.
#اسارت
■ روایت #شام | نامحرم
□ احمد حیدری
زنهای شام غصه معجر نداشتند
کمبودی از غنیمت و زیور نداشتند
در کوچه ها نشد سرشان زخم سنگ و چوب
در پیش چشم رأس برادر نداشتند
بر خار، پا برهنه نبودند کل راه
زنجیر هم به گردن مضطر نداشتند
اطرافشان به هلهله نامحرمی نبود
داغ تنور و سوختن سر نداشتند
حین حراجِ سوختهی گاهواره ای
شرمی ز داغ سینه مادر نداشتند
بی شرم های کوچهی برده فروشها
شرم از کنیز خواندن سرور نداشتند
یک زن دلش به حال اسیران کمی گرفت
میگفت کاش کودک دختر نداشتند
نامردهای شام چه مردانه میزدند
جز تازیانه صحبت دیگر نداشتند
از دینشان که خیر ندیدیم کاش که
در شهرشان یهودی کافر نداشتند
در پاسخ تلاوت قرآن نیزه ها
از سنگ و چوب حربه بهتر نداشتند
از سنگ و چوب و آتش عوض شد رخ حسین
دست از سرش هنوز ولی برنداشتند
#شام_بلا
#اسارت
.👇
.
📋سر به نیزه تو سربلند عالمی
#تک
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سر به نیزه، تو سربلند عالمی
تن پر از خون، تو سرنوشت نوکری
خدای عالم، تورو نوشته سرور و
برای ماهم، فقط نوشته نوکری
سرنوشت من، الهی که بشه برات فداشدن
جونم و بگیر، میون گریه کردن و به سر زدن
سینه میزنم، به این امید که غرق خون شه این بدن
سینه میزنم بگم که سینه چاکتم
گریه میکنم بدونی هلاکتم
مُهر تربتم، یعنی مومن از، خاک پاکتم
" یا ثارالله، حسین "
برای تسلیم، حسین نرفت به کربلا
که از عدویش، هراس و دلهره نداشت
برای سازش، که غرق خون شده تنش
سر بریده، سر مذاکره نداشت
میشی ناامید، به هرکی جز حسین اگه داری امید
ای بریده باد، سری که رفته تحت بیرق یزید
ای خداراشکر، که دشمنای ما رو احمق آفرید
مرگ بر امان اگر که شمر امان دهد
شیعه باید از خودش جَنَم نشان دهد
وای اگر که جز، غرق خون شدن،شیعه جان دهد
" یاثارالله، حسین "
رسیده از راه، سیاهی لشکر حسین
تو اینسیاهی، شکوه ما مشخصه
این اربعین باز، علم به دوش و مشکیپوش
سپاه شیعه، پای پیاده میرسه
ای مسیر عشق، در انتظارتیم یه سال آزگار
امسالم میایم، برهنه پا و سینه چاک و بیقرار
زیر پای ما، شکسته گردن یزیدِ روزگار
این صدای پای ارتش حسینی است
شیعه کربلای خیبری حُنینی است
اینشکوه ما، اقتدار ما، از خمینی است
" یاثارالله، حسین "
*شاعر: #داود_رحیمی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
👇
.
#امام_حسین
اهل سَما بانگ عزا میزدند
ناله به درگاه خدا میزدند
خیل ملائک به طواف تنت
پر بسوی کرببلا میزدند
لشگری از کینه به جسمت حسین
نیزه و شمشیر و عصا میزدند
زینب مظلومه نظر کرد و گفت :
《کاش به جای تو مرا میزدند》
حنجر تو بوسه گه مصطفاست
خنجر خود را ز قفا میزدند
تا بِبرند تحفه برای یزید
نیزه به حلقوم شما میزدند
کوفه رسیدی و به راست حسین
مردمشان سنگ جفا میزدند
زینب مظلومه نظر کرد و گفت :
《کاش به جای تو مرا میزدند》
رفته چهل منزل و در هر گذر
بر سر تو در همه جا میزدند
دیده شده قاری قرآن شدی
بر لب تو ! وا عجبا میزدند
یک نفر از اُمت قرآن نبود
تا که بپرسد که چرا میزدند
زینب مظلومه نظر کرد و گفت :
《کاش به جای تو مرا میزدند》
حاکم سرمست و ندیمان مِی
خنده به شاه شهدا میزدند
طعنه و حتی سخن ناروا
پیش نگاه اُسرا میزدند
بر لب زخمی تو با خیزران
میزد و در طشت طلا میزدند
زینب مظلومه نظر کرد و گفت :
《کاش به جای تو مرا میزدند》
ارادتمند محسن غلامحسینی✍
.
