تو دنبال دلیلی هستی ک به آشفتگی هات پایان بده
و اینجاست ک ذهن پرسشگرتو خاموش میکنه و بین خرافات پناه میگیری
اِلبـــــــــا ؛
یادته انگشتات نبض داشتن؟
امروز بالاخره قدرت بوها رو فهمیدم
بالاخره از همۀ نوشتههایی که از عطرها و تداعی خاطرات خوندم، کام گرفتم.
هففف
از خودم خیلی فاصله گرفتم
این چیزی که توم گیر کرده اورثینک بیش از حد شده
ولی آهنگهای چاووشی هم درد میشن برات هم درمون وقتی گوش میدی انگار دردات شدیدتر میشه زخمات سر باز میکنه ، خون میاد و میاد و میاد ولی حالتم خوب میشه. انگار با هر قطره خونی که از زخم های کهنهت میاد حالت خنثی تر و خنثی ترمیشه تا حالتو بهتر کنه..