eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
باب الحرم _حسین طاهری.mp3
12.75M
شهر ریِ کرببلایِ ایران .. و شور ویژۀ ولادت حضرتِ عبدالعظیم و امام حسن عسکری علیهم السلام
. ای به شهرری مزارت.. ویژۀ میلاد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام ای به شهرری مزارت رشک جنات النعیم آیت عظمایِ حق نَجلُ الحسن عبدالعظیم آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم در پی احیای دل کار مسیحا می کند بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم شهر ری تا متکی بر آستان قدس تواست تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم چارمین نجل کریم اهلبیتی میتوان هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم لاله سر آورد از شعلۀ سبزش برون باد اگر خاکِ حریمت را بَرد سویِ جحیم شاهراه زائرت اناهدیناه السبیل چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم بر مشام جان هد در هر نفس عطر حسین هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم اینکه من امروز می گردم به دور تربتت مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد در ثواب زائران کربلا گردد سهیم خورده از اول «میثم» گره بر مرقدت وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم یا حضرت عبدالعظیم .. دستِ منو دامانِ تو فقرِ منو احسانِ تو دردِ منو درمانِ تو .. یا حضرت عبدالعظیم .. 🎤 .👇
باب الحرم _ امیر عباسی.mp3
9.76M
ای به شهرری مزارت.. ویژۀ میلاد الحسنی علیه السلام
. 📋 کیست این کشته که جان همه قربان تنش ✔️ ✔️ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کیست این کشته که جان همه قربان تنش! خاک صحرا، کفن و خون گلو، پیرهنش این همان کشته ی اشک است که تا روز جزا دل مردان الهی شده بیت الحزنش این شهیدی است که تا صبح قیامت هر روز تازه تر گرددو گردیده، عزای کهنش   باغبان کس نشنیده است که از بی آبی آب از خون دل خویش دهد بر چمنش از لا به لای زلف هایش ماه میریزد از گوشه ی لبهای حسرت آه میریزد در امتداد سیر او الماس نورانی از زیر نعلینش میان راه میریزد ناز نگاهش گر به کوهستان شود نازل از پای می افتد شبیه کاه میریزد ان نازنین شهزاده ی عالم علی اکبر کز استین نومرانش شاه میریزد یعقوب اگر بیند جمالش به دست خویش یوسف نه عالم را به قعر چاه میریزد سیمرغ دور از وهم این عالم علی اکبر عطر محرم های هر سالم علی اکبر جان است و جانِ عالم و ادم بقربانش ابر کرامت میرود هر جا به فرمانش از پیش از که سبز گردد پشت لبهایش سرسبز بوده خانه اش از خوان احسانش اول خدا دوم حسن سوم علی اکبر او سفره دار شهر شد بعد از عمو جانش قبل از اذان دلربایش شهر ساکت بود گوش مدینه بود و نجوا های قرانش با پرسشِ، آیا به حق ،ما کشته می گردیم ؟ دارد گواهی میدهد از عمق ایمانش فرمود فردا من به پای یار میمیرم بهر تو ای بابا هزاران بار میمیرم لیلی دلها (لیلی لیلا) برده از عالم تحمل را روی ملیحـش شور داده هر تغزل را بوسید روی عمه و بیرون از خیمه طاقت نمی آورد بیش از این تأمل را عالم ندیده شیر بر دوش عقاب آید دیده است قبلا در رکاب شیر دلدل را تکرار شد کرار و شیر از بیشه بیرون شد اثبات کرد از ناز شست خود تسلسل را دریای لشکر دید اقیانوس راهی شد با یک رجز انداخت در میدان تقلقل را عباس رزمش