هدایت شده از -عِــینْطاٰء-
•یاایهاالانسانانککادحالیربککدحافملاقیه•
•ایانسانرنجرابهجانبخرکهعاقبتدرآغوشخدایتجاخواهیگرفت•۶-انشقاق
@ein_ta
میگن یه روز خدا به مردم یه شهری که خیلی ناشکری میکردن دستور داد که همه تو میدون شهر جمع شن.
همه اومدن
خدا یه تشت گذاشت وسط و دستور داد که همه مشکلاتشون رو از شونه هاشون بردارن بریزن وسط تشت.
همه که ریختن خدا هم دستور داد که تشتو هَم بزنید که همه مشکلات قاطی شه
وقتی که قاطی شد گفتن حالا همه برید هرکی هر مشکلی که دوس داشت برداره.دیگه شانستون
هرچی مشکل سبک تر بهتر
میگن همه گشتنو گشتن تا اینکه مشکل و رنج خودشون رو سَوا کننو بردارن.