میگن یه روز خدا به مردم یه شهری که خیلی ناشکری میکردن دستور داد که همه تو میدون شهر جمع شن.
همه اومدن
خدا یه تشت گذاشت وسط و دستور داد که همه مشکلاتشون رو از شونه هاشون بردارن بریزن وسط تشت.
همه که ریختن خدا هم دستور داد که تشتو هَم بزنید که همه مشکلات قاطی شه
وقتی که قاطی شد گفتن حالا همه برید هرکی هر مشکلی که دوس داشت برداره.دیگه شانستون
هرچی مشکل سبک تر بهتر
میگن همه گشتنو گشتن تا اینکه مشکل و رنج خودشون رو سَوا کننو بردارن.
حالا چرا اینجور شد؟
داستان اینه که
اولا خدا یه چی میدونه که این مشکلو میده و یه مشکل دیگه رو نمیده.یعنی اینکه میدونه که ظرفیت و تحملش رو داریم و الا یه رنج دیگه ای میداد
دوم اینکه خدا خودش چاره ی کارشم میده فقط کافیه یکم برای حلش تلاش کنیم.
سوم اینکه رنج هرکی که باهاش خو گرفته به مراتب قابل قبول تر از رنج یکی دیگس چون بلاخره از مراحل سختش رد شدی و یه جورایی بهش خو کردی
پس بهترین راه اینه که شاکر باشی
شکر معجزه میکنه
•ومالناالانتوکلعلیالله
•وعلیاللهفلیتوکلالمتوکلون
ومـاراچهشـدهکهبرخـداتکیــهنمیکنیـم؟!
وخاطـرجمعـانتنهابـرخـداتکیهمیکننــد.
ابراهیم/۱۴
@ein_ta
-عِــینْطاٰء-
•ومالناالانتوکلعلیالله •وعلیاللهفلیتوکلالمتوکلون ومـاراچهشـدهکهبرخـداتکیــهنمیکنیـم؟!
سنجاق کانالو عوض کردم
آیه ای گذاشتم که همش پر امیده
از این به بعد فاز کانال فقط مثبت😊
هرکی میتونه چارتا جک بی مزه تو ناشناس بفرسه بذارم کانال
هرچی بی مزه تر بهتر
#ناشناس
دوتا بستنی باهم دعواشون میشه یکیشون به اون یکی میگه برو نمیخوام دستم به خونت فالوده بشه