را چه شور انگیر می بیند از اینکه اکبر دشمنش را ریز می بیند می بیند عباس علی صفین دیگر را در اکبرش خود را و در ارباب حیدر را زینب کنار خیمه با دلشوره می گوید عمه بگردد ای قد و بالای اکبر را تیغ و علی با هم شبیه ذوالفقاری بود که می درید از هم چونان کرباس لشکر را از پیش رویش گندم ری را درو می کرد وز پشت سر میریخت از سر دار ها سر را در خدمت شمشیر اکبر بود عزرائیل بی صور اسرافیل بر پا کرد محشر را از سنگ باران ناگهان میدان تلاطم شد اکبر میان گرد و خاک از دیده ها گم شد از تشنگی کم کم ز کار افتاد بازویش چشمش سیاهی رفت و از تن رفت نیرویش خورشید هم گم کرد خورشید جمالش را پوشاند خون فرق خورشید علی رویش با اهل کوفه مسجد کوفه مجسم شد از خود رد شد تیغ و آمد تا به ابرویش فریاد وا اماه امد از دل میدان ان لحظه ای که رفت نیزه بین پهلویش افتاد روی خاک و در دم ارباً اربا شد بابا به بالینش رسید اما به زانویش عباس دشمن را ز دورا دور پس میزد ارباب بر جسم علی اکبر نفس میزد علی اکبر که بر زمین افتاد آسمان آفتاب را گم کرد پدر امد به یاریش برود من بمیرم رکاب را گم کرد پسر بو تراب بین تراب نوه ی بوتراب را گم کرد جلد قران خویش پیدا کرد برگه های کتاب را گم کرد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. 📋 بـٰـاز اِمْـشَـبْ بُـویِ بـاران مـی دَهَـم ✅ 📋 باز امشب بوی باران می دهم بوی دلتنگی باران می دهم حلقه اشکی تیغ بر جانم کشید باز آتش در نی استانم کشید آه ای غوغای پنهان در دلم کیستی ای زخم هجران در دلم کیستی ای  رنگ بی رنگیه من همنشین وقت دلتنگیه من کیستی ای نا ز جان افروخته انتظار دیدگان دوخته کیستی ای ناله های بی صبور کیستی ای راز دریاهای دور کیستی ای زخمها را التیام کیستی ای ذوالفقارِ در نیام کهنه شد درد فراقت ای دریغ کُشتی ام از اشتیاقت ای دریغ آه ای امید فردا باز گرد باز گرد ای داغ دلها باز گرد باز گرد ای خوشترین رویای ما ای نی اِستانی ترین اقای ما ای ابر مرد زمان ای راد مرد باز گرد آخر خدا را باز گرد کور شد چشمی که بر ره دوختم سوختم کز سوز حسرت سوختم بر خیالت هر نفس دلبسته ام طاق نصرت بر در دل بسته ام ای سوار بادهای عاشقی ای بهار دشتهای رازقی روشنای معبد افلاکیان ای چراغ راه های خاکیان باز گو فصل خطاب خویش را آخرین حرف کتاب خویش را تا عیان گردد خدای حُسن کیست انتها و ابتدای حُسن کیست گل کُنَد در جلوه ات پروردگار آخرین اعجاز ذات کردگار آخرین زلف بلند تافته آخرین گیسوی در هم بافته آخرین ابروی محراب آفرین آخرین چشمان مهتاب آفرین آخرین مژگان شوخ سینه سوز آخرین خال سیاه جان فروز آخرین بالا بلند دلنشین آخرین خوان بر انداز زمین آخرین لبخند رویایی عشق آخرین دست اهورائی عشق آخرین خانه بدوش لاله پوش آخرین صحرا نشین خیمه پوش آخرین شرح بیان کربلا آخریم مرثیه خوان کربلا کربلائی اشک می بارد بیا علقمه بوی تو را دارد بیا بی تو این شب سخت طوفانی شده چهار فصل ما زمستانی شده گرم بی تو سرد میگریم بیا بی تو باری درد میگریم بیا  تا کنارت بغضها را سر کنیم در کنارت یادی از مادر کنیم دود بود و دود بود و دود بود گل میان اتش نمرود بود یک طرف گلبرگ اما بی سپر یک طرف دیوار بود و میخ در شعله تا از داغ غربت سرخ شد میخ کم کم از خجالت سرخ شد روز رنگ تیره ی شب را گرفت مجتبی چشمان زینب را گرفت  