.
📃 منم زینب که معنای وفایم
🎙 #روضه از #حاج_محمود_كريمى
🗓 در #شام_غریبان محرم_۱۴۰۰
🏷 #حضرت_زینب "س"
منم زينب که معنای وفايم
منم که فانی راه بقايم
منم يک زن، ولی در اوج غيرت
امير و فاتحِ کربوبلايم
به زهرايی، شبيه مادرم من
به مولايی، شبيه حيدرم من
حسينم رفت، امّا دين به جاماند
به تنهايی، اميرلشکرم من
کليد گنجِ اسرار حسينم
چو عباسم، علمدار حسينم
حسينم گر به مقتل آرميده
من امشب چشم بيدار حسينم
اگر چه زير بار غم خميدم
وگر جام بلا را سرکشيدم
اگر چه جسم بیسر ديدم امّا
به غير از عشق و زيبايی نديدم
همين امروز ديدم دلبرم رفت
يگانه سايهی روی سرم رفت
فرات و اشک خيمه موج میزد
لب تشنه حسينم از حرم رفت
گلی گم کردهام میجویم او را
به هر گل میرسم میبویم او را
اگر جویم گُلم در این گُلستان
به آب دیدگان میشویم او را
برادرجان؛ سلیمان زمانی...
چرا انگشت و انگشتر نداری
یا اخا شامیان بدند بدند
بچههای تورا زدند، زدند
شام غریبون بعد هر آه
میگم یا سیدی آجرکالله
با من زمین و آسمون میخونن
آقا ادرکنی یا بقیةالله
اهل حرم باپر سوخته
ببین هر چی که بود یکسره سوخته
دیدم، حرامیا دعوا میکردن
سر لباسی که فاطمه دوخته
شام غریبون گریه میکرد، برات
هر نیزهای خون گریه میکرد با من
آتیش خیمه نوحه میخوند برات
وحش بیابون گریه میکرد، با من
ما موندیم و لشکر دشمن
که با، غضب به ما هجوم آوردن
من و این صحنهها که گفتنی نیست
داداش چشم اباالفضل تو روشن
هفتاد جسم پارهپاره
توو دشت، مرکبایی که بی سواره
نمیشه گفت، که عدو چیکار کرد
فقط، برای چنتا گوشواره
موقع سوختن میدویدن
زیر شمشیر دشمن میدویدن
روی خارای صحرا پا برهنه
همه آتیش به دامن میدویدن
حالا، ما پیرو پیر خمینیم
همه، تا به ابد به زیر دینیم
فدایِ گریه های اون شهیدی
که گفت، ما ملت امام حسینیم
این جلوهی انا فتحناست
که این، پرچم به دست ملت ماس
همه، پیرو اون شهیدیم
که داد، دستاش و به دستای عباس
تو کیستی که در غم از دست دادنت
مردان ما شبیه زنان گریه میکنند
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت
آری آن جلوه که فانی نشود نور خداست
.👇
حاج محمود کریمی - رادیو عقیق(6).mp3
22.78M
🏴 #روضه_حضرت_زینب کبری
◾️ منم زینب که معنای وفایم..
🎧 حاج محمود کریمی
.
#وداع
.
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ام المصائب خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
خواهر شده وقت وداع
در خیمه های بی دفاع
ای آخرین همسنگر
نعشی مرمل بالدماء
من می روم میدان ولی
جان تو و جان حرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ام المصائب خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ای نور چشمان ترم
ای هستی و ای باورم
آن دم که شمر بی حیا
خنجر کشد بر حنجرم
جالس علی صدرالحسین
شیون مکن ای خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ام المصائب خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
انسیه ای از مادرم
داری تو اینجا خواهرم
همچون مدینه کربلا
آتش بیفتد در حرم
با من مگو آتش گرفت
مانند مادر چادرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ام المصائب خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
بعد از به خاک افتادنم
آن دم که بی جان شد تنم
در پیش رویت دشمنی
غارت کنم پیراهنم
آن ساربان هم می برد
انگشت و هم انگشترم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
ام المصائب خواهرم
زینب خدا صبرت دهد
ای یادگار مادرم
زینب خدا صبرت دهد
شاعر: محمد هنرجو
.
