▪️ظهر بود،
ظهر روز دهم.
یکی بود و دیگر هیچکس نبود.
شیرخوارش را در آغوش گرفت.
در حال تلظّی بود که تیر آمد.
مشت پدر پر بود از خون سرخ پسر.
نگاهی سمت آسمان کرد و فرمود:
پروردگارا!
امروز (به خواست خودم) یاری اهل آسمان را از من بازداشتی،
پس آن یاری را برای روزگاری بهتر (یعنی روزگار ظهور) قرار ده.
و انتقام ما را از این مردمان ستمپیشه بگیر.
📚برگرفته از وقعة الطف، ص۲۴۶.
📚ارشاد، ج۲، ص۱۰۸.
.
.
👈 هنگام ذکر مصیبت حضرت علی اصغر علیهالسلام، باید از منتقم او یاد کنیم و برای تعجیل فرج دست به دعا برداریم.
#صاحب_عزا
#داستانک_مهدوی
#حضرت_علی_اصغر_علیه_السلام
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▪️مسافر بودیم مسافر خانهی خدا،
بین راه یکی از منزلها ناامن بود،
شبانه از منزل قبلی راه افتادیم،
یک فرسخ نرفته برف گرفت،
رفقا سرعتشان را زیاد کردند. من جا ماندم!
همه جا تاریک، راه را هم بلد نبودم.
از اسب پیاده شدم، متحیر و مضطرب،
باغی به چشمم آمد؛
باغبان جلو آمد و پرسید: کیستی؟
قصّه را گفتم.
فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا کنی.
نافله شب را خواندم.
دوباره آمد و پرسید: چرا نرفتی؟
گفتم: راه را بلد نیستم. گفت: زیارت جامعه بخوان.
نه آن وقت، نه بعد از آن، جامعه را حفظ نبودم،
ولی خواندم، از حفظ هم خواندم!!!
باز آمد و پرسید: نرفتی؟
اشکم سرازیر شد و گفتم: راه را بلد نیستم.
فرمود: عاشورا بخوان!
آن را هم حفظ نبودم، ولی خواندم از حفظ،
با همهی لعنها و سلامها و دعای علقمه.
برای بار آخر هم آمد. مرا روی مرکب خودش سوار کرد.
دست روی زانوی من گذاشت و فرمود:
" چرا نافله نمیخوانید؟ نافله، نافله، نافله...
چرا جامعه نمیخوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه...
چرا عاشورا نمیخوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا؛ "
چند لحظه بعد رفقایم را نشان داد.
داشتند برای نماز صبح وضو میگرفتند.
از مرکب پیاده شدم.
به خودم آمدم. با خودم گفتم: این آقا کیست؟
این حوالی نه فارسی زبانی پیدا میشود نه مسلمانی!
همه مسیحی هستند و ترک زبان!
سربرگرداندم اما دیگر کسی را ندیدم.
📚نجم الثاقب، ج۲، ص۷۱۲.
📚مفاتیح الجنان، ذیل زیارت جامعه کبیره.
#زیارت_عاشورا
#حامی_شیعیان
#داستانک_مهدوی
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▪️آمده بود دیدن امامش.
گفت:
ما کنیزی در خانه داریم؛
مسلمان نیست اما،
هروقت خطایی از او سر میزند،
هروقت که میخواهم تنبیهش کنم،
قسمم میدهد به جدّ شهید شما؛
میگوید:
«شما را قسم به آن کسی که هر وقت یادش میافتید گریه میکنید،
به همان آقا قسم، مرا ببخشید!»
از امام صادق علیهالسلام شنید که فرمود:
«رحمت خدا بر اهل این خانه باد!»
دل امام زمانش شاد شده بود
از اینکه اهل خانه با اشک و روضه، انس دارند.
📚بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۰۳.
👈 دعای امام زمان علیهالسلام بدرقه کسانی است که از محافل روضه، خصوصا روضههای خانگی غفلت نکنند.
#داستانک_مهدوی
#امام_حسین_علیه_السلام
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▪️جمع شده بودند خانه امیرالمومنین علیهالسلام،
همه گرم صحبت بودند.