جوی خونم تا به مسجد رود بود دود بود و دود بود و دود بود ای عزیزوم کاسه ی چشموم سرایِت میون هر دو چشموم جای پایٍت از اون ترسم که غافل پا گذاری آی نشینِ خار مژگونوم به پایِت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. دست توسل همه ی انبیا به اوست از بس که کارِ دست کریمش کرامت است طاووس جنت آمده زیباتر از همه آقای آسمانی و آقاتر از همه او می رسد که عدل علی را به پا کند درد طبیب های جهان را دوا کند او می رسد که تربت مادر عیان شود بعد از مدینه روی به کرببلا کند دارم به روز آمدنش فکر می کنم وقتی برای فاطمه گنبد بنا کند عیسی مسیح می رسد از قلب آسمان تا این که در نماز به او اقتدا کند بر کعبه تکیه می زند و قصد کرده است با صوت حیدری همه مان را صدا کند ای کاش روز آمدنش بین آن همه ما را خودش برای سپاهش سوا کند چون صاحب صفات جلالی حیدر است او لایق عماعۀ سبز پیمبر است آقای من تمامی جان ها به دست توست رمز عروج عالم بالا به دست توست ای وارث تمام ذوات مقدسه باران و رود و چشمه و دریا به دست توست ما غصۀ بهشت خدا را نمی خوریم وقتی کلید جنت الاعلی به دست توست پروندۀ قبولی ما را رقم بزن مهر قبول و جوهر و امضا به دست توست هرگز زمین نخورده عَلَم یابن العسگری روز ظهور پرچم سقا به دست توست تعجیل کن که فاطمه چشم انتظار توست چون انتقام حضرت زهرا به دست توست تو می رسی و ارض و سما می شود بلند در زیر پات عرش خدا می شود بلند ماندم چگونه نام شما را صدا کنم ماندم چگونه روی به سوی شما کنم چندی ست جمکران، دل ما را نبرده ای تا این که در نماز برایت دعا کنم کارم بدون تو همه دم معصیت شده من در گناه هم نشد از تو حیا کنم شرمنده ام که نوکر خوبی نبوده ام آقا نشد که دِین خودم را ادا کنم شرمنده ام به جای دعای سلامتی روزی هزار با به قلبت جفا کنم با حال معصیت به خدا می شود مگر شب های جمعه رو به سوی کربلا کنم برگرد و مردهْ دل من را حیات بخش برگرد و جان بده به دلم ای نجات بخش شاعر : مهدی نظری
4_5839050644987578815.mp3
12M
نوحه‌‌‌های (علیه‌السّلام) «فردا روز نبرده، بین دین...» الحرام 🎤 فردا روز نبرده بین دین و نفاقه امشب شب وداعِ فردا روز فراقه قرآن روی نی که رفت سر من رفت به نیزه ها خونه تا آتیش گرفت رسید آتیش به خیمه ها گریه نکن خواهر بیار کفنمو کنار شمشیرم بذار پیرهنمو نبینم امشب بی قرار شدنتو میبینی فردا دست و پا زدنمو **** امشب آخره کارو باید بدونی خواهر فردا همگی میرن تنها میمونی خواهر مادر پشت در که رفت منو بردن تو قتلگاه از اون روز رنگ شب روزگارم شده سیاه فردا اگه دیدی مادر منو زمزمه کن حرفای آخر منو فاطمه بین قتلگاه پیش توئه وقتی با نیزه میبرن سر منو **** راز امامت ما سِرِش تو آسمونه اکبر میمونه با من سجاد با تو میمونه مُردم اون شبایی که جون مادر به لب رسید اونکه پهلوش رو شکست سرمو از قفا برید فردا به غارت میبرن جیگرمو پیروهنو انگشتر و سپرمو کربلا غوغایی میشه که میبینی گریه جد و مادر و پدرمو