رفیقدنیاوآخرتحسین.mp3
8.54M
📋 رفیق دنیا و آخرت حسین
#شور
کربلایی سیدرضا نریمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفیق دنیا و آخرت حسین
همیشه خوبی دیدم ازت حسین
حسین حسین گفتم توی زندگیم
بذار بگم محشر هم بگم
فقط حسین
همه دلخوشیِ دو روز دنیا حسین
به امید زندهام و فقط میگم یا حسین
میگیری دست من و عزیز زهرا حسین
«یا حسین و یا حسین، عزیز زهرا حسین»
همیشه مدیونم به دعای تو
به سرزمین تو به هوای تو
خدا میدونه که غیر ممکنه
من و جدایی از کربلای تو
آقا بیتو
من دلگیرم و تو رو میخوام از خدا
بنویس تقدیرم و به ایوون کربلا
بمونم پای عَلَم بمیرم تو روضهها
همهی دلخوشیِ دو روز دنیا حسین
به امید زندهام و فقط میگم یا حسین
میگیری دست من و عزیز زهرا حسین
«یا حسین و یا حسین، عزیز زهرا حسین»
دست ادب پیشت پُر میشه حسین
یه سنگ بیارزش دُر میشه حسین
یکی روزای اول میشه حبیب
یکی دَم آخر حُر میشه حسین
جانم حسین
دلم و دست خودت سپردم جان زُهیر
بدیِ نوکرت و مُبَدل کردی به خیر
به تو رو میزنم و چه حاجت اصلا به غیر
«یا حسین و یا حسین، ابا عبدالله حسین»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
مداحی_آنلاین_برگرد_ای_توسل_شب_زنده_دارها_محمود_کریمی.mp3
3.05M
⏯ #مناجات با #امام_زمان(عج)
📃 برگرد ای توسل شب زندهدارهـا
🎙 #مناجات از #حاج_محمود_كريمى
🗓 در #شب_شهادت_امام_سجاد_۱۴۰۰
🏷 #حضرت_مهدی "عج"
برگرد ای توسل شب زنده دارها
پایان بده به گریهی چشم انتظارها
از یک خروش نالهی عشاق کوی تو
حاجت روا شوند هزاران هزارها
یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن
دل بسته این پیاده به لطفِ سوارها
از درد بی حساب فقط داد میزنم
آیا نمیرسند به تو این هوارها
ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
خیری ندیده ایم از این اختیارها
باید برای دیدن تو مهزیار شد
یعنی گذشتن از همگان محضِ یار ها
شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
برگرد ای توسل شب زنده دارها
این دستها به لطف تو ظرف گداییاند
یا ایها العزیز تمام ندارها
شاعر: #علی_اکبر_لطیفیان
.
مداحی_آنلاین_اگر_شوریده_احوالی_یقین_می_خواهد_این_وادی_حاج_منصور.mp3
3.86M
⏯ #مناجات با #امام_زمان(عج)
🍃اگر شوریده احوالی
🍃یقین می خواهد این وادی
🎤حاج #منصور_ارضی
اگر شوریده احوالی، یقین می خواهد این وادی
دلِ آواره ی ویران نشین می خواهد این وادی
کمانت می کند تیر و کمان عشق، حاضر باش
که استقبال تیر در کمین می خواهد این وادی
خریداری ندارد پینه ی پیشانی زاهد
اگر عاشق شدی زخم جبین می خواهد این وادی
به زندان رفتن یوسف زلیخا را مسلمان کرد
رفیق من نگاه نکته بین می خواهد این وادی
دل بی درد اگر دارد کسی، والله بیمار است
برای رستگاری درد دین می خواهد این وادی
پرستش بی توسل دردسر دارد به دنبالش
پس از ایّاک نعبد، نستعین می خواهد این وادی
گدا آمد کریمش کرد، دنیا را گلیمش کرد
عجب اعجاز خوبی، آفرین می خواهد این وادی
به دست هر نفس آلوده مسپارند منبر را
دل گریان و آه آتشین می خواهد این وادی
بدون اذن، انگور نجف روزی نخواهد شد
فقط مُهر امیرالمؤمنین می خواهد این وادی