ناگهان پسر ارشد خانواده وارد شد.
شنیدند که پدر به پسر فرمود:
مَرْحَباً يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
خوش آمدی فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله!
چنددقیقه بعد پسر دوم مولا آمد،
این بار شنیدند که پدر فرمود:
پدر و مادرم به فدایت،
ای که از نسل توست فرزند بهترین بانوان!
برای همه سوال شد:
چرا حسین علیهالسلام را اینطور صدا زدید؟!
منظورتان از فرزند بهترین بانوان کیست؟!
امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
منظورم مهدی علیهالسلام است،
نهمین فرزند از نسل حسین علیهالسلام،
او گمشدهای است که رانده و آواره است...
📚 برگرفته از منتخبالأثر، ج۲، ص۲۰۶، حدیث۵۶۸.
#غربت_حضرت
#داستانک_مهدوی
#امام_حسین_علیه_السلام
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
به مناسبت سالروز وفات افتخار ایران زمین، جناب سلمان فارسی علیه الرحمة (هشتم صفر)؛
▪️از خوشحالی اشکش بند نمیآمد.
مژدههایی از پیامبر صلی الله علیه وآله میشنید که تا آن روز نشنیده بود:
"هر پیامبری دوازده جانشین دارد؛
دوازدهمین جانشین من، مهدی علیه السلام است.
تو او را خواهی دید!
هم تو،
هم کسانی که مثل تو باشند،
هم کسانی که با معرفت کامل او را ولیّ خود بدانند."
سلمان پرسید:
یعنی من تا آن روز زندهام؟؟
پیامبر صلی الله علیه وآله آیههای رجعت را خواند.
گریههای سلمان بیشتر شد.
پرسید:
آن روز شما هم خواهید بود؟!
فرمود:
" آری.
هم من، هم علی، هم فاطمه، هم یازده فرزندشان.
هر کس از ما باشد،
هر کس همراه ما باشد،
هر کس در راه ما رنج دیده باشد،
همه آنها هم خواهند بود!..."
📚برگرفته از دلائل الامامة، ص ۴۴۷.
📚مشابه در المقتضب الاثر، ص۶.
#داستانک_مهدوی
#زیبایی_های_ظهور
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▪️زائر کربلا بود.
دلش بیتاب دیدن امام غایب.
کنار ضریح ششگوشه از خدا توفیق تشرف خواست.
لحظهای بعد، سیّدی بزرگوار دید؛
ماهتر از ماه،
خورشیدتر از خورشید.
پرسید: شما؟!
شنید: مظلومترین فرد عالَم!
با خودش گفت:
«شاید اشتباه شنیدهام؛
حتماً عالِم بزرگواری است، دلآزرده از قدرنشناسی مردم».
به خودش که آمد، دیگر آن آقا را ندید.
تازه فهمید دعایی كه زیر قبه کرده بود مستجاب شده!
📚 شيفتگان حضرت مهدى علیهالسلام، ج ۳، ص۱۶۰. تشرف مرحوم سید اسماعیل شرفی.
#غربت_حضرت
#داستانک_مهدوی
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▫️حاجتی ذهن و دلش را مشغول کرده بود.
گره از کارش باز نمیشد
رفت زیارت خانه خدا.
در جوارِ کعبه، لحظهای خواب چشمانش را گرفت.
در همان عالم رویا، شرفیاب شد خدمتِ پیامبر صلی الله علیه وآله.
حاجتش را به خاتم الانبیا گفت.
حضرت حوالهاش داد به خاتم الاوصیاء!
شنید که:
"دوران، دورانِ فرزندم مهدی است؛ هر حاجتی داری از او بخواه."
📚 ماهنامه فرهنگی موعود، شماره ۱۸ و ۱۹.
#داستانک_مهدوی
#پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
▫️افتاده بود زندان.
شکنجهها امانش را بریده بود.
به خودش گفت:
"بگذار نامه بنویسم برای امام،
هم برای آزادیام دعا کند،
هم از آقا پول بخواهم."