. شعر روضه (س) روز چهارم از فاطميه دوّم "زبانحال مولا علی (ع) كنار تربت رسول الله (ص)" به كذب محض به حُـبّ تو ادّعـا كردند ولي ، وصيّ تو را بعــدِ تو رهــا كردنــد بلند كن سر خود را ، ببين پس از غم تو چگونه باز مــرا صاحب عزا كردند ! بر آن شدند كه نسل تو را بَر اندازند نگاه كن چقَدَر ، شعله دست و پا كردند به جاي اين كه وفـادارِ حضرتت باشند به مشركينِ مُنافـق ، عجــب وفا كردند در آن حريم كه جز صوت"يا كريم"نداشت كلاغ هاي سيــه رو ، سر و صدا كردند از آن دري كه تو نُه سال بوسه اش دادي بپُــرس بـا تن ريحانه ات چه ها كردند ؟ پــيِ تلافيِ يك عُمــر ، خيـــرْ ديدن از او براي رفتنــش از اين جهان ، دعا كردند براي كعبه ي توحيد ، كعبه بود امّــا به ذبحِ مُحسنـم اين خانه را مِـنا كردند به روز حشر بپرس از غلافِ سنگين دل چگونه فاطمه را از علي جُدا كردند ؟ ز خوف ناله ي زهرا به صحن مسجد بود اگر ز كُشتن من يا أخــا ، اِبــا كردند مريضيِ حَسَد و بُغض خويش را اينها به بويِ سوخــتنِ كوثرت ، دوا كردند مــرا كه معنيِ حُـسنِ وصــال ها بودم بـه دوري از سبب وصل ، مُبتــلا كردند .
. آخرِ هفته است آمده ام پیش تو کسب اعتبار کنم بی محلی نکن که میمیرم بی محلی کنی چکار کنم یک دل سیر گریه آوردم پرم از دردهای بی درمان همه درها بروم بسته شده گله دارد ز دست من قرآن من همانم که در تمامی سال به بطالت گذشت هر روزم آتشی نفس من بپا کرده که میانش هنوز میسوزم پشت مردم زیاد حرف زدم بار غیبت قد مرا خم کرد اینهمه نان شبهه خوردن ها برکت سفره مرا کم کرد فکر و ذکرم همه به دنیا رفت حال اشک و عبادتم گم شد چوب ها خوردم از ریاکاری در عبادات نیّتم گم شد با کمیل آمدم برای دعا یک نگاهم بکن بحق علی بارها رفته ام به بیراهه سربه راهم بکن بحق علی شب جمعه ست وقت گریه و عشق کربلایی شدن صفا دارد فاطمه میدهد براتش را هر کسی میل کربلا دارد سر خاک پسر به چه حالی مادری دلشکسته می آید دست خود را گرفته بر پهلو قدکمان زار و خسته می آید یا بُنَیّ به روی لب دارد پسرم جوشن و عبات چه شد؟ من نبینم که تو برهنه شدی پیرهن دوختم برات چه شد؟ .
. اي حسيني كه عوالم پي احسان توأند                                                         همۀ خلق خدا ريزه خور خوان توأند                     صف محشر، نه فقط شيعه حيدر، بلكه                                                         انبياء روز جزا بي سر و سامان توأند                      بهترين منصب ما نوكري كوي شماست                                                    ز آنكه صاحب نظران نوكر دربان توأند                       هر چه دارم همه نذر پسرت اي ارباب                                                         ز آنكه اولاد تو در حكم تو و جان توأند                        روضۀ مجلس تو روضۀ رضوان من است                                                           كشتۀ اشكي و دلها پي درمان توأند                        مادرت فاطمه، محشر پي شان مي گردد                                                         امتي  را كه به دنيا همه گريان توأند                       تو چه كردي كه خدا هم شده مِدحت خوانت                                                           اوليا مات و، رسل يكسره حيران توأند                         باورم نيست جداييِ تو و سينه زنت                                                         تا ابد سينه زنان دست به دامان توأند                        هر چه خواهي تو، همان است عزيز زهرا                                                          نوكرانت همگي گوش  به فرمان توأند .
