریخت رو گاز گریه کرد..
وقتی مامانش غذایی که دوست نداشت رو پخت گریه کرد..
حتی وقتی میخواست موهاشو شونه کنه و اونجوری که میخواست نشد هم گریه کرد..
سر یه سکانسی که توی فیلم بود هم بیشتر از یک ساعت گریه کرد
توی خیابون وقتی دید یه بچه گم شده هم باهاش گریه کرد..
آره توی اون لحظه گریه نکرد ولی بعدش هرچی شد گریه کرد:)💔
روزایی که خوابم نمیاد بیکارم هستم .
روزایی که خوابم میاد کلی کار دارم .
چه حکایتیه؟