نامه نوشت.
اما خجالت کشید پول بخواهد.
خیلی زود جواب نامه به دستش رسید:
ظهر امروز، نمازت را در خانهات خواهی خواند!
همان شد که امام فرموده بود.
آزادش کردند.
به خانه که رسید نامهای دید، همراه صد دینار طلا.
نامه را باز کرد.
دستخط امام عسکری علیه السلام بود:
هر وقت نیازی داشتی از من خجالت نکش!
📚 الكافي، ج۱، ص۵۰۸.
#داستانک_مهدوی
#امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
📲 ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
@Elteja
هدایت شده از التجا (دوستداران امام زمان)
▪️به مناسبت سالروز شهادت آیت الله موسوی اصفهانی، صاحب کتاب گرانسنگ مکیال المکارم (25 ماه مبارک رمضان)؛
از اصفهان آمده بود برای حج.
" مرض وبا " شهر مکه را گرفتار کرده بود.
ترس و وحشت امانش نمیداد.
یادش افتاد به خوابی که چند ماه پیش دیده بود.
خواب دیده بود. خواب امام زمانش را؛
امام امر کرده بود که کتابی بنویسد.
مشغلهها ولی توفیق نوشتن را از او گرفته بودند.
همانجا عهد جدیدی بست:
«هرطور شده این کتاب را خواهم نوشت، اگر از این مهلکه نجات پیدا کنم.»
به اصفهان که رسید عهدش را وفا کرد.
👈 نام کتاب را هم همانی گذاشت که امام علیه السلام فرموده بود:
«مکیال المکارم فی فوائد الدّعا للقائم:
پیمانه خوبیها، پیرامون برکاتِ دعا برای حضرت قیام کننده...»
📚مکیال المکارم، مقدمه جلد اول.
#دعا_برای_فرج
#داستانک_مهدوی
@Elteja
🔸تنها راه حاجتروایی همینه! با هر دین و آیینی که داری!
🔹متن داستانک (مناسب کپشن شبکههای اجتماعی)
👉 https://eitaa.com/elteja/7737
🔹تصاویر مناسب شبکههای اجتماعی
👉 https://eitaa.com/elteja/7741
#محبت_حضرت
#داستانک_مهدوی
#امام_هادی_علیه_السلام
@Elteja
🔸دلش مثل سیر و سرکه میجوشید؛
خلیفه احضارش کرده بود.
صد درهم نذر امام شیعیان کرد.
خانه امام را ولی بلد نبود.
نمیخواست از کسی نشانی بپرسد.
میترسید خبرش به خلیفه برسد و اوضاع بدتر شود.
بیهدف، در کوچههای شهر با اسبش پرسه میزد.
ناگهان کنار یک خانه اسبش ایستاد.
هر کاری کرد جلوتر نرفت.
پرسید: اینجا خانه کیست؟
گفتند: خانه امام هادی علیهالسلام.
در دلش گفت: عجب معجزهای!
خادمی از خانه بیرون آمد.
به اسم صدایش کرد.
به خودش گفت: این معجزه دوم!
خادم گفت:
آن صد درهمی که در آستینت پنهان کردهای بده.
معجزه سوم را که دید، رفت داخل.
امام هادی علیهالسلام به او فرمود:
👈 «بعضیها خیال میکنند دوست داشتنِ من، به درد امثال تو که مسیحی هستی نمیخورد.
به خدا که دروغ میگویند!
با خیال راحت برو پیش خلیفه،
همانی میشود که میخواهی».
رفت.
همانی شد که امام فرموده بود.
📚 الخرائج، ج۱، ص۳۹۶.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
✋ مهم نیست حاجتت بزرگ یاشد یا کوچک؛
مهم نیست که گنهکاری یا نه؛
حتی مهم نیست چه دینی داری!
امّا مهم است که از راه خودش وارد شوی.
راهش فقط امام زمان علیهالسلام است.
اگر حاجتی داری، او باید به درگاه خدا واسطه شود.
#محبت_حضرت
#داستانک_مهدوی
#امام_هادی_علیه_السلام
@Elteja