. میگه توی اجتماع ایرانیان در کشور آلمان ، پرچم همجنس گرایان را در دست داشتند.‌.. آقای دکتر میگه قصدشون از این کار عادی سازی ازدواج سفید و غیره است. البته دکتر درست میگن ؛چون بنیادی که اینارو جمع کرده توی آلمان ، در همین زمینه ها در جهان فعاله، اما بازم باید از پرچم بدست گرفتن آنها بفهمیم که برای ایرانی های معترضِ خارج از کشور هم ، مثل اغتشاشگرانِ داخلی ، این پوله که مهمه وچون پول گرفته بودن تا اون پرچم رو دست بگیرن، خوب به قراردادشون عمل کردن و لذا باید به این درک برسیم که اگه با این جماعت همصدا بشیم، در واقع داریم جیبِ یه عده مزدورِ سفارشی رو پر پول تر میکنیم. چون الان کسانی به عنوان برنداز فعالیت میکنند که اصلا عرقی به ایران و ایرانی ندارن و فقط براشون پول مهمه. خدا کنه بفهمیم که داریم از کسانی بازی میخوریم که دلسوزه ما نیستند و درآمدشون از این اغتشاشاته. چون همه ی دشمنای خارجی اومدن وسط میدون که ما رو به جون هم بندازن و در نهایت مثل اول انقلاب، یکی مثل صدام رو هم علم کنند تا ما رو ضعیف و ضعیف تر کنند. بزار واجا شروع کنه به انتشار جریانهای پشت پرده، اونوقت خواهید دید که چند نفر رو با کیف های پر از دلار گرفتن که اینا ، وسط میدان ، به اغتشاشگران پرداختِ نقدی میکردند . .
. کجا و ما کجا 😔 یک عمر اسیر پیله تن، افسوس ماندن ماندن دوباره ماندن، افسوس پروانه‌ترین مسافران ملکوت از خویش گذشتند... ولی من... افسوس ✍ ............ . تقدیم به شهیدان جامعه اطلاعاتی و گلهای خونین در گلستان علیّ اند آنها که سربازان گمنام ولیّ اند آنها که شعر عشق را گلگون نوشتند امنیّت ما را به خط خون نوشتند ما غیر نام لاله ها نجوا نداریم گمنام تر از این شهیدان ما نداریم دانی چرا تا کوی جانان پر کشیدند چون در دفاعِ از حرم خود را ندیدند خود را ندیدند و خدا را دیده بودند عشق و شهادت را چنین فهمیده بودند آنها که در این جبهه عشق و شور دیدند آری دفاعِ از حرم را نور دیدند با اطّلاعاتی که از دشمن گرفتند راهِ نفوذ هر چه اهریمن گرفتند اکنون به یاد آن شقایق های پرپر داریم قلبی در میان خون شناور ماییم و اکنون راهِ گلگون شهیدان آری همه هستیم مدیون شهیدان ** حاج محمود تاری «یاسر»✍ ........ شهیدانه سرباز و سرسپردۀ فرمان کیستید؟ نام‌آورید و در گرو نام نیستید در های و هوی مبهم نام و مقام‌ها بی‌نام و بی‌نشان، چه غریبانه زیستید.. از ما جدا نبوده مسیر عبورتان با ما به خنده آمده، با ما گریستید در شهر و کوه و دشت، به‌جز حال خوب ما با اسم مستعار به دنبال چیستید؟ در سایه‌اید و بر کفتان تیغ آفتاب باشد که در مقابل ظلمت بایستید آخر شهید و زنده‌ترینید تا ابد وقتی در این مسیر شهیدانه زیستید ✍ 🏷 | 🇮🇷